معاون استاندار و فرماندار شهرستان  مشهد مقدس
احمد علی موهبتی

ارسال پیام

    .     .     .
۱۳۹۲/۰۶/۱۲

نهج الفصاحه


نهج الفصاحة، مجموعه کلمات قصار حضرت رسول اکرم«ص»
 

 

1 آفة الشّجاعة البغى و آفة الحسب الافتخار و آفة السّماحة المنّ و آفة الجمال الخیلاء و آفة الحدیث الکذب و آفة العلم النّسیان و آفة الحلم السّفه و آفة الجود السّرف و آفة الدّین الهوى.
سرکشى آفت شجاعت است، تفاخر آفت شرافت است، منت آفت سماحت است، خود پسندى آفت جمال است، دروغ آفت سخن است فراموشى آفت دانش است، سفاهت آفت بردبارى است، اسراف آفت بخشش است، هوس آفت دین است.

2 إئتوا الدّعوة إذا دعیتم.
وقتى شما را دعوت کردند بپذیرید.

3 إئت المعروف و اجتنب المنکر و انظر ما یعجب أذنک أن یقول لک القوم إذا قمت من عندهم فأته و انظر الّذی تکره أن یقول لک القوم إذا قمت من عندهم فاجتنبه.
نیک‏ کردار باش و از کار بد بپرهیز ببین میل دارى دیگران درباره تو چه بگویند همانطور رفتار کن و از آنچه نمی خواهى درباره تو بگویند برکنار باش.

‏4 آفة الدّین ثلاثة فقیه فاجر و إمام جائر و مجتهد جاهل
آفت دین سه چیز است، داناى بد کار و پیشواى ستم کار و مجتهد نادان

5 آفة العلم النّسیان و إضاعته أن تحدّث به غیر أهله.
آفت دانش فراموشیست و دانشى که بنا اهل سپارى تلف میشود.

6 آکل کما یأکل العبد و أجلس کما یجلس العبد.
مانند بندگان غذا میخورم و مانند آنها بر زمین مى‏نشینم.

7 آمروا النّساء فی بناتهنّ. آیة المنافق ثلاث، إذا حدّث کذب و إذا وعد أخلف و إذا ائتمن خان.
با زنان درباره دخترانشان شور کنید . نشان منافق سه چیز است، سخن بدروغ گوید، از وعده تخلف کند و در امانت خیانت نماید.

8 أبى اللّه أن یجعل لقاتل المؤمن توبة.
خداوند از گناه قاتل مؤمن نمیگذرد و توبه او را نمى‏پذیرد.

9 أبى اللّه أن یقبل عمل صاحب بدعة حتّى یدع بدعته.
خداوند عمل بدعتگذار را نمى پذیرد تا از بدعت خویش دست بردارد

10 إبتغوا الرّفعة عند اللّه تحلم عمّن جهل علیک و تعطی من حرمک.
اگر میخواهید پیش خداوند منزلتى بلند یابید خشونت را به بردبارى و محرومیت را به عطا تلافى کنید.

11 أبد المودّة لمن وادّک فإنها أثبت.
آنکه با تو در دوستى مى‏زند با وى ره دوستى گیر که این گونه دوستى پایدارتر است.

12 إبدء بنفسک فتصدّق علیها فإن فضل شیى‏ء فلأهلک فإن فضل شیى‏ء عن أهلک فلذی قرابتک فإن فضل عن ذی قرابتک شیى‏ء فهکذا و هکذا إبدء بمن تعول.
صدقه را از خویشتن آغاز کن اگر چیزى فزون آمد بکسان خود ده اگر از کسان تو چیزى فزون آمد بخویشان ده و اگر از خویشان نیز چیزى فزون آمد به دیگران ده و همچنین صدقه را از عیال خویش آغاز کن.

13 أبى اللّه أن یرزق عبده المؤمن إلاّ من حیث لا یحتسب.
خدا روزى بنده مؤمن خویش را از جائى که انتظار ندارد میرساند

 14 إبدؤا بما بدأ اللّه به.
صدقه را از آنچه خداوند آغاز کرده است آغاز کنید.

15 أبشروا و بشّروا من وراءکم أنّه من شهد أن لا إله إلاّ اللّه صادقا لها دخل الجنّة .
شما را مژده میدهم و شما بدیگران مژده دهید که هر کس شهادت دهد که خدائى جز خداى یگانه نیست و بدان معتقد باشد وارد بهشت میشود

 16 أبغض الحلال إلى اللّه الطّلاق.
 منفورترین چیزهاى حلال در پیش خدا طلاق است.

 17 أبغض الخلق إلى اللّه من آمن ثمّ کفر.
منفورترین مردم پیش خدا آن کس است که ایمان آورد و سپس کافر شود.

18 أبغض الرّجال إلى اللّه ألألدّ الخصم.
منفورترین مردان در پیش خدا مرد لجوج و ستیزه جوست.

19 أبغض العباد إلى اللّه من کان ثوباه خیرا من عمله: أن تکون ثیابه ثیاب الأنبیاء و عمله عمل الجبّارین.
منفورترین بندگان در پیش خدا کسى است که جامه وى از کارش بهتر باشد، یعنى جامه او جامه پیمبران باشد و کار وى کار ستمگران.

20 أبغونی الضّعفاء فإنّما ترزقون و تنصرون بضعفاءکم.
ناتوان را پیش من آرید زیرا شما ببرکت ناتوانان خود روزى مى‏خورید و یارى مى‏شوید.

21 أبلغوا حاجة من لا یستطیع إبلاغ حاجته. فمن أبلغ سلطانا حاجة من لا یستطیع إبلاغها ثبّت اللّه قدمیه على الصّراط یوم القیامة.
حاجت کسى را که از ابلاغ آن ناتوانست ببزرگان برسانید زیرا هر کس حاجت درمانده ‏ای را ببزرگى برساند روز رستاخیز خداوند پاهاى وى را بر صراط استوار میسازد.

22 إبن آدم أطع ربّک تسمّى عاقلا و لا تعصه فتسمّى جاهلا.
فرزند آدم!پروردگار خویش را فرمانبردار باش تا ترا خردمند خوانند و از فرمان وى بیرون مباش که ترا نادان شمارند.

23 إبن آدم إذا أصبحت معافى فی جسدک آمنا فی سربک عندک قوت یومک فعلى الدّنیا ألعفاء .
فرزند آدم وقتى تن تو سالم است و خاطرت آسوده است و قوت یکروز خویش را دارى جهان گو مباش.

24 إبن آدم عندک ما یکفیک و تطلب ما یطغیک إبن آدم لا بقلیل تقنع و لا بکثیر تشبع
فرزند آدم، آنچه حاجت ترا رفع کند در دسترس خود دارى و در پى آنچه ترا بطغیان وامیدارد روز میگذارى، باندک قناعت نمیکنى و از بسیار سیر نمیشوى.

25 أتانی جبریل فقال یا محمّد عش ما شئت فإنّک میّت و أحبب ما شئت فإنّک مفارقه و اعمل ما شئت فإنّک مجزیّ به. و اعلم أنّ شرف المؤمن قیامه بالّلیل و عزّه إستغناؤه عن النّاس .
جبریل پیش من آمد و گفت اى محمّد هر چه میخواهى زنده بمان که عاقبت خواهى مرد، هر چه را میخواهى دوست بدار زیرا از آن جدا خواهى شد و هر چه میخواهى بکن که پاداش آن را خواهى دید و بدان که شرف مؤمن بپا خاستن شب است و عزت وى بى نیازى از مردم‏

26 أتانی جبریل فقال بشّر أمّتک إنّه. من مات لا یشرک باللّه شیئا دخل الجنّة قلت یا جبریل و إن سرق و إن زنى قال نعم قلت و إن سرق و إن زنى قال نعم قلت و إن سرق و إن زنى قال نعم و إن شرب الخمر.
جبریل پیش من آمد و گفت امت خود را بشارت بده که هر کس بمیرد و چیزى را با خدا شریک نسازد به بهشت میرود گفتم اى جبرئیل و اگر دزدى کرده باشد و اگر زنا کرده باشد؟گفت آرى گفتم و اگر دزدى کرده باشد و اگر زنا کرده باشد؟گفت آرى گفتم و اگر دزدى کرده باشد و اگر زنا کرده باشد گفت آرى و اگر هم شراب خورده باشد

 27 أتحبّ أن یلین قلبک و تدرک حاجتک؟إرحم الیتیم و امسح رأسه و أطعمه من طعامک یلن قلبک و تدرک حاجتک.
آیا دوست دارى دلت نرم شود و حاجت خود بیابى بر یتیم رحمت آور وى را بنواز و از غذاى خویش بدو بخوران تا دلت نرم شود و حاجت خود بیابى.

28 أتحسبون الشّدّة فی حمل الحجارة إنّما الشّدّة أن یمتلی أحدکم غیظا ثمّ یغلبه.
آیا گمان میکنید نیرومندى در بردن سنگ است، نیرومند حقیقى آنست که خشمگین شود و بر خشم خود غالب گردد.

29 إتّخذوا عند الفقراء أیادی فإنّ لهم دولة یوم القیامة.
با فقرا دوستى کنید زیرا در روز رستاخیز دولتى بزرگ دارند.

30 أتدرون ما العضة؟. . نقل الحدیث من بعض النّاس إلى بعض لیفسدوا بینهم.
آیا میدانید سخن چینى چیست؟ سخن چینى آنست که سخنى را از کسان پیش دیگران نقل کنند و میان آنها را بهم بزنند

 31 أترک فضول الکلام و حسبک من الکلام ما تبلغ به حاجتک
از سخنان بیهوده چشم بپوش سخنى که رفع حاجت کند ترا کفایت کند.

32 أترکوا الدّنیا لأهلها فإنّه من أخذ منه فوق ما یکفیه أخذ من حتفه و هو لا یشعر.
دنیا را بمردم دنیا واگذارید زیرا هر کس از دنیا بیش از حد کفایت بر گیرد در هلاک خویش میکوشد اما نمیداند.

33 إتّق اللّه فی عسرک و یسرک.
در سختى و سستى از خدا بترس

 34 إتّق اللّه و لا تحقرنّ من المعروف شیئا و لو أن تفرغ من دلوک فی إناء المستسقی و أن تلقى أخاک و وجهک إلیه منبسط.  
از خدا بترس و هیچ کار نیکى را حقیر مشمار گر چه کار نیک منحصر باین باشد که دلو خویش را در ظرف تشنه‏اى بریزى و برادر خود را با روى گشاده ملاقات کنى.

35 إتّق دعوة المظلوم فإنّما یسأل اللّه تعالى حقّه و إنّ اللّه تعالى لا یمنع ذا حق حقّه.
از دعاى مظلوم بپرهیز زیرا وى بدعا حق خویش را از خدا میخواهد و خدا حق را از حق دار دریغ نمیدارد.

36 إتّقوا اللّه واعد لوا بین أولادکم کما تحبّون أن یبرّوکم.
از خدا بترسید و میان فرزندان خود بعدالت رفتار کنید همانطور که میخواهید با شما بنیکى رفتار کنند.

37 إتّقوا دعوة المظلوم فإنّها تحمل على الغمام یقول اللّه تعالى و عزّتی و جلالى لانصرنّک و لو بعد حین.
از نفرین مظلوم بترسید زیرا نفرین وى بر ابرها میرود و خداوند مى گوید بعزت و جلال من سوگند که ترا یارى میکنم اگر چه پس از مدتى باشد.

38 إتّقوا الحجر الحرام فی البنیان فإنّه أساس الخراب.
از استعمال سنگ حرام در ساختمان بپرهیزید که مایه ویرانى است.

39 إتّقوا فراسة المؤمن فإنّه ینظر بنور اللّه عزّ و جلّ.
از فراست مؤمن بترسید که چیزها را با نور خدا مینگرد.

40 إتّقوا الشّحّ فإنّ الشّحّ أهلک من کان قبلکم و حملهم على أن سفکوا دماءهم و استحلّوا محارمهم.
از بخل بپرهیزید زیرا که بخل پیشینیان را هلاک کرد و آنها را وادار کرد که بخون یکدیگر دست بیالایند و محارم خویش را حلال شمارند.

41 إتّقوا النّار و لو بشقّ تمرة فإن لم تجدوا فبکلمة طیّبة.
از آتش بپرهیزید و گر چه بوسیله یک پاره خرما باشد و اگر ندارید بوسیله سخنى نیک.

42 إتّق المحارم تکن أعبد النّاس و ارض بما قسم اللّه لک تکن أغنى النّاس.
از چیزهاى حرام بپرهیز تا از همه کس عابدتر باشى و بقسمت خویش راضى باش تا از همه کس ثروتمندتر باشى.

43 أتقى النّاس من قال الحقّ فیما له و علیه.
از همه مردم پرهیزگارتر آنکس است که حق را بر نفع و ضرر خویش بگوید.

44 إتّقوا الدّنیا فو الّذی نفسی بیده إنّها لأسحر من هاروت و ماروت.
از دنیا بپرهیزید، قسم به آنکس که جان من در کف اوست که دنیا از هاروت و ماروت ساحرتر است.

45 إتّقوا اللّه فی النّساء فإنّهنّ عندکم عوان.
درباره زنان از خدا بترسید که آنها پیش شما اسیرند.

46 إتّق اللّه حیثما کنت و أتبع السّیّئة الحسنة تمحها و خالق النّاس بخلق حسن.
هر کجا هستى از خدا بترس؛به دنبال گناه کار نیک انجام بده تا آن را محو کند و با مردم خوش اخلاق و نیکو رفتار باش.

47 إتّقوا دعوة المظلوم فإنّها تصعد إلى السّماء کأنّها شرارة.
از نفرین مظلوم بترسید که چون شعله آتش بر آسمان میرود.

48 إتّقوا دعوة المظلوم و إن کان کافرا فإنّها لیس دونها حجاب.
از نفرین مظلوم بترسید اگر چه کافر باشد، زیرا در برابر نفرین مظلوم پرده و مانعى نیست .

49 إتّقوا اللّه و أصلحوا ذات بینکم.
از خدا بترسید و میان خویش را اصلاح کنید.

50 إتّقوا الدّنیا و اتّقوا النّساء فإنّ إبلیس طلاّع رصّاد و ما هو بشیى‏ء من فخوخه بأوثق لصیده فی الأتقیاء من النّساء.
از دنیا بترسید و از زنان بپرهیزید زیرا شیطان نگران و در کمین است و هیچیک از دامهاى وى براى صید پرهیزکاران مانند زنان مورد اطمینان نیست.

51 إتّقوا الظّلم فإنّ الظّلم ظلمات یوم القیامة.
از ستمگرى بپرهیزید که ستمگرى مایه تاریکى روز رستاخیز است.

52 إتّقوا صاحب الجذام کما یتّقى السّبع إذا هبط وادیا فاهبطوا غیره.
از بیمارى که بخوره مبتلا است بپرهیزید چنانکه از شیر میگریزید اگر در دره‏اى فرود آمد شما در دره دیگر فرود آئید.

53 إتّقوا زلّة العالم و انتظروا فیئته.
از لغزش دانا بترسید و منتظر باز گشت وى باشید.

54 إثنان لا تجاوز صلاتهما رؤسهما عبد أبق من موالیه حتّى یرجع و امرأة عصت زوجها حتّى ترجع.
دو کسند که نمازشان از سرشان بالاتر نمیرود بنده‏ایکه از آقایان خود گریخته باشد تا هنگامى که باز گردد و زنیکه شوهر خود را نافرمانى کرده باشد تا باز گردد.

 

55 إثنان لا ینظر اللّه إلیهم یوم القیامة قاطع الرّحم و جار السوء.
دو کس را خداوند روز قیامت بنظر رحمت نمى‏نگرد، آنکه با خویشان ببرد و آنکه با همسایه بدى کند.

56 إثنان خیر من واحد و ثلاثة خیر من اثنین و أربعة خیر من ثلاثة فعلیکم بالجماعة.
دو تن از یکى بهتر و سه تن از دو تن برتر و چهار تن از سه تن نیکوتر است، همیشه با جماعت باشید.

57 إثنان یکرههما ابن آدم ألموت و الموت خیر له من الفتنة و یکره قلّة المال و قلّة المال أقلّ للحساب.
فرزند آدم از دو چیز بیزار است یکى مرگ در صورتیکه مرگ براى او از فتنه بهتر است و کمى مال در صورتى که هر چه مال کمتر باشد حساب آن آسانتر است.

58 إثنان یعجّلهما اللّه فی الدّنیا ألبغى و عقوق الوالدین.
دو چیز را خداوند در این جهان کیفر مى‏دهد تعدى و ناسپاسى پدر و مادر.

59 إجتنبوا الخمر فإنّها مفتاح کلّ شرّ.
از شراب بگریزید که کلید همه بدیهاست.

60 إجتنبوا التّکبّر فإنّ العبد لا یزال یتکبّر حتّى یقول اللّه تعالى أکتبوا عبدی هذا فی الجبّارین.
از تکبر بپرهیزید زیرا بنده همینکه بتکبر خو گرفت خداوند مى گوید این بنده را در شمار گردن کشان بشمار آرید.

61إجتنبوا کلّ مسکر.
از هر چه مست میکند بپرهیزید.

62 إجتنب الغضب.
از خشم بپرهیز.

63 إجتنبوا دعوات المظلوم ما بینها و بین اللّه حجاب.
از نفرین‏هاى مظلوم بترسید که میان آن و خدا حجابى نیست.

64 أجرؤکم على قسم الجدّ أجرؤکم على النّار.
هر کس از شما در خوردن قسم جدى جرى‏تر است بجهنم نزدیکتر است

 65 إنّ لکلّ ملک حمى و إنّ حمى اللّه فی الأرض محارمه.  
هر پادشاهى قرقى دارد و قرق خدا در زمین محرمات اوست.

66 أجلّوا اللّه یغفر لکم.
خدا را ستایش کنید تا شما را بیامرزد

67 أجملوا فی طلب الدّنیا فإنّ کلاّ میسّر لما کتب له منها.
در طلب دنیا معتدل باشید زیرا بهر کس هر چه قسمت اوست می  رسد

68 أجوع النّاس طالب العلم و اشبعهم الّذی لا یبتغیه.  
از همه مردم گرسنه ‏تر آنکس است که در پى دانش میرود و از همه مردم سیرتر آنکس است که طالب آن نیست.

69 أجیبوا الدّاعی و لا تردّوا الهدیّة و لا تضربوا المسلمین.
دعوت را بپذیرید، هدیه را رد مکنید و مسلمانانرا نزنید.

70 أحبّ الأعمال إلى اللّه الصّلاة لوقتها ثمّ برّ الوالدین ثمّ الجهاد فی سبیل اللّه .
بهترین کارها در نزد خدا نماز بوقت است آنگاه نیکى با پدر و مادر آنگاه جنگ در راه خدا .

71 أحبّ البلاد إلى اللّه مساجدها و أبغض البلاد إلى اللّه أسواقها.
محبوبترین جاى شهرها در پیش خدا مسجدهاست و منفورترین جاى شهرها در پیش خدا بازارهاست .

72 أحبّ العباد إلى اللّه الأتقیاء الأخفیاء.
محبوبترین بندگان در پیش خدا پرهیزکاران گمنامند.

73 أحبّ الأعمال إلى اللّه أدومها و إن قلّ.
محبوبترین کارها در پیش خدا کاریست که دوام آن بیشتر است اگر چه اندک باشد.

74 أحبب حبیبک هونا مّا عسى أن یکون بغیضک یوما مّا و أبغض بغیضک هونا مّا عسى أن یکون حبیبک یوما مّا.
در دوستى میانه نگهدار که شاید دوست روزى دشمن تو شود و در دشمنى راه افراط مسپار که شاید دشمن روزى دوست گردد.

75 أحبب للنّاس ما تحبّ لنفسک تکن مؤمنا و أحسن مجاورة من جاورک تکن مسلما.
آنچه براى خود مى‏خواهى براى مردم بخواه تا مؤمن باشى و با همسایگان نیکى کن تا مسلمان باشى.

76 أحبّ الأعمال إلى اللّه من أطعم من جوع أو دفع عنه مغرما أو کشف عنه کربا
بهترین کارها در پیش خدا آنست که بینوائى را سیر کنند، یا قرض او را بپردازند یا زحمتى را از او دفع نمایند

77 أحبّ الأعمال إلى اللّه بعد الفرائض إدخال السّرور على المسلم.
بهترین کارها در پیش خدا بعد از اداى واجبات خوشحال کردن مرد مسلمان است.
 
78 أحبّ الأعمال إلى اللّه حفظ الّلسان.
بهترین کارها در پیش خدا نگه دارى زبان است.

79 أحبّ الأعمال إلى اللّه الحبّ
بهترین کارها در پیش خدا دوستى‏

- فی اللّه و البغض فی اللّه.
- و دشمنى در راه خداست.

80 أحبّ الجهاد إلى اللّه کلمة حقّ تقال لإمام جائر.
بهترین جهادها در پیش خدا سخن حقى است که به پیشواى ستم کار گویند.

81 أحبّ الحدیث إلىّ أصدقه
در نظر من بهترین سخنان آنست که راست تر باشد.
 
82 أحبّ الطّعام إلى اللّه ما کثرت علیه الأیدی.
بهترین غذاها در پیش خدا آن است که گروهى بسیار بر آن بنشینند.

83 أحبّ اللّهو إلى اللّه تعالى إجراء الخیل و الرّمی.
بهترین بازى‏ها در پیش خدا اسب دوانى و تیر اندازى است.

84 أحبّ عباد اللّه إلى اللّه أحسنهم خلقا.
بهترین بندگان در پیش خدا کسى است که خلقش نیکتر باشد.

85 أحبّ اللّه تعالى عبدا سمحا إذا باع و سمحا إذا اشترى و سمحا إذا قضى و سمحا إذا اقتضى.
خداوند بنده‏اى را که بهنگام خرید و هنگام فروش و هنگام پرداخت و هنگام دریافت سهل انگار است دوست دارد.

86 أحبّ عباد اللّه إلى اللّه أنفعهم لعباده.
از جمله بندگان آنکس پیش خدا محبوبتر است که براى بندگان خدا سودمندتر است.

87 أحبب للنّاس ما تحبّ لنفسک.
آنچه براى خود میخواهى براى مردم بخواه

88 أحبّ بیوتکم إلى اللّه بیت فیه یتیم مکرّم .
محبوبترین خانه ‏هاى شما در نظر خدا خانه ایست که در آن یتیمى محترم باشد.

89 إحترسوا من النّاس بسوء الظّنّ.
بوسیله بدگمانى از مردم در امان باشید.

90 إحتکار الطّعام بمکّة إلحاد
احتکار خوردنیها در مکه کفر است.

91 أحثوا التّراب فی وجوه المدّاحین.
بر چهره ستایشگران خاک بیفشانید.

92 إحذر أن یری علیک آثار المحسنین و أنت تخلو من ذلک فتحشر مع المرائین.
مبادا آثار نیکان در تو نمودار باشد و نیک نباشى که در اینصورت با ریا کاران محشور خواهى شد.

93 إحذروا الشّهوة الخفیّة: ألعالم یحبّ أن یجلس إلیه.
از شهوت مخفى بپرهیزید شهوت مخفى آنست که دانشمند دوست دارد کسان در محضر وى بنشینند

94 أحذروا البغى فإنّه لیس من عقوبة هى أحضر من عقوبة البغی.
از ستمگرى بپرهیزید زیرا کیفرى از کیفر ستمکارى آماده ‏تر نیست.

95 أحزم النّاس أکظمهم للغیظ.
آنکه در فرو بردن خشم از دیگران پیشتر است از همه کس دور اندیش تر است.

96 أحذروا زلّة العالم فإنّ زلّته تکبکبه فی النّار.
از لغزش عالم بپرهیزید که لغزش او در آتش نگون سارش خواهد کرد

97 أحسنوا جوار نعم اللّه لا تنفروها فقلّما زالت عن قوم فعادت إلیهم.  
قدر نعمتهاى خدا را بدانید و آن را از خود مرانید زیرا کمتر ممکن است نعمتى از قومى زایل شود و پس آنان باز گردد.

98 أحسنوا إذا ولّیتم و اعفوا عماّ ملکتم.
وقتى فرمان روائى یافتید به نیکى گرائید و زیر دستان خود را ببخشید

 99 إحفظ اللّه تجده أمامک.  
جانب خدا را نگهدار تا همیشه وى را روبرو بینى.

100 إحفظ لسانک.
زبان خویش را نگهدار.

101 إحفظ ما بین لحییک و ما بین رجلیک.
دهان و فرج خویش را نگهدار.

102 إحفظ ودّ أبیک لا تقطعه فیطفی اللّه نورک.
دوستى پدر خویش را حفظ کن و رشته آن را مبر که خداوند نور تو را خاموش میکند.

103 إحفظ عورتک إلاّ من زوجتک أو ما ملکت یمینک.
قیل إذا کان القوم بعضهم من بعض قال إن استطعت أن لا یرینّها أحد فلا یرینّها قیل إذا کان أحدنا خالیا قال اللّه أحقّ أن یستحیى منه من النّاس.
عورت خویشرا جز از همسر و کنیز خود مستور دار گفتند اگر کسان خویشاوندان یکدیگر باشند؟گفت اگر توانستى که هیچ کس آن را نبیند بهتر است که نه بینند گفتند اگر یکى از ما تنها باشد گفت از خداوند بیش از مردم باید شرم کنند.

104 أحلّ الذّهب و الحریر لاناث أمّتی و حرّم على ذکورها.
طلا و ابریشم بر زنان امت من حلال است و بر مردانشان حرام

 105 أخاف على أمّتی من بعدی
پس از خودم بر امتم

- ثلاثا: ضلالة الأهواء و اتّباع الشّهوات فی البطون و الفروج و الغفلة بعد المعرفة.
- از سه چیزبیم دارم، گمراهى هوسها و پیروى خواهشهاى شکمها و فرجها و غفلت پس از معرفت.

106 إختبروا النّاس بأخدانهم فإنّ الرّجل یخادن من یعجبه.
مردم را از معاشرانشان بشناسید زیرا کند هم جنس با هم جنس پرواز.

107 أخذ الأمیر الهدیّة سحت و قبول القاضی الرّشوة کفر.
هدیه گرفتن امیر نارواست و رشوه گرفتن قاضى کفر است

 108 أخسر النّاس صفقة رجل أخلق یدیه فی آماله و لم یساعده الأیّام على أمنیّته فخرج من الدّنیا بغیر زاد و قدم على اللّه تعالى بغیر حجّة.
زیانکارترین مردم آن کس است که عمرى به آرزو گذارند و روزگار وى را بمنظور نرساند و از دنیا بى توشه برون رود و در پیشگاه خداوند دلیلى نداشته باشد.

109 أخشى ما خشیت على أمّتی کبر البطن و مداومة النّوم و الکسل و ضعف الیقین.
بر امت خویش، بیشتر از هر چیز، از شکم پرستى و پر خوابى و بیکارگى و بى ایمانى بیمناکم .

110 أخلص دینک یکفک القلیل من العمل.
ایمان خویش را خالص کن که اندکى عبادت ترا کفایت کند.

111 أخلصوا أعمالکم للّه فإنّ اللّه لا یقبل إلاّ ما خلص له.
اعمال خویش را براى خداوند از روى اخلاص انجام دهید، زیرا خدا فقط کارهائی را میپذیرد که از روى اخلاص براى او انجام گرفته باشد

 112 أخوف ما أخاف على أمّتی کلّ منافق علیم الّلسان.
بیش از هر چیز از منافقان دانا بر امت خود بیم دارم.

 

113 إخوانکم خولکم جعلهم اللّه فنیة تحت أیدیکم فمن کان أخوه تحت یده فلیطعمه من طعامه و لیلبسه من لباسه و لا یکلّفه ما یغبه فإن کلّفه ما یغلبه فلیعنه.
بندگان شما برادران شما هستند که خداوند آنها را زیر دست شما قرار داده هر کسى برادر وى زیر دستش باشد باید از غذاى خود بدو بخوراند و از لباس خویش بر او بپوشاند و کاریکه بیش از طاقت وى باشد بدو رجوع نکند و اگر کار سختى بدو رجوع کرد یاریش کند

 114 أخوف ما أخاف على أمّتی ألهوى و طول الأمل.  
بر امت خویش بیش از هر چیز از هوس و آرزوى دراز بیم دارم.

115 أدّ ما افترض اللّه تعالى علیک تکن من أعبد النّاس و اجتنب ما حرّم اللّه علیک تکن من أورع النّاس وارض بما قسمه اللّه لک تکن من أغنى النّاس

واجبات خدا را بجاى آر تا عابد ترین مردم باشى، و از محرمات خدا بپرهیز تا پارساترین مردم باشى به قسمتی که خدا براى تو تعیین کرده راضى باش تا بى نیازترین مردم باشى.
 
116 أدعوا اللّه و أنتم مؤمنون بالإجابة و اعلموا أنّ اللّه لا یستجیب دعاء من قلب غافل لاه.
خدا را بخوانید و باجابت دعاى خود یقین داشته باشید و بدانید که خداوند دعا را از قلب غافل بی خبر نمیپذیرد.

117 أدّ الأمانة إلى من ائتمنک و لا تخن من خانک.
با کسیکه تو را امین میداند به امانت رفتار کن و با کسیکه بتو خیانت کرده است خیانت مکن

 118 أدّبنی ربّی فأحسن تأدیبی.  
خداوند مرا ادب آموخت و نیک آموخت.

119 إدرؤا الحدود عن المسلمین ما استطعتم فإنّ الإمام لأن یخطى فی العفو خیر من أن یخطى فی العقوبة.
تا آنجا که مى‏توانید مجازات‏ها را از مسلمانان باز دارید زیرا اگر پیشوائى در بخشش خطا کند بهتر از آن است که در مجازات خطا کند.

120 إدرؤا الحدود بالشّبهات و أقیلوا الکرام عثراتهم إلاّ فی حدّ من حدود اللّه.
وقتى تردید پیش آمد مجازاتها را باز دارید و لغزشهاى بزرگان را ببخشید مگر در کار حد و مجازات

121 أدنى أهل النّار عذابا ینتعل بنعلین من نار یغلی دماغه من حرارة نعلیه .
از مردم جهنم آنکه عذابش از همه آسانتر است دو کفش آتشین بپا دارد که مغز وى از حرارت کفشهایش بجوش میآید.

122 أدنى جبذات الموت بمنزلة مأة ضربة بالسّیف.
آسانترین کششهاى مرگ مانند صد ضربت شمشیر است.

123 إذا أبردتم إلىّ بریدا فابعثوه حسن الوجه حسن الإسم
وقتى قاصدى پیش من میفرستید نیک صورت و نیک اسم بفرستید.
 
124 إذا ابتغیتم المعروف فاطلبوه عند حسان الوجوه.
اگر نیکى میخواهید آن را پیش نیکصورتان بجوئید.

125 إذا ابتلی أحدکم بالقضاء بین المسلمین فلا یقض و هو غضبان و لیسوّ بینهم فی النّظر و المجلس و الإشارة.
اگر یکى از شما بکار قضاوت میان مسلمانان دچار شود باید به هنگام غضب از قضاوت خوددارى کند و میان ارباب دعوى در نگاه و نشیمنگاه و اشاره تفاوتى نگذارد

126 إذا أتى علىّ یوم لا أزداد فیه علما یقرّبنی إلى اللّه تعالى فلا بورک لی فی طلوع الشّمس ذلک الیوم.
اگر روزى بر من بگذرد و در آن روز دانشى نیاموزم که مرا بخداوند نزدیک کند، طلوع آفتاب آن روز بر من مبارک مباد.

127 إذا أتى أحدکم خادمه بطعامه قد کفاه علاجه و دخانه فلیجلسه معه فإن لم یجلسه معه فلیناوله أکلة أو أکلتین.
وقتى خادم شما غذائى مى‏آورد که آن را تهیه کرده و دود آن را خورده باید وى را با خویشتن بنشاند و اگر او را ننشاند یک یا دو لقمه باو بدهد.

128 إذا أتى أحدکم أهله فلیستتر و لا یتجرّدان تجرّد العیرین.
وقتى یکى از شما پیش کسان خود میرود خود را بپوشاند و مانند شتران برهنه نباشند.

129 إذا آتاک اللّه مالا فلیر أثر نعمة اللّه علیک و کرامته.
اگر خداوند چیزى بتو داد باید نشان نعمت و کرم وى در تو پدیدار شود.

130 إذا أتاکم من ترضون خلقه و دینه فزّوّجوه إن لا تفعلوا تکن فتنة فی الأرض و فساد عریض.
وقتى کسى که خلق و دین وى مایه رضایت است بخواستگارى مى آید بوى زن بدهید و اگر چنین نکنید فتنه و فساد در زمین فراوان خواهد شد.

131 إذا أتاکم السّائل فضعوا فی یده و لو ظلفا محرقا.
وقتى سائلى پیش شما آمد چیزى بدو بدهید اگر چه یک قطعه سم سوخته باشد.

132 إذا أتاکم کریم قوم فأکرموه.
وقتى بزرگ طایفه ه‏اى پیش شما آمد او را بزرگ شمارید.

133 إذا أثنى علیک جیرانک أنّک محسن فأنت محسن و إذا أثنى علیک جیرانک أنّک مسی‏ء فأنت مسی‏ء.
اگر همسایگانت ترا نیکوکار دانستند نیکوکارى و اگر همسایه گانت ترا بدکار شمردند بد کارى

134 إذا اجتمع العالم و العابد على الصّراط قیل للعابد أدخل الجنّة و تنعّم بعبادتک و قیل للعالم قف هنا فاشفع لمن أحببت فإنّک لا تشفع لأحد إلاّ شفّعت فقام مقام الأنبیاء .
وقتى عالم و عابد بر صراط اجتماع کنند بعابد گویند ببهشت درآى و از عبادت خویش بهرمند شو و بعالم گویند اینجا بایست و براى هر که میخواهى شفاعت کن زیرا هر که را شفاعت کنى شفاعت تو پذیرفته خواهد شد آنگاه عالم در صف پیغمبران میایستد.

135 إذا اجتمع الدّاعیان فأجب أقربهما بابا فإنّ أقربهما بابا أقربهما جوارا و إن سبق
وقتى دو کس ترا با هم دعوت کردند دعوت کسی را که خانه‏ اش نزدیکتر است بپذیر زیرا آنکه‏

-أحدهما فأجب الذی سبق.
- خانه ‏اش نزدیکتر است در همسایگى مقدم است و اگر یکى زودتر دعوت کرده است دعوت او را بپذیر.

136 إذا أحبّ اللّه عبدا إبتلاه و إذا أحبّه الحبّ البالغ إقتناه قالوا ما اقتناؤه قال لا یترک له مالا و لا ولدا.
وقتى خداوند بنده ‏ای را دوست دارد وى را مبتلا سازد و وقتى وی را کاملا دوست دارد او را خاص خود سازد گفتند چگونه او را خاص خود میسازد گفت مال و فرزندى براى او باقى نمیگذارد  

 137 إذا أحبّ اللّه عبدا حماه الدّنیا کما یظل أحدکم یحمی سقیمه الماء.
وقتى خداوند بنده ‏ای را دوست دارد دنیا را از او منع میکند چنانکه شما مریض خویش را از نوشیدن آب منع میکنید.

138 إذا أحبّ اللّه عبدا إبتلاه لیسمع تضرّعه.
وقتى خداوند بنده ‏ای را دوست دارد وی را مبتلا سازد تا تضرع او را بشنود.

139 إذا أحبّ اللّه عبدا قذف حبّه فی قلوب الملائکة و إذا أبغض اللّه عبدا قذف بغضه فی قلوب الملائکة ثمّ یقذفه فی قلوب الآدمیّین.
وقتى خداوند بنده ‏ای را دوست دارد دوستى وی را در دل فرشتگان جاى میدهد و وقتى بنده ای را دشمن دارد دشمنى او را در دل فرشتگان اندازد سپس آنرا در دل آدمیان جاى دهد،

140 إذا أحبّ أحدکم أخاه فلیعلمه فإنّه أبقى فی الالفة و أثبت فی المودّة.
وقتى کسى آشناى خود را دوست دارد بدو خبر دهد که این کار موجب بقاى الفت و دوام مودت است.

141 إذا أحببت رجلا فلا تماره و لا تجاره و لا تشارّه و لا تسئل عنه أحدا فعسى أن توافی له عدوّا فیخبرک بما لیس فیه فیفرّق ما بینک و بینه.
وقتى با کسى دوست شدى با او مجادله و رقابت مکن و بر او برترى مجو و از هیچکس درباره او چیزى مپرس چه ممکن است به یکى از دشمنان او بر خورى و درباره وى سخن بخطا گوید و میان شما را تفرقه اندازد.

142 إذا أحببتم أن تعلموا ما للعبد عند ربّه فانظروا ما یتبعه من الثّناء.
وقتى بخواهید مقام بنده را در نظر خدا بدانید بنگرید که پشت سر او چه میگویند.

143 إذا أراد اللّه بعبد خیرا فقّهه فی الدّین و زهّده فی الدّنیا و بصّره عیوبه.
وقتى خداوند براى بنده‏اى نیکى خواهد ویرا در کار دین دانا و بدنیا بى ‏اعتنا سازد و عیوب وی را بدو بنمایاند.

144 إذا أراد اللّه بعبد خیرا صیّر حوایج النّاس إلیه.
وقتى خداوند براى بنده‏اى نیکى خواهد حاجت‏هاى مردم را در دست او قرار میدهد.

145 إذا أراد اللّه بعبده الخیر عجّل له العقوبة فی الدّنیا و إذا أراد اللّه بعبده الشّرّ أمسک عنه بذنبه حتّى یوافی به یوم القیامة.
وقتى خداوند براى بنده خویش نیکى خواهد کیفر او را در دنیا میدهد و وقتى براى او بد خواهد گناه وى را میگذارد که در روز رستاخیز کیفر دهد.

146 إذا أراد اللّه بعبد خیرا فتح له قفل قلبه و جعل فیه الیقین و الصّدق و جعل قلبه واعیا لما سلک فیه و جعل قلبه سلیما و لسانه صادقا و خلیقته مستقیمة و جعل أذنه سمیعة و عینه بصیرة.
وقتى خداوند براى بنده‏اى خوبى خواهد قفل دل وی را میگشاید و در آن ایمان و راستى قرار میدهد و قلب وى را نسبت برفتار او هوشیار میسازد دل وى را سلیم و زبانش را راستگو و اخلاقش را مستقیم و گوش ویرا شنوا و چشمش را بینا میسازد.

147 إذا أراد اللّه بأهل بیت خیرا فقّههم فی الدّین و وقّر صغیرهم کبیرهم و رزقهم الرّفق فی معیشتهم و القصد فی نفقاتهم و بصّرهم عیوبهم فیتوبوا منها  
وقتى خداوند براى مردم خانه اى نیکى خواهد آنان را در کار دین دانا سازد و خوردسالانشان سال خوردگانشان را محترم دارند.
مدارا در معیشت و اعتدال در خرج را نصیب آنها سازد و عیوبشان را به آنها بنمایاند تا از آن باز گردند.

 - و إذا أراد بهم غیر ذلک ترکهم هملا.
- و اگر براى آنها جز این خواهد بخودشان واگذارشان کند.

148 إذا أراد اللّه بقوم خیرا أمدّ لهم فی العمر و ألهمهم الشّکر.
وقتى خداوند براى قومى نیکى خواهد عمرشان را دراز و زبانشان را بشکر باز کند.

149 إذا أراد اللّه بقوم نماء رزقهم السّماحة و العفاف و إذا أراد بقوم إنقطاعا فتح علیهم باب الخیانة.
وقتى خدا بخواهد قومى را بزرگ کند آنها را صاحب عفت و گذشت میکند و وقتى بخواهد قومی را منقرض سازد در خیانت را برویشان میگشاید.

150 إذا أراد اللّه بقوم خیرا ولّى علیهم حلماءهم و قضى بینهم علمائهم و جعل المال فی سمحائهم و إذا أراد بقوم شرّا ولّى علیهم سفهائهم و قضى بینهم جهّالهم و جعل المال فی بخلائهم.
وقتى خداوند براى قومى نیکى خواهد خردمندانشان را بر آنها فرمانروا سازد و دانشمندانشان میان آنها قضاوت کند و مال را بدست بخشندگان دهد و وقتى براى قومى بدى خواهد سفیهانشان را بر آنها فرمانروا سازد و نادانان میان آنها قضاوت کنند و مال را بدست بخیلانشان دهد .  
151 إذا أراد اللّه بأهل بیت خیرا أدخل علیهم الرّفق.
وقتى خدا براى مردم خانه‏اى نیکى خواهد آنها را با مدارا قرین سازد

152 إذا أراد اللّه بقوم سوء جعل أمرهم إلى مترفیهم.
وقتى خداوند براى مردمى بدى خواهد کارشان را بدست تجمل پرستان آنها مى ‏سپارد.

153 إذا أراد اللّه بقریة هلاکا أظهر فیهم الزّنا.
وقتى خدا بخواهد مردم قریه ‏اى را نابود سازد زنا را در میان آنها پدید می آورد.

154 إذا أراد اللّه بعبد خیرا جعل له واعظا من نفسه یأمره و ینهاه.
وقتى خدا براى بنده ‏اى نیکى خواهد واعظى از نفس وى بر او گمارد که او را بکار نیک وا دارد و از کار بد باز دارد.

155 إذا أراد اللّه بعبد خیرا طهّره قبل موته قالوا و ما طهور العبد قال عمل صالح یلهمه إیاه حتّى یقبضه علیه.
وقتى خدا براى بنده‏ اى نیکى خواهد او را پیش از مرگش پاک میکند گفتند پاکى بنده چگونه است گفت کار نیکى بدو الهام مى کند تا جان وى را در اثناى انجام آن بگیرد.

156 إذا أراد اللّه بعبد خیرا عاتبه فی منامه.
وقتى خداوند براى بنده ‏اى نیکى خواهد او را در خواب عتاب کند

 157 إذا أراد اللّه بعبد خیرا عسّله قیل و ما عسله قال یفتح له عملا
وقتى خداوند براى بنده‏اى نیکى خواهد او را شیرین کند گفتند شیرینى او چگونه است‏

- صالحا قبل موته ثمّ یقبضه علیه.
- گفت پیش از مرگش کار نیکى را پیش پاى او میگذارد و در اثناى انجام آن جانش را میگیرد .

158 إذا أراد اللّه بعبد خیرا إستعمله قیل و ما استعماله؟قال یفتح له عملا صالحا بین یدی موته حتّى یرضى عنه من حوله.
وقتى خداوند براى بنده‏اى نیکى خواهد او را بکار گیرد گفتند بکار گرفتن او چگونه است گفت نزدیک مرگ وى کار نیکى را پیش پایش میگذارد تا اطرافیانش را از او خشنود کند.

159 إذا أراد اللّه بعبد خیرا رزقهم الرّفق فی معائشهم و إذا أراد بهم شرّا رزقهم الخرق فی معائشهم.
وقتى خداوند براى بندگان نیکى خواهد آنها را در کارهاى زندگیشان با مدارا قرین سازد و هنگامیکه برایشان بدى خواهد آنها را با زیاده روى همراه کند.

160 إذا أراد اللّه بالأمیر خیرا جعل له وزیر صدق إن نسی ذکّره و إن ذکر أعانه و إذا أراد به غیر ذلک جعل له وزیر سوء إن نسی لم یذکّره و إن ذکر لم یعنه.
وقتى خداوند براى امیر نیکى خواهد براى او وزیرى راست و درست قرار میدهد که اگر چیزى را فراموش کرد یاد آوریش کند و اگر بیاد آورد در انجام آن یاریش کند و اگر براى او جز این خواهد براى او وزیر بدى قرار دهد که اگر چیزى را فراموش کرد یاد آوریش نکند و اگر بیاد آورد یاریش نکند.

161 إذا أراد اللّه بعبد خیرا جعل صنائعه و معروفه فی أهل الحفاظ و إذا أراد اللّه بعبد شرّا جعل صنائعه و معروفه فی غیر أهل الحفاظ.
وقتى خدا براى کسى نیکى خواهد سر و کار او با مردم حق شناس میافتد و موقعیکه براى کسى بدى خواهد سر و کار او با مردم حق ناشناس میافتد.

162 إذا أراد اللّه بعبد خیرا جعل غناه فی نفسه و تقاه فی قلبه و إذا أراد بعبد شرّا جعل فقره بین عینیه.
وقتى خدا براى کسى نیکى خواهد ثروتش را در روحش و تقوایش را در قلبش قرار میدهد و وقتى براى کسى بدى خواهد فقر را پیش چشم او جاى میدهد.

163 إذا أراد اللّه بقوم خیرا کثّر فقهاءهم و أقلّ جهالهم فإذا تکلّم الفقیه وجد أعوانا و إذا تکلّم الجاهل قهر و إذا أراد اللّه بقوم شرّا کثّر جهّالهم و أقلّ فقهاءهم فإذا تکلّم الجاهل وجد أعوانا و إذا تکلّم الفقیه قهر.
وقتى خدا براى قومى نیکى خواهد دانایان آنها را زیاد و نادانها ـ یشان را کم کند تا هنگامیکه دانا سخن گوید یاریش کنند و موقعى که نادان لب گشاید مغلوب گردد و وقتى براى قومى بد خواهد نادان هایشان را زیاد و دانایان آنها را کم کند تا هنگامیکه نادان لب گشاید یاریش کنند و وقتى دانا سخن گوید مغلوب گردد.

164 إذا أراد اللّه أن یوقع عبدا أعمى علیه الحیل.
وقتى خداوند خواهد بنده‏اى را از پا درآرد راههاى چاره را بر او ببندد.

165 إذا أراد اللّه خلق شیى‏ء لم یمنعه شیی‏ء.
وقتى خدا بخواهد چیزى را بیافریند چیزى مانع او نمیشود.

166 إذا أراد اللّه قبض عبد بأرض جعل له فیها حاجة.
وقتى خداوند بخواهد بنده‏اى را در سرزمینى بمیراند براى وى در آنجا حاجتى پدید می آورد .

167 إذا أراد اللّه تعالى إنفاد قضائه و قدره سلب ذوى العقول عقولهم حتّى ینفذ فیهم قضاؤه و قدره فإذا قضى أمره ردّ إلیهم عقولهم و وقعت النّدامة.
وقتى خدا بخواهد قضا و قدر خویش را اجرا کند عقل صاحب خردان را میگیرد و قضاى خویش را درباره آنها جارى میسازد، وقتى فرمان وى انجام گرفت عقولشان را باز پس میدهد و پشیمانى رخ میدهد.

168 إذا أراد أحدکم أن یبیع عقاره فلیعرضه على جاره.
وقتى کسى بخواهد خانه یا ملک خویش را بفروشد باید نخست به همسایه خویش پیشنهاد کند.

169 إذا أردت أمرا فعلیک بالتّؤدّة حتى یریک اللّه منه المخرج.
وقتى خواستى کارى را انجام دهى تأمل کن تا خدا راه آنرا بتو نشان دهد.

170 إذا أردت أن یحبّک اللّه فابغض الدّنیا و إذا أردت أن یحبّک النّاس فما کان عندک من فضولها فانبذه إلیهم.
اگر میخواهى خدا ترا دوست دارد دنیا را دشمن دار و اگر مى خواهى مردم ترا دوست دارند آنچه از زواید دنیا دارى پیش آن‏ها بریز.

171 إذا أردت أن تفعل أمرا فتدبّر عاقبته فإن کان خیرا فأمضه و إن کان شرّا فانته.
وقتى در کارى تصمیم میگیرى در نتیجه آن بیندیش اگر نتیجه نیک است آن کار را انجام بده و اگر بد است از آن در گذر.

172 إذا أردت أن تذکر عیوب غیرک فاذکر عیوب نفسک.
وقتى میخواهى عیوب دیگرانرا یاد کنى عیوب خویش را بیاد آر.

173 إذا أسأت فأحسن.
وقتى بدى کردى، بدی را بنیکى محو کن.

174 إذا استأجر أحدکم أجیرا فلیعلمه أجره.
وقتى یکى از شما کسی را مزدور مى ‏کند مزدش را به او بگوید.

175 إذا استشار أحدکم أخاه فلیشر علیه.
وقتى یکى از شما با برادر خود مشورت مى‏کند وى باید رأى خود را صریح بگوید.

176 إذا استشاط السّلطان تسلّط الشّیطان.
وقتى سلطان بغضب آید شیطان تسلط یابد.

177 إذا استعطرت المرأة فمرّت على القوم لیجدوا ریحها فهی زانیة.
اگر زنى خود را معطر کند و بر مردمى بگذرد که بوى او را دریابند زناکار است.

178 إذا استکتم فاستاکوا عرضا.
وقتى مسواک مى‏کنید مسواک را بعرض دهان بکشید.

179 إذا أسأت فأحسن فإنّ الحسنات یذهبن السّیّئات.
وقتى بدى کردى بدنبال آن نیکى کن که نیکى‏ها بدیها را محو مى‏کند.

180 إذا اشتدّ کلب الجوع فعلیک برغیف و جرّ من ماء القراح و قل على الدّنیا و أهلها منّی الدّمار.
وقتى گرسنگى سخت شد نانى و جرعه آبى برگیر و جهان و هر چه در آنست گو مباش.
 
181 إذا اشتکى المؤمن أخلصه من الذّنوب کما یخلص الکیر خبث الحدید.
مصیبتى که بر مؤمن وارد میشود او را از گناهان پاک مى‏کند چنانکه کوره کثافت آهن را پاک میسازد.
 
182 إذا أصبح ابن آدم فإنّ الأعضاء کلّها تکفّر اللّسان فتقول اتّق اللّه فینا فإنّما نحن بک فإن استقمت استقمنا و إن إعوججت إعوججنا.
وقتى صبح فرا رسد همه اعضاى تن در مقابل زبان تعظیم کنند و گویند درباره ما از خدا بترس زیرا صلاح کار ما بتو وابسته است، اگر باستقامت گرائیدى ما نیز باستقامت گرائیم و اگر به کجى متمایل شدى ما نیز کج شویم.

183 إذا أعطى اللّه أحدکم خیرا فلیبدأ بنفسه و أهل بیته
وقتى خدا بیکى از شما چیزى داد در صرف آن از خود و کسان خود آغاز کند،

 184 إذا التقى المسلمان بسیفیهما فقتل أحدهما صاحبه فالقاتل و المقتول فی النّار قیل یا رسول اللّه هذا القاتل فما بال المقتول قال إنّه کان حریصا على قتل صاحبه.
وقتى دو مسلمان شمشیر بدست با یکدیگر روبرو شوند و یکى از آنها دیگرى را بکشد قاتل و مقتول به جهنم میروند، گفتند اى پیغمبر خدا قاتل بجاى خود مقتول چرا؟ گفت براى آنکه او نیز بکشتن دیگرى راغب بود.

185 إذا ألقى اللّه فی قلب امرء خطبة امرأة فلا بأس أن ینظر إلیها.
وقتى خداوند خواستگارى زنى را بدل کسى انداخته باشد مانعى نیست که او را بنگرد.

186 إذا أمّ أحدکم النّاس فلیخفّف فإنّ فیهم الصّغیر و الکبیر و الضّعیف و المریض و ذا الحاجة و إذا صلّى لنفسه فلیطوّل ما یشاء.
وقتى کسى در نماز پیشواى مردم شد نماز را سبک گیرد که در میان کسان کوچک و بزرگ و بیمار و ناتوان و حاجتمند هست و هر وقت براى خود نماز گذارد هر چه خواهد طول دهد.

187 إذا باتت المرأة هاجرة فراش زوجها لعنتها الملائکة حتّى تصبح.
وقتى زنى دور از بستر شوهر خود شب را بروز آورد فرشتگان تا صبح او را لعنت کنند.

188 إذا تطیّبت المرأة لغیر زوجها فإنّما هو نار و شنار.
وقتى زنى براى کسى جز شوهر خود بوى خوش بکار برد مایه آتش و عار است.

189 إذا تقارب الزّمان أنقى الموت خیار أمّتی کما ینتقی أحدکم خیار الرّطب من الطّبق .
وقتى آخر زمان فرا رسد مرگ نیکان امت مرا گلچین مى کند چنانکه شما خرماهاى خوب را از طبق انتخاب مى‏کنید.

190 إذا تمنّى أحدکم فلینظر ما تمنّى فإنّه لا یدری ما کتب له من أمنیّته.
وقتى کسى آرزوئى میکند مراقب باشد که چه آرزو مى‏کند زیرا نمیداند که از آرزوى وى در نامه اعمال چه مینویسند.

191 إذا تمّ فجور العبد ملک عینیه فبکى بهما متى شاء.
وقتى بد کارى بنده کمال یابد چشمانش در اختیار او باشد و هر وقت بخواهد گریه آغاز کند .

192 إذا جاءکم الزّائر فأکرموه.
وقتى کسى بملاقات شما آمد وی را گرامى دارید.

193 إذا جاءکم الأکفاء فأنکحوهنّ و لا ترّبصوا بهنّ الحدثان.
وقتى اشخاص همشأن بخواستگارى پیش شما آمدند دختران خود را بشوهر بدهید و در کار آنها منتظر حوادث مباشید.

194 إذا جاء الموت بطالب العلم مات و هو شهید.
وقتى مرگ طالب علم فرا رسد شهید میمیرد.

195 إذا جامع أحدکم زوجته أو جاریته فلا ینظر إلى فرجها فإنّ ذلک یورث العمى.
وقتى یکى از شما با همسر یا مملوک خویش نزدیک شود بفرج او ننگرد که مایه کورى است.

196 إذا حاک فی نفسک شیى‏ء فدعه.
وقتى دل تو از کارى چرکین است از آن چشم بپوش.

197 إذا حدّث الرّجل بحدیث ثمّ التفت فهی أمانة.
وقتى مردى سخنى گفت و به اطراف خود نگریست آن سخن در پیش شما امانت است.

198 إذا حجّ الرّجل بمال من غیر حلّه فقال لبّیک ألّلهمّ لبّیک قال اللّه لا لبّیک و لا سعدیک هذا مردود علیک.
وقتى کسى با مالى که حلال نیست بحج رود هنگامى که گوید لبیک خدا یا لبیک، خدا گوید نه لبیک و نه سعدیک این‏ها به تو باز میگردد.

199 إذا حسدتم فلا تبغوا و إذا ظننتم فلا تحقّقوا و إذا وزنتم فارجحوا.
وقتى دچار حسد شدید تعدى نکنید و وقتى گمان بردید آن را حقیقت میپندارید و وقتى چیزی را وزن میکنید چیزى بر آن بیفزائید.

200 إذا حکمتم فاعدلوا و إذا قلتم فأحسنوا فإنّ اللّه محسن یحبّ المحسنین.
وقتى حکم مى‏کنید به عدل رفتار کنید و وقتى سخن میگوئید نیک گوئید زیرا خدا نیک است و نیکوکاران را دوست دارد.

201 إذا خاف اللّه العبد أخاف اللّه منه کلّ شیى‏ء و إذا لم یخف
وقتى بنده از خداى بترسد خداوند همه چیز را از او بترساند

- العبد اللّه أخافه اللّه من کلّ شیى‏ء.
- و اگر بنده از خداى نترسد خداوند او را از همه چیز بترساند.

202 إذا خطب أحدکم المرأة و هو یخضب بالسّواد فلیعلمها أنّه یخضب.
اگر کسى زنی را خواستگارى کرد و موى خود را رنگ میبندد باید بدو خبر دهد که موى خود را رنگ مى‏بندد.

203 إذا خفیت الخطیئة لا یضرّ إلاّ صاحبها و إذا ظهرت فلم تغیّر ضرّت العامّة.
وقتى گناهى مخفى بماند بجز گنهکار کسی را ضرر نمیرساند و اگر آشکار شود و از آن جلوگیرى نکنند براى همه مردم زیان دارد.

204 إذا دخل الضّیف على القوم دخل برزقه و إذا خرج خرج بمغفرة ذنوبهم.
وقتى میهمانى بر کسان در آید روزى خود را همراه می آورد و وقتى برون رود با آمرزش گناهان آنها برون رود.

205 إذا رأیت من أخیک ثلاث خصال فارجه: الحیاء و الأمانة و الصّدق و إذا لم ترها فلا ترجه.
وقتى در برادر خود سه صفت دیدى بدو امیدوار باش، حیا و امانت و راستى و اگر این صفات را ندارد از او امیدى نداشته باش.

206 إذا رأى أحدکم من نفسه
وقتى یکى از شما از خود یا مال‏

-أو ماله أو من أخیه ما یعجبه فلیدع له بالبرکة فإنّ العین حقّ.
-خود یا برادر خود چیز جالب توجهى دید براى وى بدعا برکت خواهد زیرا چشم حق است

 207 إذا رأیت النّاس قد مرجت عهودهم و خفّت أماناتهم و کانوا هکذا و شبّک بین أنامله فالزم بیتک و املک علیک لسانک و خذ ما تعرف ودع ما تنکر و علیک بخاصّة أمر نفسک ودع عنک أمر العامّة.  
وقتى دیدى که مردم پیمان هایشان سست شده و امانتشان سبکى گرفته و چنین شده اند و انگشتان خود را از هم باز کرد در خانه خود بنشین و زبان خویش را نگهدار و آنچه را میشناسى بگیر و آنچه را نمى‏شناسى رها کن؛ بکار خویش مشغول باش و از کار مردم کناره گیر.

208 إذا رأیتم الأمر لا تستطیعون تغییره فاصبروا حتّى یکون اللّه هو الّذی یغیّره.
وقتى دیدید نمى‏توانید چیزى را تغییر دهید صبر کنید تا خدا آن را تغییر دهد.

209 إذا رأیتم أهل الجوع و التّفکّر فادنوا منهم فإنّ الحکمة تجری على ألسنتهم.
وقتى اهل گرسنگى و تفکر را دیدید بآنها نزدیک شوید زیرا حکمت بر زبان آنها جارى میشود

210 إذا رأیتم أهل البلاء فاسألوا اللّه العافیة.
وقتى اهل بلا را دیدید از خداوند طلب عافیت کنید.

211 إذا رأیتم العبد ألّم اللّه به الفقر و المرض فإنّ اللّه یرید أن یصافیه.
وقتى دیدید خداوند فقر و مرض را بر بنده ‏اى فرود آورد میخواهد او را تصفیه کند.

212 إذا زنى العبد خرج منه الإیمان فکان على رأسه کالظلّة فإذا أقلع رجع إلیه.
وقتى بنده ‏اى زنا کند ایمان از او بیرون رود و چون سایه ‏اى بر سرش بایستد و هنگامى که از آن دست بردارد باز میگردد.

213 إذا سبّک رجل بما یعلم منک فلا تسبّه بما تعلم منه فیکون أجر ذلک لک و وباله علیه .
اگر کسى ترا بدانچه از تو مى داند دشنام گوید تو بدانچه از او میدانى وی را دشنام مگوى تا اجر این کار نصیب تو شود و وبال آن بدو باز گردد.

214 إذا سرّتک حسنتک و ساءتک سیّئتک فأنت مؤمن.
اگر از کار نیک خود خوشحال و از کار بد خود دلگیر میشوى مؤمن هستى.

215 إذا سمعتم بجبل زال عن مکانه فصدّقوا و إذا سمعتم
اگر شنیدید کوهى از جاى خود تکان خورده باور کنید و اگر شنیدید

 -برجل زال عن خلقه فلا تصدّقوا فإنّه یصبر إلى ما جبل علیه.
-کسى از خوى خویش دست بر داشته باور مکنید زیرا عاقبت به فطرت خویش باز میگردد.

216 إذا شهر المسلم على أخیه سلاحا فلا تزال ملائکة اللّه تعالى تلعنه حتّى یشیمه عنه .
وقتى مسلمانى بروى برادر خود شمشیر کشد فرشتگان او را لعنت کنند تا هنگامى که شمشیر را در غلاف کند.

217 إذا طلب أحدکم من أخیه حاجة فلا یبدأه بالمدحة فیقطع ظهره.
اگر کسى از برادر خویش حاجتى میخواهد گفتار خود را با مدح آغاز نکند و پشت او را گران بار نکند.

218 إذا ظهر الزّنا و الرّبا فی قریة فقد أحلّوا بانفسهم عذاب اللّه.
وقتى زنا کارى و ربا خوارى در دهکده‏اى آشکار شود مردم آن عذاب خدا را بخود خریده اند

219 إذا ظهرت الفاحشة کانت الرّجفة و إذا جار الحکّام قلّ المطر و إذا غدر بأهل الذّمّة ظهر العدوّ.
وقتى زنا رواج گیرد زلزله پیدا شود، وقتى حاکمان ستم کنند باران کم شود و وقتى که باذ میان خیانت شود دشمنان چیره شوند.

220 إذا علم العالم فلم یعمل کان کالمصباح یضیى‏ء للنّاس و یحرق نفسه.
دانشمندى که بداند و بکار نبندد مانند چراغ است که مردم را روشن کند و خود را بسوزد .

221 إذا عمل أحدکم عملا فلیتقنه
هر کس کارى میکند باید آن  را خوب انجام دهد.

222 إذا عملت سیّئة فأحدث عندها توبة، ألسّرّ بالسّرّ و العلانیة بالعلانیة.
وقتى کار بدى از تو سر زد از آن توبه کن براى گناه نهانى توبه نهانى و براى گناه آشکار توبه آشکار.

223 إذا عملت الخطیئة فی الأرض کان من شهدها فکرهها کمن غاب عنها و من غاب عنها فرضیها کان کمن شهدها.
وقتى گناهى در زمین رخ دهد کسى که آن را دیده ولى از آن متنفر است، مانند کسیست که آن را ندیده و کسى که آن را ندیده ولى از آن راضیست مانند کسیست که آن را دیده باشد.

224 إذا غضب أحدکم و کان قائما فلیقعد و إن کان قاعدا فلیضطجع.
وقتى یکى از شما خشمگین شود اگر ایستاده است بنشیند و اگر نشسته است بخوابد.

225 إذا غضبت فاسکت.
وقتى خشمگین شدى خاموش باش‏

226 إذا قالت المرأة لزوجها ما رأیت منک خیرا قطّ فقد حبط عملها.
وقتى زنى بشوهر خود گوید از تو خیرى ندیدم اعمال نیکش بى اثر میشود.

227 إذا قدرت على عدوّک فاجعل العفو شکرا للقدرة علیه.
وقتى بر دشمن خود قدرت یافتى بشکرانه قدرت از او در گذر

 228 إذا قدم أحدکم من سفر فلیقدم معه بهدیّة و لو یلقی فی مخلاته حجرا.
وقتى کسى از سفرى مى‏آید ارمغانى با خود بیاورد اگر چه سنگى در توبره خود بیندازد.

229 إذا قصّر العبد فی العمل ابتلاه اللّه تعالى بالهمّ.
وقتى بنده‏اى در عمل کوتاهى کند خداوند او را بغم مبتلا سازد.

230 إذا کان اثنان یتناجیان فلا تدخل بینهما.
وقتى دو تن آهسته سخن مى گویند میان آنها داخل مشو.

231 إذا کان عندک ما یکفیک فلا تطلب ما یطغیک.
اگر چیزى که مایه کفایت باشد در دسترس دارى در جستجوى آنچه ترا بطغیان وامیدارد مباش

 232 إذا کانت أمراؤکم  
وقتى امراى شما

 -خیارکم و أغنیاؤکم سمحاءکم و أمورکم شورى بینکم فظهر الأرض خیر لکم من بطنها و إذا کانت أمراؤکم أشرارکم و أغنیاؤکم بخلاءکم و أمورکم إلى نساءکم فبطن الأرض خیر لکم من ظهرها .
-نیکان شما باشند و ثروت مندان شما بخشندگان ‏باشند و کارها میان شما بمشورت انجام گیرد پشت زمین از شکم آن براى شما بهتر است و وقتى امراى شما اشرار شما و ثروتمندان شما بخیلان باشند و کارهاى شما به دست زنان افتد شکم زمین براى شما بهتر از پشت آنست.

233 إذا کان یوم القیامة نادى مناد من عمل عملا لغیر اللّه فلیطلب ثوابه ممّن عمله له .
وقتى روز رستاخیز در آید بانگ زنى بانگ میزند که هر کس کارى براى غیر خدا انجام داده پاداش خود را از آنکس که براى او کار کرده بگیرد.

234 إذا کانت عند الرّجل امرأتان فلم یعدل بینهما جاء یوم القیامة و شقّه ساقط.
وقتى مردى دو زن داشته باشد و میان آنها بعدالت رفتار نکند روز رستاخیز یک نیمه او افتاده است

 235 إذا کانوا ثلاثة فلا یتناجى إثنان دون الثّالث.
وقتى سه تن باهمند دوتاشان آهسته با هم سخن نگویند.

236 إذا کنتم ثلاثة فلا یتناجى
وقتى سه تن باهمید دو تن از شما

-رجلان دون الآخر حتّى تختلطوا بالنّاس فإنّ ذلک یحزنه.
-با هم آهسته سخن نگویند، تا با دیگران مخلوط شوید زیرا این کار وی را غمگین مى‏کند.

237 إذا کثرت ذنوب العبد فلم یکن له من العمل ما تکفّرها إبتلاه اللّه بالحزن لیکفّرها عنه.
وقتى گناهان بنده فزونى گیرد و کار نیک آنقدر نداشته باشد که گناهان را جبران کند خداوند او را بغم مبتلا سازد تا گناهانش را جبران کند.

238 إذا لم تستحیی فاصنع ما شئت.
وقتى حیا ندارى هر کار مى خواهى بکن.

239 إذا مات الإنسان انقطع عمله إلاّ من ثلاث صدقة جاریة أو علم ینتفع به أو ولد صالح یدعو له.
وقتى انسان بمیرد دنباله کار هاى نیک او بریده شود جز سه چیز صدقه جارى و دانشى که کسان از آن بهره‏ور شوند و فرزند درست کاریکه براى او دعا کند.

240 إذا مات ولد العبد قال اللّه تعالى لملآئکته قبضتم ولد عبدی؟فیقولون نعم فیقول ماذا قال عبدی؟فیقولون حمدک

وقتى فرزند بنده‏اى بمیرد خداوند بفرشتگان گوید فرزند بنده مرا گرفتید؟گویند آرى گوید بنده من چه گفت؟گویند ترا سپاس گزاشت و گفت همه ما متعلق به‏

-و استرجع فیقول اللّه ابنوا لعبدی بیتا فی الجنّة و سمّوه بیت الحمد.
-خدا هستیم و بسوى او باز میگردیم خداوند گوید براى بنده من خانه اى در بهشت بسازید و آنرا«خانه سپاسگزارى نام»نهید.

241 إذا مات صاحبکم فدعوه لا تقعوا فیه
وقتى کسى بمیرد وی  را بگذارید و از او بد نگوئید .

242 إذا مات العبد قال النّاس ما خلّف و قالت الملآئکة ما قدّم  
وقتى بنده‏اى بمیرد مردم گویند چه بجا گذاشت و فرشتگان گویند چه همراه آورد؟

 243 إذا نظر أحدکم إلى من فضّل علیه فی المال و الخلق فلینظر إلى من هو أسفل منه.
وقتى کسی را که در مال و جمال از شما پیش است مینگرید بکسى که از شما پست‏تر است نیز نظرى بیفکنید.

244 إذا هممت بأمر فاستخر ربّک فیه سبع مرّات ثمّ انظر إلى الّذی یسبق إلى قلبک فإنّ الخیرة فیه.
وقتى بکارى تصمیم گرفتى هفت بار استخاره کن سپس بنگر دل تو به کدام طرف نگران است زیرا نیکى در آن است.

245 إذا وجد أحدکم لأخیه
اگر کسى نصیحتى براى برادر

-نصحا فی نفسه فلیذکره له.
-خود در خاطر مى‏باید باو یاد آورى کند.

246 إذا وسّد الأمر إلى غیر أهله فانتظر السّاعة.
وقتى کار را بدست نا اهلان سپارند منتظر رستاخیز باش.

247 إذا وقّع فی الرّجل و أنت فی ملاء فکن للرّجل ناصرا و للقوم زاجرا و قم عنهم.
وقتى در انجمنى که تو هستى در باره مردى بد میگویند آن مرد را یارى کن و آن گروه را از بد گوئى باز دار و از آنجا برخیز.

248 أذکر اللّه فإنّه عون لک على ما تطلب.
خداوند را یاد کن زیرا او در کارها یاور تو است.

249 أذکروا محاسن موتاکم و کفّوا عن مساویهم.
نیکى‏هاى مردگان خود را یاد کنید و از بدیهایشان چشم بپوشید.

250 أذلّ النّاس من أهان النّاس.
خوارترین مردم کسى است که مردم را خوار شمارد.

251 أربع إذا کنّ فیک فلا علیک ما فاتک من الدّنیا صدق الحدیث و حفظ الأمانة و حسن الخلق و عفّة مطعم.
چهار چیز است که اگر دارى بر آنچه ندارى غم مخور: راستى گفتار و حفظ امانت و نیکى خلق و عفت در کار خوراک.

252 أربعة قلیلها کثیر: ألفقر و الوجع و العداوة و النّار.
چهار چیز است که اندک آن بسیار است بینوائى و درد و دشمنى و آتش.

253 أربعة یبغضهم اللّه تعالى: ألبیّاع الحلاّف و الفقیر المختال و الشّیخ الزّانی و الإمام الجائر.
چهار کس را خداوند دشمن دارد، فروشنده قسم خور، فقیر متکبر و پیر زنا کار و پیشواى ستمگر .

254 أربع حقّ على اللّه تعالى أن لا یدخلهم الجنّة و لا یذیقهم نعیمها: مدمن خمر و آکل الرّبا و آکل مال الیتیم بغیر حقّ و العاقّ لوالدیه.
چهار کس را خداوند ببهشت درنیارد و از نعیم آن نچشاند، شرابخوار و رباخوار و آنکس که مال یتیم بناحق خورد و آنکس که پدر و مادر از او ناخشنود باشند.

255 أربع خصال من الشّقاء: جمود العین و قساوة القلب و بعد الأمل و حبّ البقاء.
چهار چیز نشان بدبختى است خشکى چشم و سختى دل و آرزوى دراز و حب بقا (بیش از حد لزوم)

 256 أربع لا یدخل بیتا واحدة منها إلا خرب و لم یعمر
چهار چیز است که هر یک از آنها در خانه‏اى در آید خراب شود و ببرکت آباد نگردد،

-بالبرکة: ألخیانة و السّرقة و شرب الخمر و الزّنا.
-خیانت ودزدى و شرابخوارى و زنا.

257 أربع من سعادة المرء أن تکون زوجته صالحة و أولاده أبرارا و خلطاؤه صالحین و أن یکون رزقه فی بلده.
چهار چیز نشان خوشبختى مرد است، زنش پارسا باشد و فرزندانش نیکوکار باشند، و معاشرانش صالح باشند و روزى خویش را در شهر خود بدست آورد.

258 أربع من کنّ فیه حرّمه اللّه تعالى على النّار و عصمه من الشّیطان من ملک نفسه حین یرغب و حین یرهب و حین یشتهی و حین یغضب.
چهار چیز است که هر که دارد خدایش بر آتش حرام و از شیطان حراست کند آنکه بهنگام رغبت و هنگام بیم و وقت شهوت و موقع غضب عنان خویش از کف نگذارد.

259 أربع من أعطیهنّ فقد أعطی خیر الدّنیا و الآخرة لسان ذاکر و قلب شاکر و بدن على البلآء صابر و زوجة لا تبغیه خونا فی نفسها و لا ماله.
چهار چیز است که هر کس از آن بهره دارد. از نیکى دو جهان بهره ‏ور است، زبانى که یاد خدا کند و قلبى که سپاس پروردگار گذارد و تنى که بر بلا صبور باشد و زنى که بناموس و مال وى خیانت نکند

260 أربى الرّبا شتم الأعراض و أشدّ الشّتم الهجاء و الرّاویة أحد الشّاتمین.
بدترین رباها ناسزائى است که درباره عرض کسان گویند و سخت ترین ناسزاها هجو است و کسیکه هجا را نقل کند یکى از ناسزا گویان است.

261 إرحم من فی الأرض یرحمک من فی السّماء.
به آنها که در زمینند رحم کن تا آنکه در آسمان است بر تو رحم کند.

262 إرحموا عزیزا ذلّ و غنیّا افتقر و عالما ضاع بین جهّال.
بر سه کس رحم کنید، عزیزى که خوار شده و ثروتمندى که فقیر گشته و دانشمندى که میان جاهلان گمنام مانده.

263 إرحموا ترحموا و اغفروا یغفر لکم
کسان را رحم کنید تا به شما رحم کنند دیگران را ببخشید تا بخشیده شوید.

264 إرفعوا ألسنتکم عن المسلمین و إذا مات أحد منهم فقولوا فیه خیرا
زبان خود را از بد گوئى مسلمانان باز دارید، اگر کسى مرد درباره او بنیکى سخن گوئید.

265 أرقّاءکم أرقأکم فأطعموهم ممّا تأکلون و ألبسوهم
بندگان خود را رعایت کنید هر چه میخورید بآنها بخورانید و

-ممّا تلبسون و إن جاؤا بذنب لا تریدون أن تغفروه فبیعوا عباد اللّه و لا تعذّبوهم.
-هر چه مى‏پوشید بآن‏ها بپوشانید و اگر گناهى کردند که نمیخواهید ببخشید آنها را بفروشید و عذابشان ندهید.

266 أرقّاؤکم إخوانکم فأحسنوا إلیهم إستعینوهم على ما غلبکم و أعینوهم على ما غلبهم .
بندگان شما برادران شما هستند با آنها نیکى کنید آنها را در کارهاى مشکل خود بکمک گیرید و آنها را در کارهاى مشکل کمک کنید.

267 إرموا و ارکبوا و أن ترموا أحبّ إلىّ من أن ترکبوا کلّ شیى‏ء یلهو به الرّجل باطل إلاّ رمى الرّجل بقوسه أو تأدیبه فرسه أو ملاعبته امرأته فإنّهنّ من الحقّ و من ترک الرّمى بعد ما علمه فقد کفر الّذی علّمه.
تیر اندازى کنید و سوارى کنید اگر تیراندازى کنید بیشتر دوست دارم که سوارى کنید هر چیزى که مرد بدان سر گرم شود بیهوده است جز آنکه مردى با کمان خود تیر اندازد یا اسب خود را تربیت کند یا با زن خود بازى کند همه اینها حق است و هر کس تیراندازى آموزد و آن را ترک کند حق معلم خود را ادا نکرده است.

268 إزهد فی الدّنیا یحبّک اللّه و ازهد فیما فی أیدی النّاس
از دنیا چشم بپوش تا خدا ترا دوست دارد. و از آنچه در دست مردم است چشم بپوش تا مردم ترا

 -یحبّک النّاس.
-دوست دارند.

269 أزهد النّاس فی العالم أهله و جیرانه.
کسان و همسایگان مرد دانشمند از همه مردم نسبت به او بى رغبت ترند.

270 أزهد النّاس من لم ینس القبر و البلاء و ترک أفضل زینة الدّنیا و آثر ما یبقى على ما یفنى و لم یعدّ غدا من أیّامه و عدّ نفسه فی الموتى.
زاهدترین مردم آنکس است که قبر و بلا را فراموش نکند و از بهترین زینت دنیا چشم بپوشد و نعمت باقى را بر نعمت فانى ترجیح دهد و فردا را از عمر خویش حساب نکند و خود را در ردیف مردگان شمارد.

 

271 إستتمام المعروف خیر من إبتدائه.
انجام دادن کار نیک بهتر از آغاز کردن آنست.

272 إستحی من اللّه إستحیاءک من رجلین من صالحی عشیرتک
از خدا مانند دو تن از خویشان صالح خود شرمگین باش.

273 إستحیوا من اللّه تعالى حقّ الحیاء فإنّ اللّه قسّم بینکم أخلاقکم کما قسم بینکم أرزاقکم.
از خداوند چنانکه باید آزرم داشته باشید زیرا خداوند اخلاق شما را نیز مانند روزیتان میان شما تقسیم کرده است.

274 إستحیوا من اللّه حقّ الحیاء من استحیى من اللّه حقّ الحیاء فلیحفظ الرّأس و ما وعى و لیحفظ البطن و ما حوى و لیذکر الموت و البلاء و من أراد الآخرة ترک زینة الحیاة الدّنیا فمن فعل ذلک فقد استحیا من اللّه حقّ الحیاء.
از خداوند چنانکه شایسته است شرم کنید، هر که از خدا چنانکه شاید شرم کند سر و اعضاى آن را از گناه نگهدارد و شکم و متعلقات آن را از ناروا حفظ کند و مرگ و بلا را بخاطر داشته باشد و هر که نعیم آن جهان را خواهد زینت این جهان را ترک کند و هر که چنین کند از خدا چنانکه باید شرم کرده است.

275 إسترشدوا العاقل ترشدوا و لا تعصوه فتندموا.
از خردمند رهبرى جوئید تا براه راست برسید و وى را نافرمانى نکنید که پشیمانى برید.

276 إستعدّ للموت قبل نزول الموت.
پیش از آنکه مرگ درآید براى آن آماده باش.

277 إستعیذوا باللّه من شرّ جار المقام فإنّ جار المسافر إذا شاء أن یزایل زایل.
از شر همسایه مقیم، بخدا پناه برید زیرا همسایه مسافر اگر خواهد از او بر کنار شود، بر کنار شود.

278 إستعیذوا باللّه من الفقر و
بخدا پناه برید از فقر و عیالمندى‏

-العیلة و من أن تظلموا أو تظلموا.
-و اینکه ظلم کنید یا تحمل ظلم کنید.

279 إستعیذوا باللّه من شرار النّساء و کونوا من خیارهنّ فی حذر
از زنان بد بخدا پناه ببرید و از نیکانشان بپرهیزید.

280 إستعیذوا باللّه من العین فإنّ العین حقّ.
از چشم بد بخدا پناه ببرید زیرا چشم حق است.

281 إستعینوا على أمورکم بالکتمان فإنّ کلّ ذی نعمة محسود.
بوسیله پرده پوشى بر انجام کارهاى خود یارى جوئید زیرا هر که نعمتى دارد محسود کسانست .

282 إستعینوا على النّساء بالعرى فإنّ إحداهنّ إذا کثرت ثیابها و أحسنت زینتها أعجبها الخروج.

از بى‏لباسى براى نگهدارى زنان کمک جوئید زیرا زن وقتى لباس فراوان و زینت کامل دارد مایل به بیرون رفتن است.

283 إستغنوا عن النّاس و لو بشوص السّواک.
از مردم بى نیاز باشید و یک قطعه چوب مسواک هم از آن‏ها نخواهید.

284 إستفت نفسک و إن أفتاک المفتون.
نیکى و بدى چیزها را از دل خویش بپرس، دیگران هر چه میخواهند بگویند

 285 إستقم و لیحسن خلقک للنّاس
استوار باش و رفتار خویش را درباره مردم نیک ساز.

286 إستقیموا و نعما إن إستقمتم.
استوار باشید و چه نیکست که استوار باشید.

287 إستوصوا بالنّساء خیرا فإنّ المرأة خلقت من ضلع أعوج و إنّ أعوج شیى‏ء فی الضّلع أعلاه فإن ذهبت تقیمه کسرته و إن ترکته لم یزل أعوج فاستوصوا بالنّساء خیرا.
با زنان بنیکى رفتار کنید زیرا زن از دنده کج خلق شده است و در دنده آنچه کج تر است بالاتر است و اگر بخواهید راستش کنید آنرا مى‏شکنید و اگر رهایش کنید کج میماند. پس با زنان بنیکى رفتار کنید.

288 إستووا و لا تختلفوا فتختلف قلوبکم.
با یکدیگر برابر شوید و مختلف مشوید تا دلهایتان مختلف نشود.

 

289 إستووا تستو قلوبکم و تماسّوا تراحموا.
با یکدیگر برابر شوید تا دل هایتان برابر شود و با یکدیگر آمیزش کنید تا بهم رحم کنید .

290 أسدّ الأعمال ثلاثة ذکر اللّه على کلّ حال و الإنصاف من نفسک و مواساة الأخ فی المال
استوارترین کارها سه چیز است یاد خداوند در همه حال و رعایت انصاف بر ضرر خویش و تقسیم مال با برادر دینى.

291 أسرع الخیر ثوابا البرّ و صلة الرّحم و أسرع الشّرّ عقوبة ألبغى و قطیعة الرّحم .
پاداش نیکوکارى و پیوند خویشاوندان از نیکى‏هاى دیگر زودتر میرسد و کیفر ستمکارى و بریدن از خویشاوندان از بدى‏هاى دیگر سریعتر میرسد

 292 أسرع الدّعاء إجابة دعاء غائب لغائب .  
دعائى که غائبى براى غائبى دیگر کند از همه دعاها زودتر مستجاب مى‏شود.

293 إسمح یسمح لک.
با کسان سهل انگارى کن تا با تو سهل انگارى کنند.

294 إشتدّ غضب اللّه على من زعم أنّه ملک الأملاک لا ملک إلاّ اللّه.
خشم خدا بر آنکه گمان مى کند ملک ملکان است بسیار سخت است ملکى جز خدا نیست.
 
295 إشتدّ غضب اللّه على الزّناة.
خشم خدا نسبت بزناکاران بسیار سخت است.

296 إشتدّی أزمّة تنفرجی.
وقتى کار بنهایت سختى رسید راه چاره پیدا مى‏شود.

297 إشتدّ غضب اللّه على امرأة أدخلت على قوم ولدا لیس منهم یطّلع على عوراتهم و یشرکهم فی أموالهم.
زنى که فرزندى«بخطا پدید آورد»و بر خانواده ‏اى در آورد که بناحق محارم آنها را ببیند و در اموالشان شرکت کند خشم خدا نسبت بوى بسیار سخت است.

298 إشتدّ غضب اللّه على من ظلم من لا یجد ناصرا غیر اللّه.
آنکس که بر بینوائى که بجز خدا پناهى ندارد ستم میکند خشم خدا نسبت باو بسیار سخت است

 299 أشجع النّاس من غلب هواه.  
شجاعترین مردم آنکس است که بر هوس خویش تسلط یابد.
 
300 أشدّ النّاس عذابا یوم القیامة إمام جائر.
روز رستاخیز عذاب پیشواى ستمگر از همه کس سختتر است

 301 أشدّ النّاس بلاء ألأنبیاء ثمّ الأمثل فالأمثل یبتلی الرّجل على حسب دینه فإن کان فی دینه صلبا إشتدّ بلاؤه
ابتلاى پیغمبران از همه مردم سخت‏تر است و پس از آن هر که بآنها نزدیکتر باشد، مرد باندازه قوت دین خود بلا مى‏بیند اگر دین او محکم باشد ابتلاى او سخت است‏

و إن کان فی دینه رقّة إبتلى على قدر دینه فما یبرح البلاء بالعبد حتّى یترکه یمشی على الأرض و ما علیه خطیئة.
و اگر دین او سست باشد باندازه دین خود بلا مى‏بیند بلا بر بنده فرو مى‏آید تا همه گناهان او را پاک کند.

302 أشدّ النّاس عذابا للنّاس فی الدّنیا أشدّ النّاس عذابا عند اللّه یوم القیامة.
آنکه در دنیا مردم را بیشتر آزار کند در روز رستاخیز پیش خدا از همه مردم عذاب وى سخت تر است.

303 أشدّ النّاس عذابا یوم القیامة من یری النّاس أنّ فیه خیرا و لا خیر فیه.
در روز رستاخیز از همه مردم عذاب آنکس سخت‏تر است که مردم گمان میکنند خیرى در او هست ولى خیرى در او نیست.

304 أشدّ النّاس عذابا یوم القیامة عالم لم ینفعه علمه.
روز رستاخیز عذاب دانشمندى که از دانش خود بهره نمى‏برد از همه مردم سخت‏تر است.

305 أشدّ النّاس حسرة یوم القیامة رجل أمکنه طلب العلم فی الدّنیا فلم یطلبه و رجل علّم علما فانتفع به من سمعه منه دونه.

دو کس روز رستاخیز از همه مردم بیشتر حسرت میخورند یکى مردى که در دنیا براى طلب دانش فرصت داشته ولى به جستجوى آن برنخاسته است یکى دیگر مردى که دانشى بدیگرى آموخته و شاگرد وى از آن بهره ‏مند شده ولى او بى بهره مانده است.

306 أشدّکم من ملک نفسه عند الغضب و أحلمکم من عفى بعد المقدرة.
نیرومندترین شما کسى است که هنگام غضب بر خود تسلط داشته باشد و بردبارترین شما کسى است که پس از قدرت از گناه کسان در گذرد.

307 أشرف الإیمان أن یأمنک النّاس و أشرف الإسلام أن یسلم النّاس من لسانک و یدک.
بهترین ایمان آنست که مردم از تو در امان باشند و بهترین اسلام آنست که مردم از دست و زبان تو بسلامت مانند.

308 أشرف الزّهد أن یسکن قلبک على ما رزقت و إنّ أشرف ما تسأل من اللّه عزّ و جلّ العافیة فی الدّین و الدّنیا.
بهترین زهدها آنست که از آنچه دارى خشنود باشى و بهترین چیزى که از خدا توان خواست عافیت دین و دنیاست.

309 أشعر کلمة تکلّم بها العرب کلمة لبید: ألا کلّ شیى‏ء ما خلا اللّه باطل.
بهترین شعرى که عرب گفته سخن لبید است که گوید بجز خدا همه چیز باطل است.

310 إشفقوا تحمدوا و تؤجروا.
مهربان باشید تا شما را ستایش کنند و پاداش یابید.

311 أشقى الأشقیاء من اجتمع علیه فقر الدّنیا و عذاب الآخرة
از همه بدبختان بدبخت‏تر کسى است که فقر دنیا و عذاب آخرترا با هم دارد.

312 أشکر النّاس أشکرهم للنّاس.
از همه مردم سپاسگزارتر آن کس است که بهتر سپاس مردم را مى‏گزارد.

313 أشیدوا النّکاح و أعلنوه.
عقد نکاح را محکم کنید و آنرا علنى سازید.
 
314 أصابتکم فتنة الضّرّاء فصبرتم و إنّ أخوف ما أخاف علیکم فتنة السّرّاء من قبل النّساء إذا تسوّرن الذّهب و لبسن ربط الشّام و عصب الیمن و أتعبن الغنیّ و کلّفن الفقیر ما لا یجد.
فتنه سخت را دیدید و صبر کردید و من از فتنه‏ اى سخت‏تر بر شما بیم دارم که از طرف زنان می آید هنگامى که النگوى طلا بدست و پارچه‏ هاى فاخر ببر کنند و توانگران را بزحمت اندازند و از فقیر چیزى که بدان دسترس ندارد بخواهند.

315 أصدق الرّؤیا بالأسحار.
راست‏ترین خوابها را در سحر گاه توان دید،

316 أصرم الأحمق.
با احمق آمیزش مکن.

317 أصلح النّاس أصلحهم للنّاس.
بهترین مردم کسى است که براى مردم سودمندتر است.

318 أصلح بین النّاس ولو تعنی الکذب.
میان مردم را باصلاح آراگر چه با دروغ باشد.
 
319 أصلحوا دنیاکم و اعملوا لآخرتکم کأنّکم تموتون غدا.
دنیاى خویش را اصلاح کنید و براى آخرت خویش بکوشید چنانکه گوئى فردا خواهید مرد،

 320 إصنع المعروف إلى من هو أهله و إلى غیر أهله فإن أصبت أهله أصبت أهله و إن لم تصب أهله کنت أنت أهله.
با آنکس که سزاوار نیکى است و آنکس  که سزاوار آن نیست نیکى کن، اگر نیکى تو باهل آن رسید چه بهتر وگرنه تو خود اهل آن هستى.

321 إضمنوا لی ستّا من أنفسکم أضمن لکم الجنّة أصدقوا إذا حدّثتم و أوفوا إذا وعدتم و أدّوا إذا ائتمنتم و احفظوا
شش چیز را از طرف خود براى من تعهد کنید تا من بهشت را براى شماها تعهد کنم وقتى سخنى مى گوئید راست گوئید و وقتى وعده میدهید وفا کنید. وقتى امانت به‏

-فروجکم و غضّوا أبصارکم و کفّوا أیدیکم.
-شما سپردند رد کنید، خویشتن را از آمیزشهاى ناپاک حفظ کنید، چشمهاى خود را«از نگاههاى نا روا»ببندید و دست خویش را«از اعمال ناپسند»نگهدارید.

322 إضمنوا لی ستّ خصال أضمن لکم الجنّة لا تظالموا عند قسمة مواریثکم و أنصفوا النّاس من أنفسکم و لا تجبنوا عند قتال عدوّکم و لا تغلوا غنائمکم و امنعوا ظالمکم من مظلومکم .
شش صفت را براى من تعهد کنید تا بهشت را براى شما تعهد کنم، هنگام تقسیم ارث بیکدیگر ستم مکنید؛با مردم به انصاف رفتار کنید و هنگام جنگ با دشمن ترسان مباشید و در غنائم خیانت مکنید و ظالم را از مظلوم دفع کنید.

323 أطلبوا الرّزق فی خبایا الأرض.
روزى را در نهانگاههاى زمین بجوئید.
 
324 أطلبوا العلم و لو بالصّین فإنّ طلب العلم فریضة على کلّ مسلم إنّ الملائکة تضع أجنحتها لطالب العلم رضا
دانش را بجوئید اگر چه در چین باشد زیرا طلب دانش بر هر مسلمانى واجب است و فرشتگان بال خویش را براى طالب علم پهن مى‏کنند زیرا از آنچه وى در طلب‏

-بما یطلب.
-آنست خشنود هستند.

325 أطلبوا الحوائج بعزّة الأنفس فإنّ الامور تجری بالمقادیر.
حوائج خویش را با عزت نفس بجوئید زیرا کارها جریان مقدر دارد،

 326 أطلب العافیة لغیرک ترزقها فی نفسک.
عافیت را براى دیگران بخواه تا نصیب تو شود.

327 أطلبوا العلم من المهد إلى اللّحد.
از گهواره تا گور دانش بجوئید.

328 أطعموا طعامکم الأتقیاء و أولوا معروفکم المؤمنین.
غذاى خود را به پرهیزکاران بخورانید و نیکیهاى خود را در باره مؤمنان انجام دهید.

329 أطلبوا الفضل عند الرّحماء من أمّتی تعیشوا فی أکنافهم و لا تطلبوه من القاسیة قلوبهم .
بزرگوارى را در پیش رحیمان امت من بجوئید و در پناه آنها زندگى کنید و آن را از سنگ دلان مجوئید.

330 إطّلع فی القبور و اعتبر بالنّشور.
در قبرها بنگر و از رستاخیز پند آموز

331 إطّلعت فی الجنّة فرأیت أکثر أهلها الفقراء و اطّلعت فی النّار فرأیت أکثر أهلها النّساء.
در بهشت نگریستم و دیدم که بیشتر مردم آن فقیرانند و در جهنم نگریستم و دیدم که بیشتر مردم آن زنانند.

332 أطیب الکسب عمل الرّجل بیده.
بهترین کسبها آنست که مرد با دست خود کار کند.

333 أطیب کسب الرّجل المسلم سهمه فی سبیل اللّه.
بهترین کسب مرد مسلمان تیرى است که در راه خدا میاندازد

 334 أطیب الطّیب المسک.  
بهترین بوهاى خوش مشک است.

335 أعبد اللّه کأنّک تراه فإن کنت لا تراه فإنّه یراک.
خداى را چنان پرستش کن که گوئى او را مى‏بینى اگر تو او را نمى‏بینى او ترا میبیند.

336 إعتبروا الصّاحب بالصّاحب.
یار را بیار توان سنجید

337 أعجز النّاس من عجز عن الدّنیا و أبخل النّاس من بخل بالسّلام .  
عاجزترین مردم آنکس است که از کار دنیا عاجز ماند و بخیل‏ترین مردم آنکس است که در اداى سلام بخل ورزد.

338 أعدی عدوّک نفسک الّتی بین جنبیک.
خطرناکترین دشمن تو نفس تو است که میان دو پهلوى تو است.

339 أعدى عدوّک زوجتک الّتی تضاجعک و ما ملکت یمینک.
خطرناکترین دشمن تو همسر تو است که با تو همخوابه است و مملوک تو.

340 أعدل النّاس من رضى للنّاس ما یرضى لنفسه و کره لهم ما کره لنفسه.
عادل تر از همه مردم کسى است که آنچه براى خود پسندد براى مردم نیز پسندد و آنچه بر خود روا ندارد بر مردم روا ندارد

 341 إعدلوا بین أولادکم بالنّحل کما تحبّون أن یعدلوا بینکم فی البرّ و اللّطف.
شما که میخواهید فرزندانتان در نیکى و محبت با شما بعدالت رفتار کنند در کار بخشش با آنها بعدالت رفتار کنید.

342 أعذر اللّه إلى امرى‏ء أخّر أجله حتّى بلغ ستّین سنة.
هر کس را خداوند تا شصت سال زنده نگاهدارد در عذر را به روى او بسته است.

343 أعروا النّساء یلزمن الحجال.
زنان را بى لباس بگذارید تا در خانه بمانند.

344 أعزّ أمر اللّه یعزّک اللّه.
کار خدا را عزیز دار تا خدایت عزیز کند.

345 أعزل الأذى عن طریق المسلمین.
مانع از راه مسلمانان دور کن.

346 أعطی و لا توکئی فیوکأ علیک.
ببخش و تنگ مگیر که بر تو تنگ گیرند.

347 أعط السّائل و لو جاءک على فرس و أعط الأجیر حقّه قبل أن یجفّ عرقه.
بگدا چیزى بده و گر چه بر اسب بنزد تو آمد و مزد اجیر را پیش از آنکه عرقش خشک شود بپرداز .

348 أعطیت جوامع الکلم و اختصر لی الکلام اختصارا.
کلمات جامع و پر معنى را بمن بخشیدند و سخن براى من پیچیده و مختصر شد.

349 أعظم العبادة أجرا أخفیها.
پراجرترین عبادت‏ها آنست که نهانتر باشد.

350 أعظم النّاس همّا ألمؤمن یهتمّ بأمر دنیاه و أمر آخرته.
مؤمن از همه مردم گرفتارتر است زیرا باید بکار دنیا و آخرت هر دو برسد

351 أعظم النّاس حقّا على المرأة
شوهر از همه کس بیشتر بر زن‏

 -زوجها و أعظم النّاس حقّا على الرّجل أمّه.
-حق دارد و مادر از همه کس بیشتر بر مرد حق دارد.

352 أعظم الخطایا أللّسان الکذوب.
سر گناهان، زبان دروغ پرداز است.

353 أعظم الظّلم ذراع من الأرض ینتقصه المرء من حقّ أخیه لیست حصاة أخذها إلاّ طوّقها یوم القیامة.
بزرگترین ستمها آنست که مردى یک ذراع زمین از حق برادر خویش بگیرد، هر ریگى که بدین طریق در تصرف او در آید روز رستاخیز در گردن او طوقى میشود

 354 أعظم النّاس فی الدّنیا خطرا من لم یجعل للدّنیا عنده خطرا.  
در دنیا قدر کسى بیشتر است که دنیا در نظرش قدر ندارد

 355 أعظم النّاس قدرا من ترک ما لا یعنیه.
عالیقدر از همه مردم کسیست که در آنچه بدو مربوط نیست مداخله نکند.

356 أعظم النّساء أحسنهنّ وجوها و أرخصهنّ مهورا.
بهترین زنان آن است که رویش خوبتر و مهرش کمتر است

 357 أعظم النّساء برکة أقلّهن مؤنة.
از همه زنان پربرکت‏تر آنست‏ که خرجش کمتر باشد.

358 أعقل النّاس أشدّهم مداراة للنّاس.
عاقلتر از همه مردم کسى است که با مردم بیشتر مدارا کند.

359 إعقلها و توکّل.
زانوى شتر را ببند و توکل کن

 360 أعلم النّاس من جمع علم النّاس إلى علمه.
دانشمندتر از همه مردم کسى است که دانش دیگران را بدانش خود بیفزاید.

361 إعلم أنّ الخلائق لو اجتمعوا على أن یعطوک شیئا و لم یرد اللّه أن یعطیک لم یقدروا علیه أو یصرفوا عنک شیئا أراد اللّه أن یصیبک به لم یقدروا على ذلک فإذا سئلت فاسأل اللّه و إذا استعنت فاستعن باللّه.
بدانکه اگر جهانیان بخواهند چیزى بتو بدهند و خداوند نخواهد نمیتوانند و اگر جهانیان بخواهند چیزى را که خداوند براى تو خواسته از تو منع کنند نمیتوانند بنابراین وقتى چیزى میخواهى از خدا بخواه و وقتى کمک مى‏جوئى از خدا بجوى

 362 إعلم أنّ ما أصابک لم یکن لیخطأک و ما أخطأک لم یکن لیصیبک.
بدانکه آنچه بتو رسیده ناچار میرسید و آنچه از تو فوت شده‏ بناچار فوت میشد.

363 إعلم أنّ النّصر مع الصّبر و أنّ الفرج مع الکرب و أنّ مع العسر یسرا.
بدانکه ظفر قرین صبر است و کشایش قرین رنج و بدنبال سختى سستى‏اى هست.

364 إعلم أنّ القلم قد جرى بما هو کائن.
بدان که قلم تقدیر، بر همه شدنیها رفته است.

365 إعلم أنّه لیس منکم من أحد إلاّ مال وارثه أحبّ إلیه من ماله. مالک ما قدّمت و مال وارثک ما أخّرت.
بدانید که همه شما مال وارث خویش را از مال خویش بیشتر دوست دارید. مال تو آنست که از پیش میفرستى و مال وارث آنست که بجا میگذارى.

366 أعمار أمّتی ما بین السّتّین إلى السّبعین.
عمرهاى امت من میان شصت و هفتاد سال است.

367 إعمل عمل امرى‏ء یظنّ أنّه لن یموت أبدا و احذر حذر امرى‏ء یخشى أن یموت غدا.
چنان کار کن که گوئى هیچ وقت نخواهى مرد و چنان بیمناک باش که گوئى فردا خواهى مرد.

368 إعملوا فکلّ میسّر لما خلق له.
کار کنید زیرا هر کسى آنچه را براى آن ساخته شده بدست مى‏آورد.

369 ألأعمال بالنّیّة.
کارها وابسته به نیت است

370 أعینوا أولادکم على البرّ من شاء إستخرج العقوق من ولده .
فرزندان خود را در خوب شدن کمک کنید زیرا هر که بخواهد مى تواند نافرمانى را از فرزند خود بیرون آورد.

371 أغبط النّاس عندی مؤمن خفیف الحاذّ ذو حظّ من صلاة و کان رزقه کفافا فصبر علیه حتّى یلقى اللّه و أحسن عبادة ربّه و کان غامضا فی النّاس عجلت منیّته و قلّ تراثه و قلّت بواکیه.
خوشبخت‏ترین مردم در نظر من مؤمنى است که متعلقاتش کم و از نماز بهره‏ ور باشد، روزى او بحد کفاف باشد و با آن بسازد تا بخداى خویش برسد، خداى را به خوبى پرستش کند و در میان مردم گمنام باشد، وقتى مرگش برسد ارثش کم باشد و گریندگانش انگشت شمار باشند.

372 إغتنم خمسا قبل خمس شبابک قبل هرمک و صحّتک قبل سقمک و غناک قبل فقرک و فراغک قبل شغلک و حیوتک قبل موتک.
پنج چیز را پیش از پنچ چیز غنیمت شمار جوانى پیش از پیرى صحت پیش از بیمارى و ثروت پیش از نیازمندى و فراغت پیش از اشتغال و زندگى پیش از مرگ‏

373 إغتنموا الدّعاء عند الرّقّة فإنّها رحمة.
بهنگام رقت دعا را غنیمت شمارید که رقت مایه رحمت است

374 إغتنموا دعوة المؤمن المبتلى .
دعاى مؤمن مبتلا را غنیمت شمارید.

375 أغد عالما أو متعلّما أو مستمعا أو محبّا و لا تکن الخامسة فتهلک.
دانشمند باش یا دانش آموز یا مستمع یا دوستدار علم و پنجمى مباش که هلاک خواهى شد.

376 أغدوا فی طلب العلم فإنّ ـ الغدوّ برکة و نجاح.
در طلب علم زود خیز باشید زیرا زود خیزى مایه برکت و کام یابى است.

377 إغسلوا ثیابکم و خذوا من شعورکم و استاکوا و تزیّنوا و تنظّفوا فإنّ بنی إسرائیل لم یکونوا یفعلون ذلک فزنت نساؤهم
لباسهاى خود را تمیز کنید و موهاى خود را کم کنید، مسواک بزنید و آراسته و پاکیزه باشید زیرا یهودان چنین نکردند و زنان شان زناکار شدند .

378 إغفر، فإن عاقبت فعاقب بقدر الذّنب و اتّق الوجه.
گناه کسان را ببخش و اگر مجازات میکنى بقدر گناه مجازات کن و صورت را میازار.

379 أغفل النّاس من لم یتّعظ بتغیّر الدّنیا من حال إلى حال.
غافلتر از همه مردم کسى است که از تغیر احوال جهان پند نگیرد

 380 أغنى النّاس من لم یکن للحرص أسیرا.
بى‏نیازتر از همه مردم کسى است که در بند آز نباشد.

381 أفشوا السّلام بینکم تحابّوا.
سلام را آشکار کنید تا رشته دوستى شما استوار شود.

382 أفشوا السّلام تسلموا.
سلام را آشکار سازید تا سلامت مانید.

383 أفشوا السّلام و أطعموا الطّعام و صلوا الأرحام و صلّوا بالّلیل و النّاس نیام تدخلوا الجنّة بسلام.
سلام را فاش کنید و طعام بخورانید، با خویشاوندان الفت گیرید و هنگام شب که مردم در خوابند نماز بخوانید تا وارد بهشت شوید.

384 أفضل الأصحاب من إذا ذکرت أعانک و إذا نسیت ذکرک.
بهترین دوستان کسى است که وقتى یاد کردى ترا یارى کند و و وقتى فراموش کردى ترا بیاد آرد.

385 أفضل الأعمال ثلاثة: -ألتّواضع عند الدّولة و العفو عند القدرة و العطیّة بغیر المنّة.
بهترین کارها سه چیز است، -تواضع بهنگام دولت و عفو بهنگام قدرت و بخشش بدون منت.

386 أفضل الأعمال أن تدخل على أخیک المؤمن سرورا أو تقضى عنه دینا.
بهترین کارها آنستکه برادر مؤمن خویش را خوشحال سازى یا قرض او را بپردازى.

387 أفضل الأعمال بعد الإیمان باللّه ألتّودّد إلى النّاس.
بهترین کارها پس از ایمان به خدا دوستى با مردم است.

388 أفضل الأعمال الکسب من الحلال.
بهترین کارها کسب حلال است.

389 أفضل الأعمال العلم باللّه إنّ العلم ینفعک معه قلیل العمل و کثیره و إنّ الجهل لا ینفعک معه قلیل العمل و لا کثیره.
بهترین کارها خداشناسى است کارى که با دانش قرینست اندک و بسیار آن سودمند است و کارى که با نادانى قرینست نه اندک آن سود میدهد و نه بسیار.

390 أفضل الأعمال الحبّ فی اللّه و البغض فی اللّه.
بهترین کارها دوستى و دشمنى در راه خداست.

391 أفضل الإیمان أن تعلم أنّ اللّه معک حیثما کنت.
بهترین اقسام ایمان آنست که بدانى هر جا هستى خدا با تست.

392 أفضل الإیمان أن تحبّ للّه و تبغض للّه و تعمل لسانک فی ذکر اللّه و أن تحبّ للنّاس ما تحبّ لنفسک و تکره لهم ما تکره لنفسک و أن تقول خیرا أو تصمت.
بهترین اقسام ایمان اینست که براى خدا دوست بدارى و براى خدا دشمن بدارى و آنچه براى خود میخواهى براى مردم بخواهى و آنچه براى خود نمیخواهى براى دیگران نخواهى و سخن نیک بگوئى یا خاموش مانى.

393 أفضل الإیمان الصّبر و السّماحة  
بهترین خصال ایمان صبر و گذشت است.

394 أفضل الجهاد کلمة حقّ عند سلطان جائر.
بهترین جهاد سخن حقیست که پیش پادشاه ستمکار گویند

 395 أفضل الجهاد من أصبح و لم یهمّ بظلم أحد.
بهترین اقسام جهاد آنست که کسى روز آغاز کند و در اندیشه ظلم کسى نباشد.

396 أفضل الحسنات تکرمة الجلساء.
بهترین کارهاى نیک آنست که جلیسان را عزیز دارى.

397 أفضل الجهاد أن یجاهد الرّجل نفسه و هواه.
بهترین جهاد آنستکه انسان با نفس و هوس خود پیکار کند.

398 أفضل الدّعاء دعاء المرء لنفسه.
بهترین دعاها دعائیست که انسان براى خود میکند

 399 أفضل الدّنانیر دینار ینفقه الرّجل على عیاله.
بهترین پولها پولى است که انسان براى نان خوران خود خرج میکند.

400 أفضل الصّدقة ما کان عن ظهر غنى و الید العلیا خیر من الید السّفلى و ابدء بمن تعول .
بهترین صدقه ‏ها اینست که در حال بی نیازى صورت گیرد و دست دهنده بهتر از دست‏ گیرنده است .

401 أفضل الصّدقة أن یتعلّم المرء المسلم علما ثمّ یعلّمه أخاه المسلم.
بهترین صدقه ‏ها آن است که مرد مسلمان دانشى بیاموزد و به برادر مسلمان خود تعلیم دهد .

402 أفضل صدقة الّلسان الشّفاعة تفک بها الأسیر و تحقن بها الدّم و تجرّ بها المعروف و الإحسان إلى أخیک و تدفع عنه الکریهة.

بهترین صدقه زبان، شفاعتى است که بوسیله آن اسیر را آزاد سازى و از ریختن خون جلوگیرى کنى و نیکى و احسان را به سوى‏ برادر خویش بکشانى و بدى را از او دفع کنى.

403 أفضل الأعمال أن تشبع کبدا جائعا.
بهترین کارها آنست که گرسنه را سیر کنى.

404 أفضل الصّدقة حفظ الّلسان.
بهترین صدقه ‏ها، نگهدارى زبانست.

405 أفضل الصدّقة صدقة الّلسان.
بهترین صدقه ‏ها، صدقه زبان است.

406 أفضل الصّدقة أن تصدّق و أنت صحیح شحیح تأمل الغنى و تخشى الفقر و لا تمهل حتّى إذا بلغت الحلقوم قلت لفلان کذا و لفلان کذا، ألا و قد کان لفلان.
بهترین صدقه ‏ها آنست که هنگامى که سالم و تنگدستى و امید ثروت و بیم فقر دارى صدقه بدهى نه آنکه بگذارى تا وقتى جان بگلو رسید گوئى؛این مال فلانى و این مال فلانى، زیرا آنها متعلق بفلانى شده است.

407 أفضل الصّدقة إصلاح ذات البین.
بهترین اقسام صدقه آنستکه میان دو کس را اصلاح دهى.

408 أفضل الصّدقة الصّدقة على ذی الرّحم الکاشح.
بهترین صدقه ‏ها آنست که به خویشاوندى که دشمن توست چیزى بدهى.

409 أفضل العبادة انتظار الفرج.
بهترین اقسام عبادت انتظار گشایش است.

410 أفضل العمل أدومه و إن قلّ.
بهترین کارها آن است که دوامش بیشتر است اگر چه اندک باشد.

411 أفضل العمل النّیّة الصّادقة.
بهترین کارها نیت پاک است

 412 أفضل العبادة أجرا سرعة القیام من عند المریض.
از همه عبادت‏ها بهتر و پر اجرتر آن است که زودتر از پیش مریض برخیزى.

413 أفضل الفضائل أن تصل من قطعک و تعطى من حرمک و تصفح عمّن ظلمک.
بهترین فضایل اینست که با آنکه از تو ببرد پیوند گیرى و بکسى که تو را محروم میکند عطا کنى و از آنکه بر تو ستم کند درگذرى

 414 أفضل الکسب بیع مبرور و عمل الرّجل بیده.
بهترین کسبها معامله‏ اى است که نادرستى در آن نباشد و کارى است که مرد با دست خود انجام دهد.

415 أفضل المؤمنین إسلاما من سلم المسلمون من لسانه و یده و أفضل المؤمنین إیمانا أحسنهم خلقا.
از همه مؤمنان اسلام آنکس بهتر است که مسلمانان از دست و زبانش در امان باشند و از همه مؤمنان ایمان آنکس بهتر است که اخلاق وى نیکتر است.

416 أفضل المؤمنین إیمانا ألّذی إذا سئل أعطى و إذا لم یعط استغنى.
از همه مؤمنان ایمان آنکس بهتر است که وقتى از او چیزى بخواهند بدهد و اگر چیزى باو ندهند راه بى نیازى سپرد.

417 أفضل النّاس رجل یعطی جهده
بهترین مردم آنست که همه کوشش خود را بکار میبرد.

418 أفلح من رزق لبّا.
آنکه خرد دارد رستگار مى شود.

419 أفضل النّاس من تواضع عن رفعة و زهد عن غنیة و أنصف عن قوّة و حلم عن قدرة.
بهتر از همه مردم کسى است که در حال رفعت فروتنى کند و در عین ثروت زاهد باشد و در عین قوت انصاف دهد و در حال قدرت برد بارى کند

420 أفضلکم إیمانا أحسنکم أخلاقا.
هر کس از شما اخلاقش نیکتر ایمانش بهتر است.

421 أفقر النّاس الطّامع.
طمعکار از همه مردم فقیرتر است.

422 أفلح من هدى إلى الإسلام و کان عیشه کفافا و قنع به.
هر که باسلام راهبر شده و لوازم زندگى بقدر رفع حاجت دارد و بدان قناعت کند رستگار شده است

 423 إقرأوا القرآن ما ائتلفت علیه قلوبکم فإذا اختلفتم فیه فقوموا.
قرآن را تا هنگامیکه دلهاى شما بر آن اتفاق دارد بخوانید و وقتى درباره آن اختلاف پیدا کردید برخیزید.

424 إقرء القرآن ما نهاک فإذا لم ینهک فلست تقرؤه.
اگر خواندن قرآن ترا از کار بد منع میکند آنرا بخوان ولى اگر ترا از کار بد وانمیدارد به حقیقت قرآن نمیخوانى.

425 إقرأوا القرآن و اعملوا به و لا تجفوا عنه و لا تغلوا فیه و لا تأکلوا به و لا تستکثروا به.
قرآن را بخوانید و بدان عمل کنید و از آن دور نشوید و در آن غلو نکنید بوسیله قرآن نان نخورید و به کمک آن فزونى مجوئید.

426 إقرأوا القرآن فإنّ اللّه تعالى لا یعذّب قلبا وعى القرآن.
قرآن را بخوانید زیرا خداوند دلى را که قرآن را دریافته معذب نمیکند.

427 أقرب العمل إلى اللّه الجهاد فی سبیل اللّه و لا یقاربه شیى‏ء.
نزدیکترین کارها بخدا جهاد در راه خداست و چیزى مانند آن نیست

 428 إقبل الحقّ ممّن أتاک به من صغیر أو کبیر و إن کان بغیضا بعیدا و اردد الباطل على من جاءک به من صغیر أو کبیر و إن کان حبیبا قریبا.
سخن حق را از هر که شنیدى به پذیر اگر چه دشمن و بیگانه باشد و ناحق را از هر که شنیدى نپذیر اگر چه دوست و نزدیک باشد.

429 إقتربت السّاعة و لا یزداد النّاس على الدّنیا إلاّ حرصا و لا ترداد منهم إلاّ بعدا .
رستاخیز نزدیک شده است و آز مردم بدنیا دائما بیشتر و دنیا از آن‏ها دورتر میشود.

431 أقلّ النّاس راحة ألبخیل.
آسایش بخیل از همه کس کمتر است.

430 أقلّ النّاس لذّة ألحسود.
لذت حسود از همه کس کمتر است.

432 أقلّ من الدّین تعش حرّا.
قرض کمتر گیر تا آزاد باشى.

433 أقلّ من الذّنوب یهن علیک الموت.
گناه کمتر کن تا مرگ بر تو آسان شود.

434 أقلّوا الدّخول على الأغنیاء فإنّه أحرى أن لا تردروا نعم اللّه عزّ و جلّ.
پیش توانگران کمتر روید زیرا در این صورت نعمتهاى خدا را خوار نخواهید شمرد.

435 أقیلو السّخیّ زلّته فإنّ اللّه آخذ بیده کلّما عثر.
از لغزش مرد سخاوتمند بگذرید زیرا هر دم بلغزد خدا دست او را میگیرد.

 436 أقیموا حدود اللّه تعالى فی البعید و القریب و لا تأخذکم فی اللّه لومة لائم.
مقررات خدا را درباره بیگانه و خویش اجرا کنید و در کار خدا بسخن کسان گوش مدهید.

 437 أکبر أمّتی الّذین لم یعطوا فیبطروا و لم یقتر علیهم فیسألوا.
بزرگترین افراد امت من آنها هستند که نه چندان توانگرند که خود را گم کنند و نه چندان فقیرند که دست بسؤال گشایند.

438 أکبر الکبائر الإشراک باللّه و قتل النّفس و عقوق الوالدین و شهادة الزور.
بزرگترین گناهان بزرگ شرک بخدا و قتل نفس و بد رفتارى با پدر و مادر و شهادت دروغ است .

439 أکبر الکبائر سوء الظّنّ باللّه
بدترین گناهان بزرگ بد گمانى بخداست.

440 أکثر خطایا ابن آدم فی لسانه.
بیشتر گناهان فرزند آدم از زبان اوست.

441 أکثر النّاس ذنوبا یوم القیامة أکثرهم کلاما فیما لا یعنیه.
در روز رستاخیز از همه مردم گناه آن کس بیشتر است که بیشتر از همه در چیزهائیکه بدو مربوط نیست سخن گوید.

 442 أکثر النّاس قیمة أکثرهم علما.
هر که بدانش از دیگران پیش تر است، قیمتش از دیگران بیشتر است.

443 أکثر ذکر الموت فإنّ ذکره یسلّیک ممّا سواه.
مرگ را بسیار بخاطر بیاور زیرا یاد مرگ ترا از رنج‏هاى دیگر تسلیت مى‏دهد.

444 أکثروا ذکر الموت فإنّه یمحّص الذّنوب و یزهّد فی الدّنیا فإن ذکرتموه عند الغنى هدمه و إن ذکرتموه عند الفقر أرضاکم بعیشکم.
مرگ را بسیار به یاد آرید زیرا یاد مرگ گناهان را پاک مى‏کند و حرص دنیا را کم مى‏کند، اگر مرگ را بهنگام توانگرى به یاد آرید اهمیت آن را کم میکند و اگر بهنگام تنگدستى یاد کنید، شما را از زندگى‏تان خشنود مى‏سازد.

445 أکثروا من الإخوان فإنّ ربّکم حییّ کریم یستحیی أن یعذّب عبده بین إخوانه یوم القیمة .
دوست بسیار گیرید زیرا خداى شما با حیا و بخشنده است و شرم دارد که روز رستاخیز بنده خود را میان برادرانش عذاب کند.

446 أکثر من الدّعاء فإنّ الدّعاء یردّ القضاء.
بسیار دعا کن که دعا قضا را دفع میکند

447 أکثروا من ذکر هادم اللّذّات فإنّه لا یکون فی کثیر إلاّ قلّله و لا فی قلیل إلاّ أجز له.
مرگ را بسیار بیاد آرید زیرا یاد مرگ بسیار را کم و کم را کافى جلوه مى‏دهد.

448 أکرموا الشّهود فإنّ اللّه یستخرج بهم الحقوق و یدفع بهم الظّلم.
شاهدان را گرامى شمارید زیرا خدا حقوق کسان را بوسیله آنان احقاق میکند و ستم را بوسیله آنها دفع مى‏نماید.

 449 أکرم النّاس أتقاهم.
بزرگوارتر از همه مردم کسى است که پرهیزکارتر است

 450 أکرموا العلماء فإنّهم ورثة الأنبیاء فمن أکرمهم فقد أکرم اللّه و رسوله.
دانشمندان را گرامى دارید که آنها وارثان پیغمبرانند و هر که‏ آنها را عزیز دارد خدا و پیغمبر را عزیز داشته است.

451 أکرموا أولادکم و أحسنوا آدابهم.
فرزندان خود را گرامى شمارید و نیکو تربیتشان کنید.

452 أکرموا الخبز فإنّ اللّه أنزله من برکات السّمآء و أخرجه من برکات الأرض.
نان را گرامى شمارید زیرا خداوند آن را از برکات آسمان فرو فرستاده و از برکات زمین بیرون آورده است.

 453 إکلفوا من العمل ما تطیقون فإنّ اللّه لا یملّ حتّى تملّوا و إنّ أحبّ العمل إلى اللّه تعالى أدومه و إن قلّ.
بقدر توانائى خود عبادت کنید زیرا وقتى شما ملول شدید خدا نیز ملول مى‏شود، در نظر خدا بهترین کارها آنست که بادوامتر است اگر چه اندک باشد.

454 أکمل المؤمنین إیمانا أحسنهم خلقا و خیارکم خیارکم لنسائهم.
کامل ترین مؤمنان آن است که خلقش نیک‏تر است و از همه شما نیک‏تر کسانى هستند که براى زنان خود نیکترند.

455 ألا أخبرک بأهل النّار؟کلّ جعظریّ جوّاظ مستکبر جمّاع منوع.
مى‏خواهى تو را از اهل جهنم خبر دهم؟هر کس که خود پسند و خود خواه و متکبر و حریص و بخیل باشد

456 ألا أخبرک بخیر ما یکنز المرء؟. . ألمرأة الصّالحة إذا نظر إلیها سرّته و إذا أمرها أطاعته و إذا غاب عنها حفظته.
میخواهى ترا از بهترین گنجینه مرد خبر دهم؟زن پارسا که وقتى بدو نگرد مسرور شود و همینکه بدو فرمان دهد اطاعت کند و هنگام غیبت امانت او را محفوظ دارد

 457 ألا أخبرک عن ملوک الجنّة؟ رجل ضعیف مستضعف ذو طمرین لا یؤبه له لو أقسم على اللّه لأبرّه.
میخواهى ترا از پادشاهان بهشت خبر دهم؟مرد ضعیف و ناتوان و ژنده پوش که هیچکس بدو اعتنا نکند و اگر قسم خورد که چیزى واقع میشود خداوند قسم او را راست کند.

458 ألا أخبرکم بأفضل من درجة الصّیام و الصّلوة و الصّدقة؟ صلاح ذات البین فإنّ فساد ذات البین هی الحالقة.
میخواهید شما را از چیزى که بهتر از روزه و نماز و صدقه است خبر دهم؟اصلاح میان کسان، زیرا فساد میان کسان مایه هلاک است.

 459 ألا أخبرکم بمن یحرم علیه النّار غدا؟على کلّ هیّن لیّن قریب سهل.
میخواهید شما را خبر دهم که فردا آتش بر چه کس حرام است؟ هر کس که ملایم و نرم و زودجوش و آسان‏ گیر باشد.

460 ألا أخبرکم بنسائکم من أهل الجنّة؟ألودود الولود العئود الّتی إذا ظلمت قالت هذه یدی فی یدک لا أذوق غمضا حتّى ترضى.
مى‏خواهید شما را از زنانی که اهل بهشتند خبر دهم؟زن وفادارى که فرزند زیاد آورد و زود آشتى کند و همینکه بدى کرد گوید این دست من در دست توست چشم بر هم نمى گذارم تا از من راضى شوى.

461 ألا أخبرکم بخیرکم من شرّکم؟خیرکم من یرجى خیره و یؤمن شرّه و شرّکم من لا یرجى خیره و لا یؤمن شرّه.
مى‏خواهید شما را از بدان و نیکان تان خبر دهم؟بهترین شما کسى است که بخیرش امید توان داشت و از شرش امان توان یافت و بدترین شما کسى است که بخیرش امید و از شرش امان نیست .

462 ألا أخبرکم بأیسر العبادة و أهونها على البدن؟ألصّمت و حسن الخلق.
میخواهید شما را بعبادتى که از همه عبادتها بر بدن آسانتر است خبر دهم؟سکوت و نیکخوئى .

 463 ألا أدلّکم على أشدّکم؟ أملککم عند الغضب.
مى‏خواهید شما را به آنکس که از همه زورمندتر است رهبرى کنم؟ آنکه هنگام خشم بهتر خود را نگاه مى‏دارد.

464 ألا أنبئک بشرّ النّاس؟من أکل وحده و منع رفده و سافر وحده و ضرب عبده، ألا أنبئک بشرّ من هذا؟من یخشى شرّه و لا یرجى خیره ألا أنبئک بشرّ من هذا؟من باع آخرته بدنیا غیره ألا أنبئک بشرّ من هذا؟من أکل الدّنیا بالدّین.
میخواهى ترا از کسى که از همه مردم بدتر است خبر دهم؟. ، آنکس که تنها غذا خورد و بکسى چیزى ندهد و تنها سفر کند و بنده خویش را بزند، میخواهى ترا از کسى که بدتر از اوست خبر دهم؟ آنکه از شر او بترسند و بخیرش امید نداشته باشند میخواهى ترا از کسى که بدتر از اوست خبر دهم؟ آنکه آخرت خویش را بدنیاى دیگرى فروشد میخواهى ترا از کسى که بدتر از اوست خبر دهم؟آنکه بوسیله دین از دنیا بهره‏مند شود

 465 ألا أعلّمک خصلات ینفعک اللّه تعالى بهنّ؟علیک بالعلم فإنّ العلم خلیل المؤمن و الحلم وزیره و العقل دلیله و العمل قیّمه و الرّفق أبوه و اللّین أخوه و الصّبر أمیر جنوده.  
مى‏خواهى صفاتى بتو بیاموزم که خداوند ترا به آنها منتفع سازد؟ دانش آموز که دانش دوست مؤمن است و بردبارى پشتیبان او و عقل رهبر و عمل قیم و مدارا پدر و ملایمت برادر اوست و صبر امیر سپاه وى بشمار میرود.

466 ألا إنّ الغضب جمرة توقد فی جوف ابن آدم ألا ترون إلى حمرة عینیه و إنتفاخ أوداجه فإذا وجد أحدکم شیئا من ذلک فالأرض الأرض.
بدانید که خشم آتشى است که در دل انسان مشتعل مى‏شود؛مگر نمى بینید که بهنگام خشم چشمهاى او سرخ و رگهایش متورم مى‏شود وقتى یکى از شما چنین شد روى زمین روى زمین!

 467 ألا إنّ النّاس من آدم و آدم من تراب و أکرمهم عند اللّه أتقاهم.
بدانید که مردم از آدم پدید آمده اند و آدم از خاک و بزرگوار ترین مردم در نظر خدا پرهیزکار ترین آنهاست.

 468 ألا إنّ بنی آدم خلقوا على طبقات شتّى، منهم من یولد مؤمنا و یحیا مؤمنا و یموت مؤمنا و منهم من یولد کافرا و یحیا کافرا و یموت کافرا و منهم من یولد کافرا و یحیا کافرا و یموت مؤمنا.
بدانید که مردم بر طبقات مختلف آفریده شده اند بعضى مؤمن متولد مى‏شوند و مؤمن زندگى میکنند و مؤمن مى‏میرند. بعضى دیگر کافر متولد مى‏شوند و کافر زندگى میکنند و کافر میمیرند بعضى کافر متولد میشوند و کافر زندگى میکنند ولى مؤمن میمیرند.

 469 ألا إنّ خیر الرّجال من کان بطی‏ء الغضب سریع الرّضا و شرّ الرّجال من کان سریع الغضب بطی‏ء الرّضا، فإذا کان الرّجل بطی‏ء الغضب بطی‏ء الفی‏ء و سریع الغضب سریع الفی‏ء فإنّها بها.
بدانید که بهترین مردان آنست که دیر بخشم آید و آسان خشنود شود و بدترین مردان آنست که زود بخشم آید و دیر خشنود شود، اگر مردى دیر بخشم آید و دیر خشنود شود یا زود بخشم آید و زود خشنود شود آن هم چیزیست.

470 ألا إنّ خیر التّجار من کان حسن القضاء حسن الطّلب و شرّ التّجّار من کان سیّى‏ء القضاء سیّى‏ء الطّلب فإذا کان الرّجل حسن القضاء سیّى‏ء الطّلب أو کان سیّى‏ء القضاء حسن الطّلب فإنّها بها.
بدانید که بهترین تاجران کسى است که خوش پرداخت و خوش طلب باشد و بدترین تاجران کسى است که بد پرداخت و بد طلب باشد اگر مردى خوش پرداخت و بد طلب یا بد پرداخت و خوش طلب باشد آن هم چیزیست.

471 ألا إنّ عمل أهل الجنّة حزن بربوة ألا إنّ عمل أهل النّار سهل بسهوة.
بدانید که کار اهل بهشت مانند آنست که از راه سختى بر تپه مرتفعى بالا روند و کار اهل جهنم مانند آنست که در سراشیب زمین هموارى راه سپرند.  

472 ألا ربّ مکرّم لنفسه و هو لها مهین ألا ربّ مهین لنفسه و هو لها مکرّم.
چه بسیار کسان که خود را عزیز میکنند و بحقیقت خوار مى‏کنند و چه بسیار کسانى که خود را خوار میکنند و بحقیقت عزیز مى‏کنند.

473 ألا ربّ شهوة ساعة أورثت حزنا طویلا.
چه بسیار که ساعتی شهوت باعث رنج طولانى شده است.

474 ألا ربّ قائم لیس له من القیام إلاّ السّهر و ربّ صائم لیس له من صیامه إلاّ الجوع و العطش.
چه بسیار کسان که هنگام شب براى نماز بر مى‏خیزند و از کار خود جز بیدارى ثمرى نمى‏برند و چه بسیار کسانی که روزه مى‏گیرند و از روزه خویش جز گرسنگى و تشنگى سودى نمى‏برند.

475 ألا و إنّ فی الجسد مضغة إذا صلحت صلح الجسد کلّه و إذا فسدت فسد الجسد کلّه ألا و هی القلب.
بدانید که در تن قطعه گوشتى است که اگر صالح بود تمام تن بصلاح آید و اگر فاسد بود تمام تن بفساد گراید، بدانید که آن قلب است.

476 ألا یا ربّ نفس طاعمة ناعمة فی الدّنیا جائعة عاریة یوم القیامة. ألا یا ربّ نفس جائعة عاریة فی الدّنیا طاعمة ناعمة یوم القیامة.
چه بسیار کسان که در این جهان سیر و خوشند و در روز رستاخیز گرسنه و برهنه اند و چه بسیار کسان که در این جهان گرسنه و برهنه اند و روز رستاخیز سیر و خوشند.

477 ألا لا یمنعنّ رجلا مخافة النّاس أن یقول الحقّ إذا علمه.
کسى که سخن حقى مى‏داند نباید از بیم مردم از گفتن آن خوددارى کند.

478 ألا لا یخلونّ رجل بامرأة إلاّ کان ثالثهما الشّیطان.
بدانید که هیچ مردى با زن نا محرم خلوت نمى‏کند جز آنکه سومى آنها شیطان است.

479 إلبس جدیدا و عش حمیدا.
لباس نو بپوش و نیک‏نام بزى.

480 إلتمسوا الجار قبل شرى الدّار و الرّفیق قبل الطّریق.
پیش از خریدن خانه همسایه بجوئید و پیش از سفر رفیق بیابید.

481 إلتمسوا الرّزق بالنّکاح.
بوسیله زناشوئى روزى بجوئید

 482 إلتمس و لو خاتما من حدید.
انگشترى داشته باش اگر چه از آهن باشد.

483 ألزموا الجهاد تصحّوا و تستغنوا.
جهاد کنید تا سالم باشید و بى نیاز شوید.

484 أللّه أللّه فیما ملکت أیمانکم ألبسوا ظهورهم. و أشبعوا بطونهم و ألینوا لهم القول .
در رفتار با بندگان خود خدا را در نظر داشته باشید، تنشان را بپوشانید و شکمشان را سیر کنید و با آنها بملایمت سخن گوئید.

485 أللّه أللّه فیمن لیس له ناصر إلاّ اللّه.
درباره کسى که جز خدا یاورى ندارد خدا را در نظر داشته باشید

 486 أللّه فی عون العبد ما کان العبد فی عون أخیه.  
تا هنگامى که شخص بیارى برادر خویش مى‏پردازد خداوند یاور اوست.

487 أللّه مع القاضی ما لم یجر فإذا جار تخلّى اللّه عنه و لزمه الشّیطان.
خداوند یار قاضى است تا موقعى که ستم نکند، وقتى ستم کرد خدا او را رها میکند و شیطان قرین او مى‏شود.

488 ألّلهمّ اجعل أوسع رزقک علیّ عند کبر سنّی و انقطاع عمری.
خدایا روزى مرا هنگام پیرى و وا پسین زندگانى بیشتر از مواقع دیگر وسعت ببخش.

489 ألّلهمّ اجعلنی أخشاک حتّى کأنی أراک و اسعدنی بتقواک و لا تشقنی بمعصیتک و خرلی فی قضائک و بارک لی فی قدرک حتّى لا أحبّ تعجیل ما أخّرت و لا تأخیر ما عجّلت و اجعل غنای فی نفسی.
خدایا مرا چنان از ذات خود ترسان کن که گوئى ترا مى‏بینم و مرا بپرهیزکارى خود خوشبخت کن و بنافرمانى خود بدبخت مکن قضاى خود را براى من انتخاب کن و تقدیر خود را بر من مبارک کن که نخواهم آنچه را مؤخر کرده‏ اى مقدم کنى یا آنچه را مقدم داشته ‏اى مؤخر کنى و ثروت مرا در روحم مستقر کن.

490 ألّلهمّ اجعلنی شکورا و اجعلنی صبورا و اجعلنی فی عینی صغیرا و فی أعین النّاس کبیرا .
خداوندا مرا شاکر و صابر کن و مرا در چشم خویش خوار و در نظر مردم بزرگوار کن.

491 ألّلهمّ اجعلنی من الّذین إدا أحسنوا استبشروا و إذا أساؤا استغفروا.
خدایا مرا از جمله کسانى قرار ده که وقتى نیکى کنند خوشحال میشوند و وقتى بد کنند آمرزش مى‏طلبند.

492 ألّلهمّ اغفر لی ذنبی و وسّع لی فی داری و بارک لی فی رزقی.
خدایا گناه مرا ببخش و خانه مرا وسعت بخش و روزى مرا افزون کن.

493 ألّلهمّ أحسن عاقبتنا فی الامور کلّها و أجرنا من خزی الدّنیا و عذاب الآخرة.
خدایا در همه کارها عاقبت ما را بخیر کن و ما را از خوارى دنیا و عذاب آخرت نگهدار.

494 ألّلهمّ احفظنی بالإسلام قائما و احفظنی بالإسلام قاعدا و احفظنی بالإسلام راقدا و لا تشمت بی عدوّا و لا حاسدا ألّلهمّ إنّی أسألک من کلّ خیر خزائنه بیدک و أعوذ بک من کلّ شرّ خزائنه بیدک.
خدایا مرا هنگام خفتن و ایستادن و نشستن بوسیله اسلام حفظ کن و مرا به سرزنش دشمن و حسود مبتلا مساز، خدایا همه نیکى‏هائى که گنجینه آن را بدست دارى از تو مى‏خواهم و از همه بدیهائی که گنجینه آن را بدست دارى بتو پناه مى‏برم.

495 ألّلهمّ أحینی مسکینا و توفّنی مسکینا و احشرنی فی زمرة المساکین و إنّ أشقی الأشقیاء من إجتمع علیه فقر الدّنیا و عذاب الآخرة.
خدایا مرا در زندگى فقیر دار و فقیر بمیران و در صف فقیران محشور ساز، بدبخت ‏تر از همه بدبختان کسى است که فقر دنیا و عذاب آخرت را با هم داشته باشد.

496 ألّلهمّ أصلح ذات بیننا و ألّف بین قلوبنا و اهدنا سبل السّلام و تجّنا من الظّلمات إلى النّور و جنّبنا الفواحش ما ظهر منها و ما بطن. ألّلهمّ بارک لنا فی أسماعنا و أبصارنا و قلوبنا و أزواجنا و ذرّیّاتنا و تب علینا إنّک أنت التّوّاب الرّحیم.
 خدایا میان ما را اصلاح ده و دلهاى ما را متفق ساز و ما را به آرامش هدایت کن و از تاریکى‏ها بسوى روشنى رهائى بخش و از زشتى‏هاى آشکار و نهان دور ساز، خدایا گوشها و چشمها و دلها و زنها و فرزندان ما را مبارک گردان و توبه ما را بپذیر زیرا تو توبه پذیر و مهربانى.

497 ألّلهمّ ارزقنی عینین هطّالتین تشفیان القلب بذروف الدّموع من خشیتک قبل أن تکون الدّموع دما و الأضراس جمرا.
خدایا مرا دو چشم اشکبار بخش که دل را از ریزش اشکهائى که از بیم تو میریزد شفا بخشند پیش از آن که اشکها خون و دندان ها آتش شود.

498 ألّلهمّ أصلح لی دینی الّذی هو عصمة أمری. و أصلح لی دنیای الّتی فیها معاشی و أصلح لی آخرتی الّتی فیها معادی و اجعل الحیاة زیادة لی فی کلّ خیر و اجعل الموت راحة لی من کلّ شرّ.
خدایا دین مرا که حافظ کار من است و دنیاى مرا که زندگى من در آنست و آخرت مرا که باز گشتم بسوى آنست بصلاح آر زندگى را براى من مایه افزایش نیکیها ساز و مرگ را براى من مایه آسایش از بدیها کن.

499 ألّلهمّ أعنّی على غمرات الموت و سکرات الموت.
خدایا مرا بر تحمل سختیها و رنجهاى مرگ کمک کن.

500 ألّلهمّ اغفر لی ذنبی و وسّع لی فی داری و بارک لی فی رزقى.
خدایا گناه مرا ببخش و خانه ‏ام را وسعت بخش و روزى مرا برکت ده.

501 ألّلهمّ اغفر لی خطیئتی و جهلی و إسرافی فی أمری و ما أنت أعلم به منّی. ألّلهمّ اغفر لی خطئی و عمدی و هزلی و جدّی و کلّ ذلک عندی. ألّلهمّ اغفر لی ما قدّمت و ما أخّرت و ما أسررت و ما أعلنت.
خدایا از گناه و جهالت و افراط کارى من و آنچه بهتر از من میدانى در گذر خدایا خطا و عمد و شوخى و جدى من همه را ببخش خدایا گناهان سابق و لاحق و نهان و عیان مرا عفو کن .

502 ألّلهمّ أغننى بالعلم و زیّنیّ بالحلم و أکرمنی بالتّقوى و جمّلنی بالعافیة.
خدایا مرا بعلم توانگر ساز و بحلم زینت بخش و بتقوى عزیز کن و بعافیت زیبائى ده.

503 ألّلهمّ اقسم لنا من خشیتک ما تحول بیننا و بین معاصیک و من طاعتک ما تبلغنا به جنّتک و من الیقین ما یهوّن علینا مصیبات الدّنیا. و متّعنا بأسماعنا و أبصارنا و قوّتنا ما أحییتنا و اجعله الوارث منّا و اجعل ثارنا على من ظلمنا و انصرنا على من عادانا و لا تجعل مصیبتنا فی دیننا و لا تجعل الدّنیا أکبر همّنا و لا مبلغ علمنا و لا تسلّط علینا من لا یرحمنا.
خدایا از ترس خود آنقدر نصیب ما ساز که میان ما و نافرمانى تو حایل شود و از اطاعت خود آنقدر که ما را ببهشت برساند و از یقین آنقدر که مصیبت‏هاى جهان را بر ما آسان کند و ما را تا هنگامیکه زنده میدارى از چشم و گوش و نیروى خود بهره‏ ور ساز و آن را تا آخرین لحظه براى ما محفوظ دار و انتقام ما را از کسانى که بما ستم کرده اند بگیر و ما را بر کسانیکه با ما دشمنى میکنند پیروز ساز و مصیبت ما را در دینمان قرار مده و کار دنیا را بزرگترین غم ما و نهایت دانشمان مساز و کسى را که بر ما رحم نمیکند بما مسلط مگردان.

504 ألّلهمّ أنت خلقت نفسی و أنت توفّیها لک مماتها و محیاها إن أحییتها فاحفظها و إن أمتّها فاغفر لها. ألّلهمّ إنّی أسألک العافیة.
خدایا تو جان مرا آفریدى و تو آن را میگیرى زندگى و مرگ آن متعلق بتو است اگر زنده ‏اش داشتى محفوظش دار و اگر دچار مرگش ساختى بر او ببخش. خدایا من از تو عافیت میخواهم.

505 ألّلهمّ انفعنی بما علّمتنی و علّمنی ما ینفعنی و زدنی علما.
خدایا مرا بآنچه تعلیم داده‏ اى‏ منتفع کن و آنچه را براى من نافع است بمن بیاموز و دانش مرا فزون کن.

506 ألّلهمّ إنّی أسألک الهدى و التّقى و العفاف و الغنى.
خدایا من از تو هدایت و تقوى و عفت و بى نیازى میخواهم.

507 ألّلهمّ إنّی أسألک صحّة فی إیمان و إیمانا فی حسن خلق و نجاحا یتبعه فلاح.
خدایا من از تو صحتى میخواهم که قرین ایمان باشد و ایمانى که با نیک خوئى همراه باشد و موفقیتى که رستگارى دنبال آن باشد.

508 ألّلهمّ إنّی أسألک من الخیر کلّه ما علمت و ما لم أعلم و اعوذ بک من الشّرّ کلّه ما علمت منه و ما لم أعلم.
خدایا من نیکى‏هائى را که مى دانم و نمیدانم از تو میخواهم و از بدیهائى که میدانم و نمى‏دانم بتو پناه میبرم.

509 ألّلهمّ إنّی أعوذ بک من البرص و الجنون و الجذام و من سیّى‏ء الأسقام.
خدایا من از برص و دیوانگى و خوره و امراض بد بتو پناه مى‏برم.

510 ألّلهمّ إنّی أعوذ بک من العجز و الکسل و الجبن و البخل و الهرم و القسوة و الغفلة و العیلة و الذّلّة و المسکنة و أعوذ بک من الفقر و الکفر و الفسوق و الشّقاق و النّفاق و السّمعة و الرّیاء و أعوذ بک من الصّمم و البکم و الجنون و الجذام و البرص و سیّى‏ء الأسقام.
خدایا من از ناتوانى و تنبلى و ترس و بخل و پیرى و سنگدلى و غفلت و تنگدستى و ذلت و مستمندى بتو پناه میبرم و از فقر و کفر و فسق و اختلاف و نفاق و ریا بتو پناه مى‏برم و از کرى و گنگى و دیوانگى و خوره و برص و امراض بد بتو پناه میبرم.

511 ألّلهمّ إنّی أعوذ بک من العجز و الکسل و الجبن و البخل و الهرم و أعوذ بک من عذاب القبر و أعوذ بک من عذاب النّار و أعوذ بک من فتنة المحیا و الممات.
خدایا از ناتوانى و تنبلى و ترس و بخل و پیرى بتو پناه میبرم و از عذاب قبر بتو پناه میبرم و از عذاب جهنم بتو پناه میبرم و از رسوائى در زندگى بتو پناه میبرم.

512 ألّلهمّ إنّی أعوذ بک من الفقر و القلّة و الذّلّة و أعوذ بک من أن أظلم أو أظلم .
خدایا از فقر و تنگدستى و ذلت بتو پناه میبرم و از ستمکشى و ستمگرى بتو پناه مى‏برم .

513 ألّلهمّ إنّی أعوذ بک من الکسل و الهرم و المأثم و المغرم و من فتنة القبر و عذاب القبر و من فتنة النّار و عذاب النّار و من شرّ فتنة الغنى و أعوذ بک من فتنة الفقر .
خدایا از تنبلى و پیرى و گناه و قرض و بلیه قبر و عذاب قبر و رسوائى جهنم و بلیه جهنم و عذاب جهنم و بلیه ثروت و بلیه فقر بتو پناه میبرم.

514 ألّلهمّ إنّی أعوذ بک من جار السّوء فی دار المقامة فإنّ جار البادیة یتحوّل.
خدایا از همسایه بد در خانه اقامت بتو پناه مى‏برم زیرا همسایه صحرا بزودى تغییر مى‏یابد .

515 ألّلهمّ إنّی أعوذ بک من خلیل ماکر عیناه تریانی و قلبه یرعانی إن رأى حسنة دفنها و إن رأى سیّئة أذاعها.
خداوندا بتو پناه مى‏برم از دوست حیله باز که دیدگانش مرا میبیند و دلش مراقب منست، اگر نیکى به بیند مستور سازد و اگر بدى ببیند مشهور سازد.

516 ألّلهمّ إنّی أعوذ بک من زوال نعمتک و تحوّل عافیتک و فجأة نقمتک و جمیع سخطک.
خدایا از زوال نعمت و تغییر عافیت و غضب ناگهانى و همه چیز هائى که مایه ناخشنودى تو است بتو پناه میبرم.

517 ألّلهمّ إنّی أعوذ بک من علم لا ینفع و عمل لا یرفع، و دعاء لا یسمع.
خدایا از دانشى که سود ندهد و عملى که مقبول نیفتد و دعائى که شنیده نشود بتو پناه میبرم .

518 ألّلهمّ إنّی أعوذ بک من علم لا ینفع و قلب لا یخشع و دعاء لا یسمع و نفس لا تشبع أعوذ بک الّلهمّ من شرّ هؤلآء الأربع.
خدایا از دانشى که سود ندهد و دلى که سوز ندارد و دعائى که شنیده نشود و نفسى که سیرى نپذیرد بتو پناه میبرم خدایا از این چهار چیز بتو پناه میبرم.

519 ألّلهمّ إنّی أعوذ بک من غلبة الدّین و غلبة العدوّ و شماتة الأعدآء.
خدایا از چیرگى قرض و غلبه دشمن و سرزنش مخالفان بتو پناه میبرم.

520 ألّلهمّ إنّی أعوذ بک من فتنة النّساء و أعوذ بک من عذاب القبر.
خدایا از فتنه زنان بتو پناه میبرم و از عذاب قبر بتو پناه میبرم.

521 ألّلهمّ إنّی أعوذ بک من منکرات الأخلاق و الأعمال و الأهواء و الأدواء.
خدایا از اخلاق بد و اعمال بد و هوسهاى بد و مرضهاى بد بتو پناه مى‏برم.

522 ألّلهمّ إنّی أعوذ بک من یوم السّوء و من لیلة السّوء و من ساعة السّوء و من صاحب السّوء و من جار السّوء فی دار المقامة.
خدایا از روز بد و شب بد و ساعت بد و یار بد و همسایه بد در خانه اقامت بتو پناه مى‏برم .

523 ألّلهمّ بارک لامّتی فی بکورها.
خدایا سحر خیزى را بر امت من مبارک ساز.

524 ألّلهمّ بعلمک الغیب و قدرتک على الخلق أحینی ما علمت الحیاة خیرا لی و توفّنی إذا علمت الوفاة خیرا لی، ألّلهمّ و أسألک خشیتک فی الغیب و الشّهادة و أسألک کلمة الإخلاص فی الرّضا و الغضب و أسألک القصد فی الفقر و الغنى.
خدایا ترا به غیب دانى و قدرتى که بر آفرینش دارى سوگند مى دهم تا موقعى که زندگى را براى من بهتر میدانى مرا زنده نگهدار و موقعی که مرگ را براى من بهتر میدانى مرا بمیران خدایا از تو مى خواهم که ترس خود را در آشکار و نهان نصیب من کنى و در حال خشنودى و خشم کلمه اخلاص را بزبان من جارى نمائى و در حال فقر و توانگرى میانه روى را شعار من سازى.

525 ألّلهمّ ربّنا آتنا فی الدّنیا حسنة و فی الآخرة حسنة و قنا عذاب النّار.
خدایا پروردگارا، در دنیا و آخرت بما نیکى بخش، و ما را از عذاب جهنم محفوظ دار.

526 ألّلهمّ زدنا و لا تنقصنا و أکرمنا و لا تهنّا، و أعطنا و لا تحرمنا و آثرنا و لا تؤثر علینا و أرضنا و ارض عنّا.
خدایا ما را بیفزاى و دچار نقص مساز ما را گرامى دار و خوار مکن ما را عطا ده و محروم مساز و ما را برترى ده و کسى را بر ما برترى مده ما را خشنود ساز و از ما خشنود باش .

527 ألّلهمّ عافنی فی بدنی. ألّلهمّ عافنی فی سمعی. ألّلهمّ عافنی فی بصری. ألّلهمّ إنّی أعوذ بک من الکفر و الفقر. ألّلهمّ إنّی أعوذ بک من عذاب القبر، لا إله إّلا أنت .
خدایا تن مرا سالم دار خدایا گوش مرا سالم دار خدایا چشم مرا سالم دار خدایا از کفر و فقر بتو پناه مى‏برم، خدایا از عذاب قبر بتو پناه میبرم، خدائى جز تو نیست.

528 ألّلهمّ کما حسّنت خلقی فحسّن خلقی.
خدایا چنانکه صورت مرا نیک کردى سیرتم را نیز نیک کن.

529 ألّلهمّ لا تکلنی إلى نفسی طرفة عین و لا تنزع منّی صالح ما أعطیتنی.
خداوندا یک لحظه مرا بخودم وا مگذار و چیزهاى خوبى که بمن بخشیده‏اى از من باز مگیر .

530 ألّلهمّ من ولی من أمر أمّتی شیئا فشقّ علیهم فاشقق علیه و من ولی من أمر أمّتی شیئا فرفق بهم فارفق به.
خدایا هر کس عهده ‏دار کار امت من شد و بر آنها سخت گرفت بر او سخت گیر و هر کس عهده دار کار امت من شد و با آنها مدارا کرد با او مدارا کن.

531 ألهوا و العبوا فإنّی أکره أن یرى فی دینکم غلظة.
تفریح کنید و بازى کنید زیرا دوست ندارم که در دین شما خشونتى دیده شود.  

532 أما إنّ العریف یدفع فی النّار دفعا.
شخص غیب گو در جهنم رانده میشود.

533 أما إنّ ربّک یحبّ المدح.
پروردگار تو ستایش را دوست دارد.

534 أما ترضى إحداکنّ أنّها إذا کانت حاملا من زوجها و هو عنها راض أنّ لها مثل أجر الصّائم القائم فی سبیل اللّه فإذا وضعت لم یخرج من لبنها جرعة و لم یمصّ من ثدیها مصّة إلاّ کان لها بکلّ جرعة و بکلّ مصّة حسنة، فإن أسهرها لیلة کان لها مثل أجر سبعین رقبة تعتقهم فی سبیل اللّه.
آیا خشنود نیستید که وقتى یکى از شما از شوهر خود آبستن است و شوهرش از او خشنود است ثواب کسى دارد که روز روزه‏ گیرد و شب براى عبادت خداى بپا خیزد و هنگامیکه بار گذارد هر جرعه‏ ایکه از شیر او درآید و هر دفعه که پستان او مکیده شود براى هر جرعه شیر و هر مکیده شدن پستان ثوابى دارد، و اگر براى مراقبت طفل خود شبى بیدار ماند پاداش او چنانست که هفتاد بنده در راه خدا آزاد کرده باشد.

535 أما علمت أنّ الإسلام یهدم ما کان قبله و أنّ الهجرة تهدم ما کان قبلها و أنّ الحجّ یهدم ما کان قبله؟
آیا نمیدانى که اسلام آنچه را پیش از آن بوده محو میکند و هجرت آنچه را پیش از آن رخ داده از میان مى برد و حج آنچه را پیش از آن بوده نابود میسازد.

536 أما أهل النّار الّذین هم أهلها فإنّهم لا یموتون فیها و لا یحیون و لکن ناس أصابتهم النّار بذنوبهم فأما تتهم إماتة حتى إذا کانوا فحما أذن بالشّفاعة فجی‏ء بهم ضبائر ضبائر فبثّوا على أنهار الجنّة ثمّ قیل یا أهل الجنّة أفیضوا علیهم فینبتون نبات الحبّة تکون فی حمیل السّیل.
جهنمیان که در جهنم ماندنى هستند در آن مرگ و زندگى ندارند ولى مردمى که بواسطه گناهان خود جهنمى شده اند در جهنم مى میرند و همینکه ذغال شدند اجازه شفاعت داده میشود و آنها را گروه گروه مى‏آورند و بکنار نهرهاى بهشت میاندازند سپس به بهشتیان گویند آب بر آنها بریزید و آنها چون دانه‏ایکه در گذرگاه سیل باشد از نو میرویند.

537 أمّا بعد ألا أیّها النّاس فإنّما أنا بشر یوشک أن یأتی رسول ربّی فاجیب و أنا تارک فیکم ثقلین أوّلهما کتاب اللّه فیه الهدى و النّور من استمسک به و أخذ به کان على الهدى و من أخطأه ضلّ فخذوا بکتاب اللّه تعالى و استمسکوا به و أهل بیتی أذکّرکم اللّه فی أهل بیتی. أذکّرکم اللّه فی أهل بیتی.
اما بعد اى مردم من بشرى هستم که نزدیکست فرستاده خدا پیش من آید و دعوت او را اجابت کنم دو چیز سنگین میان شما میگذارم یکى کتاب خداوند که در آن هدایت و نور است و هر کس بدان چنگ زند و آن را بگیرد قرین هدایت است و هر کس آن را رها کند گم راه میشود، کتاب خدا را بگیرید و بدان چنگ زنید؛و خانواده من، در باره خانواده‏ام خدا را بیاد شما مى آورم درباره خانواده‏ام خدا را بیاد شما مى‏آورم،

538 أمّا بعد فإنّ الدّنیا خضرة حلوة و إنّ اللّه مستخلفکم فیها فناظر کیف تعملون فاتّقوا الدّنیا و اتّقوا النّساء فإنّ أوّل فتنة بنی إسرائیل کان فی النّساء.
اما بعد دنیا سبز و شیرین است و خداوند شما را در آن جاى داده‏ و نگران است که چگونه رفتار میکنید، از دنیا بپرهیزید و از زنان نیز بپرهیزید زیرا نخستین گمراهى یهودیان در خصوص زنان بود.

539 أما بعد فما بال العامل نستعمله فیأتینا فیقول هذا من عملکم و هذا أهدی إلیّ، أفلا قعد فی بیت أبیه و أمّه فینظر هل یهدى له أم لا؟
اما بعد چرا کسى که ما کارى بدو میسپاریم، وقتى از مأموریت خود بیاید گوید اینها را براى شما وصول کردم و اینها را بمن هدیه داده‏ اند، چرا در خانه پدر و مادر خود ننشست تا ببیند هدیه‏ اى باو میدهند یا نه؟

 540 إمرأة ولود أحبّ إلى اللّه تعالى من امرأة حسناء لا تلد إنّی مکاثر بکم الامم یوم القیامة.
زنى که فرزند بسیار آرد در پیش خداوند از زن زیبائى که فرزند نمى‏آورد بهتر است من در روز قیامت بفزونى شما افتخار مى کنم.

541 أمر بین أمرین و خیر الامور أوساطها.
راهى میان افراط و تفریط است و بهترین کارها میانه رویست.

 542 أمر النّساء إلى آبائهنّ و رضاهنّ السّکوت.
کار زنان بدست پدرهایشانست‏ و رضایت آنها سکوت است.

543 أمرت بالسّواک حتّى خشیت أن یکتب علیّ.
مرا آنقدر بمسواک زدن فرمان دادند که ترسیدم مسواک زدن بر من واجب شود.

544 أمرت بالسّواک حتّى خفت على أسنانی.
مرا آنقدر بمسواک زدن فرمان دادند که بر دندانهاى خود بیمناک شدم .

 545 أمط الأذى عن طریق المسلمین تکثر حسناتک.  
مانع از راه مسلمانان دور کن تا حسنات تو بسیار شود.

546 أمّک، أمّک، ثمّ أمّک، ثمّ أباک، ثمّ الأقرب فالأقرب.
مادر خود، مادر خود، مادر خود را رعایت کن، سپس پدر خود را و پس از آن کسانیرا که بتو نزدیکترند.

547 إملک یدک.  
دست خویش را نگهدار

 548 إملک علیک لسانک.  
زبان خویش را نگهدار

 549 إملاء الخیر خیر من السّکوت و السّکوت خیر من إملاء الشّرّ .  
القاى خیر از خاموشى بهتر و خاموشى از القاى شر برتر است.

550 أمنک من عتبک.
هر که ترا سرزنش کرد از کینه خویش ایمن ساخت.

551 أنا أفصح العرب.
من از همه مردم عرب فصیح‏ترم.

552 أنا الشّاهد على اللّه أن لا یعثر عاقل إلا رفعه ثمّ لا یعثر إلاّ رفعه ثمّ لا یعثر إلاّ رفعه ثمّ لا یعثر إلاّ رفعه حتّى یجعل مصیره إلى الجنّة.
من از طرف خدا تعهد میکنم که عاقلى نلغزد مگر آنکه خدا او را بلند کند پس از آن نلغزد مگر آنکه او را بلند کند پس از آن نلغزد مگر او را بلند کند پس از آن نلغزد مگر او را بلند کند تا سر انجام او را ببهشت بکشاند

 553 أنا النّذیر و الموت المغیر و السّاعة الموعد.
من بیم ‏دهنده ‏ام و مرگ یغماگر است و رستاخیز وعده ‏گاه.

554 إن أحببتم أن یحبّکم اللّه و رسوله فادّوا إذا ائتمنتم و اصدقوا إذا حدّثتم و أحسنوا جوار من جاورکم.
اگر میخواهید که خدا و پیغمبر شما را دوست بدارند وقتى امانتى به شما سپردند رد کنید و همین که سخن مى‏گوئید راست گوئید و با همسایگان خود به نیکى رفتار کنید.

 555 إنتظار الفرج بالصّبر عبادة.
انتظار گشایش که با صبر قرین باشد عبادت است.

556 إنتظار الفرج من اللّه عبادة و من رضی بالقلیل من الرّزق رضی اللّه تعالى منه بالقلیل من العمل.
انتظار گشایش از جانب خداوند عبادتست و هر که بروزى اندک راضى باشد خداوند از او بعبادت اندک راضى میشود.

557 أنتم على بیّنة من ربّکم ما لم تظهر منکم سکرتان سکرة الجهل و سکرة حبّ الدّنیا .
تا هنگامى که مستى نادانى و مستى دنیا پرستى از شما پدیدار نشود بخداوند خویش اطمینان دارید.

558 أنت و ما لک لأبیک.
تو و آنچه دارى متعلق بپدرت هستید.

559 أنزلوا النّاس منازلهم من الخیر و الشّرّ.
مردم را در مقام خودشان از بدى و نیکى بشناسید.

560 إن شئتم أنبأتکم عن الإمارة و ما هی، أوّلها ملامة و ثانیها ندامة و ثالثها عذاب یوم القیامة.
اگر بخواهید شما را از ریاست خبر مى‏دهم که چیست، اولین مرحله آن ملامت است و دومین مرحله آن ندامت و سومین مرحله آن عذاب روز قیامت.

561 أنصر أخاک ظالما أو مظلوما إن یک ظالما فاردده عن ظلمه و إن یک مظلوما فانصره.
برادر خود را یارى کن چه ستمگر باشد و چه ستم دیده اگر ستمگر است او را از ستم باز دار و اگر ستم دیده است او را یارى کن.

562 أنظر فإنّک لست بخیر من أحمر و لا أسود إلاّ أن تفضله بتقوى.
بنگر که تو از سرخ پوست و سیاه پوست بهتر نیستى جز آنکه در پرهیزکارى از او برتر باشى

 563 أنظروا إلى من هو أسفل منکم و لا تنظروا إلى من هو فوقکم فإنّه أجدر أن لا تزدروا نعمة اللّه علیکم.  
به آنکه از شما پائین‏تر است بنگرید و بآنکه از شما بالاتر است منگرید زیرا بدینوسیله قدر نعمت خدا را بهتر مى‏دانید.

564 أنظر فی أیّ نصاب تضع ولدک فإنّ العرق دساس.
بنگر فرزند خود را در کجا قرار میدهى که خون تأثیر خود را باقى میگذارد.

565 أنعم على نفسک کما أنعم اللّه علیک.
نعمتى را که خدا بتو داده از آن بهره برگیر.

566 أنفقی و لا تحصی فیحصى اللّه علیک و لا توعی فیوعى اللّه علیک.
خرج کن و حساب مکن که خدا بر تو حساب کند و بخل مورز که خدا بر تو بخل ورزد.

567 إن قامت السّاعة و فی ید أحدکم فسیلة فإن استطاع أن لا یقوم حتّى یغرسها فلیغرسها .
اگر رستاخیز بپاشد و نهالى در دست یکى از شماست اگر میتواند آن را بکارد باید بکارد.

568 أنکحوا فإنّی مکاثر بکم.
زناشوئى کنید که من از فزونى شما تفاخر میکنم.

569 إنّ آدم قبل أن یصیب الذّنب کان أجله بین عینیه و أمله خلفه فلمّا أصاب الذّنب جعل اللّه تعالى أمله بین عینیه و أجله خلفه فلا یزال یؤمّل حتّى یموت.
آدم پیش از آنکه مرتکب گناه شود مرگش جلو چشمش و آرزویش پشت سرش بود و همینکه مرتکب گناه شد خداوند آرزوى او را جلو چشمش و مرگش را پشت سرش قرار داد بدین جهت پیوسته آرزو میکند تا بمیرد.

570 إنّ أبخل النّاس من بخل بالسّلام و أعجز النّاس من عجز عن الدّعاء.
بخیل‏ترین مردم آنکس است که از سلام دادن بخل ورزد و ناتوان ترین مردم کسى است که از دعا ناتوان باشد.

571 إنّ ابن آدم لحریص على ما منع.
آدمیزاد بر چیزیکه از آن منع شده سخت حریص است.

572 إنّ أبرّ البرّ أن یصل الرّجل أهل ودّ أبیه بعد أن یولّى الأب.
بهترین نیکى آنست که مرد پس از مرگ پدر خویش با دوستان او دوستى کند.

573 إنّ أبغض عباد اللّه إلى اللّه العفریت النّفریت الّذی لم یرزأ فی مال و لا ولد .
منفورترین بندگان خدا بنزد وى شخص سرکشى است که در مال و فرزند مصیبت ندیده است.

574 إنّ إبلیس یضع عرشه على الماء، ثمّ یبعث سرایاه فأدناهم منه منزلة أعظمهم فتنة یجی‏ء أحدهم فیقول فعلت کذا و فعلت کذا فیقول ما صنعت شیئا و یجی‏ء أحدهم فیقول ما ترکته حتّى فرّقت بینه و بین أهله فیدنیه منه و یقول نعم أنت.
شیطان تخت خویش را بر آب مى گذارد و دسته ‏هاى خود را به اطراف میفرستد و آنها که گمراهى بزرگتر پدید آرند منزلتشان بدو نزدیک‏تر است، یکى از آنها بیاید و گوید چنین کردم و چنان کردم ابلیس گوید کارى نکرده ‏اى، یکى از آنها بیاید و گوید وى را رها نکردم تا میان او و کسانش تفرقه انداختم، شیطان او را بخود نزدیک کند و گوید تو خوبى.

575 إنّ إبلیس یبعث أشدّ أصحابه و أقوى أصحابه إلى شیطان من یصنع المعروف فی ماله.
محکمترین و نیرومند ترین یاران خود را براى گمراهى‏ کسى فرستد که با دارائى خود کار نیک انجام میدهد.

576 إنّ أبواب الجنّة تحت ظلال السّیوف.
درهاى بهشت زیر سایه شمشیر هاست.

577 إنّ أحبّ النّاس إلى اللّه تعالى یوم القیامة و أدناهم منه مجلسا إمام عادل و أبغض النّاس إلى اللّه تعالى و أبعدهم منه إمام جائر.
محبوبترین مردم در نظر خدا روز قیامت و نزدیکتر از همه باو پیشواى دادگستر است و منفور ترین مردم و دورتر از همه باو پیشواى ستمگر است.

578 إنّ أحبّ عباد اللّه إلى اللّه أنصحهم لعباده.
محبوبترین بندگان خدا بنزد وى کسى است که با بندگان او مهربانتر باشد.

579 إنّ أحبّ عباد اللّه إلى اللّه من حبّب إلیه المعروف و حبّب إلیه فعاله.
محبوبترین بندگان خدا بنزد وى کسى است که کار نیک را محبوب او ساخته و میل انجام آن را در دلش انداخته است.

580 إنّ أحدکم مرآة أخیه فإذا رأى به أذى فلیمطّه عنه.
هر یک از شما آئینه برادر خویش است وقتى عیبى بر او دید باید بزداید.

581 إنّ أحدکم یجمع خلقه فی بطن أمّه أربعین یوما نطفة ثمّ یکون علقة مثل ذلک، ثمّ یکون مضغة مثل ذلک، ثمّ یبعث اللّه إلیه ملکا و یؤمر بأربع کلمات و یقال له: اکتب عمله و رزقه و أجله و شقیّ أو سعید، ثمّ ینفخ فیه الرّوح.
هر یک از شما در شکم مادر خود چهل روز نطفه است پس از آن چهل روز علقه است پس از آن چهل روز مضغه است پس از آن خداوند فرشته‏ اى بسوى او میفرستد و او را بچهار کلمه مأمور مى‏سازد و میگوید عمل و روزى و مرگ او را و اینکه خوشبختست یا بدبخت رقم بزن، پس از آن روح در او دمیده مى‏شود.

582 إنّ الرّجل منکم لیعمل بعمل أهل الجنّة حتّى ما یکون بینه و بینها إلاّ ذراع فیسبق علیه الکتاب فیعمل بعمل أهل النّار فیدخل النّار و إنّ الرّجل لیعمل بعمل أهل النّار حتّى ما یکون بینه و بینها إلاّ ذراع فیسبق علیه الکتاب فیعمل بعمل أهل الجنّة فیدخل الجنّة.
کسى از شما کار بهشتیان را انجام میدهد تا آنجا که میان او و بهشت ذراعى بیش نماند ولى سرنوشت بر او چیره شود و کار جهنمیان کند و به جهنم رود و نیز کسى کار جهنمیان کند تا آنجا که میان او و جهنم ذراعى بیش نیست ولى سرنوشت بر او چیره شود و کار بهشتیان کند و ببهشت رود.

583 إنّ أحساب أهل الدّنیا الّذین یذهبون إلیه هذا المال.
مایه افتخار مردم دنیا که بسوى آن میروند این مال است.

584 إنّ أحسن الحسن الخلق الحسن.
بهترین نیکى‏ها سیرت نیک است.

585 إنّ أخوف ما أخاف على أمّتی کلّ منافق علیم الّلسان.
بیش از هر چیز بر امت خود از منافق چرب ‏زبان بیم دارم.

 586 إنّ أخوف ما أخاف على أمّتی الإشراک باللّه أما إنّی لست أقول یعبدون شمسا و لا قمرا و لا وثنا و لکنّ أعمالا لغیر اللّه و شهوة خفیّة.
بیش از هر چیز بر امت خود از شرک بخدا بیم دارم، من نمیگویم که خورشید و ماه یا بت میپرستند ولى کارهائى براى غیر خدا انجام میدهند و دست خوش شهوت نهانى میشوند.

587 إنّ أخوف ما أخاف على أمّتی الأئمّة المضلّون.
بیش از هر چیز بر امت خود از پیشوایان گمراه کننده بیم دارم.

588 إنّ أخوف ما أخاف على أمّتی عمل قوم لوط.
بیشتر از هر چیز بر امت خود از کردار قوم لوط بیم دارم

 589 إنّ أشدّ النّاس ندامة یوم القیامة رجل باع آخرته بدنیا غیره.
پشیمانتر از همه مردم در روز قیامت، مردى است که آخرت خود را بدنیاى دیگرى فروخته است.

590 إنّ أشدّ النّاس عذابا یوم القیمة عالم لم ینفعه اللّه بعلمه.
بروز رستاخیز عذاب دانشمندى که خداوند او را از دانشش منتفع نکرده از همه مردم سخت تر است.

591 إنّ أشدّ النّاس تصدیقا للنّاس أصدقهم حدیثا و إنّ أشدّ النّاس تکذیبا أکذبهم حدیثا .
هر که راستگوتر است سخن مردم را زودتر باور میکند و هر که دروغگوتر است بیشتر مردم را دروغگو میشمارد.

592 إنّ أشقى الأشقیاء من اجتمع علیه فقر الدّنیا و عذاب الآخرة.
بدبختترین بدبختان کسى است که فقر دنیا و عذاب آخرت را با هم دارد.

593 إنّ أشکر النّاس أشکرهم للنّاس.
سپاسگزارتر از همه مردم کسى است که سپاس مردم را بیشتر مى گذارد.

594 إنّ أطیب طعامکم ما مسّته النّار.
بهترین غذاهاى شما آنست که بآتش پخته شود.

595 إنّ أطیب الکسب کسب التّجّار الّذین إذا حدّثوا لم یکذبوا و إذا ائتمنوا لم یخونوا و إذا وعدوا لم یخلفوا و إذا کان علیهم دین لم یمطلوا و إذا کان لهم لم یعسروا و إذا باعوا لم یطروا و إذا اشتروا لم یذمّوا.
بهترین کسب‏ها کسب تجارى است که بهنگام سخن دروغ نگویند و در امانت خیانت نکنند و بوعده وفا کنند و در پرداخت قرض خود تعلل نکنند و در مطالبه سخت گیرى نکنند و بهنگام فروش در ستایش جنس خود مبالغه نکنند و بهنگام خرید از جنس دیگران بد نگویند.

596 إنّ أطیب ما أکلتم من کسبکم و إنّ أولادکم من کسبکم.
بهترین روزى شما آنست که از کسب بدست آرید و فرزند شما جزو کسب شماست.

597 إنّ أناسا من أهل الجنّة یطّلعون إلى أناس من أهل النّار فیقولون بم دخلتم النّار فو اللّه ما دخلنا الجنّة إلاّ بما تعلّمنا منکم. فیقولون إنّا کنّا نقول و لا نفعل.
مردمى از بهشتیان بسوى گروهى از جهنمیان نگران شوند و گویند براى چه بجهنم رفتید؟بخدا ما به کمک چیزهائى که از شما آموختیم ببهشت در آمدیم جهنمیان گویند ما میگفتیم ولى عمل نمیکردیم.

598 إنّ أعظم الذّنوب عنه اللّه أن یلقاه بها عبد ـ بعد الکبائر الّتی نهى اللّه عنها ـ أن یموت الرّجل و علیه دین لا یدع له قضاء.
بعد از گناهان بزرگ که خداوند از آن نهى کرده بزرگتر از همه گناهان آنست که مردى بمیرد و قرضى داشته باشد و محلى براى پرداخت آن نگذارد.

599 إنّ أعظم النّاس خطایا یوم القیامة أکثرهم خوضا فی الباطل.
بروز رستاخیز گناه آنکس از همه مردم بیشتر است که بیشتر از همه گفتگوى بیهوده کرده باشد .

600 إنّ أعجل الطّاعة ثوابا صلة الرّحم
ثواب نیکى با خویشاوندان را از همه کارهاى نیک زودتر مى دهند.

601 إنّ افضل عمل المؤمن الجهاد فی سبیل اللّه.
بهترین عمل مؤمن، جهاد در راه خداست.
 
602 إن أفواهکم طرق للقرآن فطیّبوها بالسّواک.
دهانهاى شما معبر قرآنست آن را با مسواک پاکیزه کنید.

603 إنّ أقلّ ساکنى الجنّة النّساء.
کمترین ساکنان بهشت زنانند

604 إنّ أکبر الإثم عند اللّه أن یضیع الرّجل من یقوت.
بزرگترین گناهان در نظر خدا آن است که مردى نانخور خود را سرگردان گذارد.

605 إنّ أکثر النّاس شبعا فی الدّنیا أطولهم جوعا یوم القیامة.
آنکه در دنیا از همه مردم سیر تر است روز رستاخیز بیشتر از همه گرسنه خواهد ماند.

 606 إنّ أکثر أهل الجنّة البله.
بیشتر بهشتیان ابلهانند.

607 إنّ أکثر ما یدخل النّاس النّار الأجوفان: ألفم و الفرج.
 مردم بیشتر از همه بواسطه دو چیز مجوف بجهنم میروند: دهان و عورت.
 
608 إنّ أکثر ما یدخل الجنّة النّاس تقوى اللّه و حسن الخلق.
مردم بیشتر بواسطه ترس خدا و نیک خلقى ببهشت میروند.

609 إنّ الأحمق یصیب بحمقه أعظم من فجور الفاجر.
احمق بواسطه حماقت بیشتر از مردم بدکار گناه میکند.

 610 إنّ الأرض لتنادی کلّ یوم سبعین مرّة یا بنی آدم کلوا ما شئتم و اشتهیتم فو اللّه لآکلنّ لحومکم و جلودکم.
زمین هر روز هفتاد بار بانک‏ میزند، آدمیزادگان هر چه مى خواهید و دوست دارید بخورید بخدا که گوشت و پوست شما را خواهم خورد.

 611 إنّ الإسلام بدا غریبا و سیعود غریبا کما بدا فطوبى للغرباء.
 اسلام در آغاز غریب بود و باز همچنانکه بود غریب خواهد شد خوشا بحال غریبان

 612 إنّ الإسلام نظیف فتنظّفوا فإنّه لا یدخل الجنّة إلاّ نظیف.
اسلام پاکیزه است، شما نیز پاکیزه باشید که هر کس پاکیزه نیست ببهشت نمى‏رود.

 613 إنّ الإیمان لیخلق فی جوف أحدکم کما یخلق الثّوب فاسألوا اللّه تعالى أن یجدّد الإیمان فی قلوبکم.
 ایمان شما چون لباسى که به تن دارید کهنه مى‏شود از خدا بخواهید که ایمان را در دل شما تازه کند.

614 إنّ البرّ و الصّلة یستطیلان الأعمار و یعمّران الدّیار و یکثّران الأموال و لو کان القوم فجّارا.
نیکى با کسان و مهربانى با خویشان عمرها را دراز و شهرها را آباد و اموال را زیاد مى‏کند اگر چه انجام دهندگان آن بد کاران باشند.
 ‏
615 إنّ التّواضع لا یزید العبد إلاّ رفعة فتواضعوا یرفعکم اللّه و إنّ العفو لا یزید العبد إلاّ عزّا فاعفوا یعزّکم اللّه و إنّ الصّدقة لا یزید المال إلاّ نماء فتصدّقوا یزدکم اللّه.
 تواضع مایه رفعت است تواضع کنید تا خدا شما را رفعت دهد. عفو مایه عزت است عفو کنید تا خدا شما را عزت بخشد. صدقه موجب فزونى مالست صدقه دهید تا خدا مالتان را زیاد کند .

616 إنّ الحسد لیأکل الحسنات کما تأکل النّار الحطب.
حسد نیکى‏ها را میخورد چنانکه آتش هیزم را میخورد.

617 إنّ الحکمة تزید الشّریف شرفا.
حکمت شرافت شریف را فزون مى‏کند.

618 إنّ الحیاء و الإیمان قرنا جمیعا فإذا سلب أحدهما تبعه الآخر.
حیا و ایمان قرین یکدیگرند وقتى یکى را گرفتند دیگرى همراه آن میرود.

619 إنّ الدّنیا حلوة خضرة و إنّ اللّه مستخلفکم فیها لینظر کیف تعملون.
جهان شیرین و سبز است و خدا شما را در آن جاى داده تا ببیند چه میکنید.

620 إنّ الرّجل إذا رضی هدی الرّجل و عمله فهو مثله.
هر که از روش و کار دیگرى راضى باشد مثل اوست.

621 إنّ الرّجل إذا نظر إلى امرأته و نظرت إلیه نظر اللّه تعالى إلیهما نظر الرّحمة .
وقتى مرد بزن خود نگرد و زنش بدو نگرد خداوند بدیده رحمت بر آنها مى‏نگرد.

622 إنّ الرّجل لا یزال فی صحّة رأیه ما نصح لمستشیره، فإذا غشّ مستشیره سلبه اللّه تعالى صحّة رأیه.
مرد تا هنگامى که مشورت کنان خود را رهبرى مى‏کند از اصابت رأى بهره ور است و همینکه با مشورت کنان خیانت کرد خدا اصابت رأى را از او میگیرد.

623 إنّ الرجل لترفع درجته فی الجنّة فیقول أنّى لی هذا؟فیقال باستغفار ولدک لک.
مقام یکى را در بهشت بالا برند و گوید این مقام از کجا براى من حاصل شد؟گویند فرزندت براى تو آمرزش طلبید.

624 إنّ الرّجل لیحرم الرّزق بالذّنب یصیبه و لا یردّ القدر إلاّ الدّعاء و لا یزید فی العمر إلا البرّ.
انسان بسبب گناه از روزى محتوم محروم ماند و تقدیر جز بدعا برنگردد و عمر جز به نیکوکارى دراز نشود.

625 إنّ الرّجل لیطلب الحاجة فیزویها اللّه تعالى عنه لما هو خیر له فیتّهم النّاس ظلما لهم فیقول من سبعنی.
انسان حاجتى میخواهد و خدا براى مصلحتى حاجت او را بر نمى آورد و او بستم مردم را متهم میکند که کى حق مرا برد.

626 إنّ الرّجل لیعمل ـ أو المرأة ـ بطاعة اللّه تعالى ستّین سنة ثمّ یحضرهما الموت فیضارّان فی الوصیّة فتجب لهما النّار.
مرد یا زن شصت سال خدا را عبادت مى‏کنند و هنگام مرگ در وصیت بحق رفتار نمى‏کنند و جهنم بر آنها واجب مى‏شود.

627 إنّ الرّجل لیعمل عمل الجنّة فیما یبدو للنّاس و هو من أهل النّار و إنّ الرّجل لیعمل عمل النّار فیما یبدو للنّاس و هو من أهل الجنّة.
گاه مى‏شود که انسان در نظر مردم کار بهشتیان مى‏کند اما به حقیقت از جهنمیان است و گاه مى شود که انسان در نظر مردم کار جهنمیان مى‏کند و بحقیقت اهل بهشت است.

628 إنّ الرّجل لیعمل الزّمن الطّویل بعمل أهل الجنّة ثمّ یختم له عمله بعمل أهل النّار و إنّ الرّجل لیعمل الزّمن الطّویل بعمل أهل النّار ثمّ یختم عمله بعمل أهل الجنّة.  
گاه میشود که انسان مدتى دراز کار بهشتیان مى‏کند پس از آنکار وى به رفتار جهنمیان خاتمه مى‏یابد و گاه مى‏شود انسان مدتى دراز کار جهنمیان میکند و پس از آنکار وى به رفتار بهشتیان خاتمه مى‏یابد

 629 إنّ الرّحمة لا تنزل على قوم فیهم قاطع رحم.
مردمى که در میان آنها کسى از خویشاوندان بریده باشد، رحمت خدا بر آنها فرود نمى‏آید .

630 إنّ الرّزق لیطالب العبد أکثر ممّا یطلبه أجله.
روزى بیشتر از اجل در جستجوى بنده است.

631 إنّ الزّناة یأتون تستعل وجوههم نارا.
روز قیامت چهره زناکاران از آتش مشتعل است.

632 إنّ السّعادة کلّ السّعادة طول العمر فی طاعة اللّه.
سعادت کامل آنست که عمر دراز را در عبادت خداوند بپایان برند.

633 إنّ السّعید لمن جنّب الفتن و لمن ابتلی فصبر.
خوشبخت آنست که از فتنه ‏ها کناره گیرد و آنکه بزحمتى مبتلا شود و صبر کند.

634 إنّ السّموات السّبع و الأرضین السّبع و الجبال لیلعن الشّیخ الزّانی و إنّ فروج الزّناة لیؤذی أهل النّار نتن ریحها.
هفت آسمان و هفت زمین و کوه ها پیر زنا کار را لعنت مى‏کنند و تعفن عورت زناکار جهنمیان را اذیت میکند.

635 إنّ السّیّد لا یکون بخیلا.
آقا بخیل نمیشود.

636 إنّ الشّاهد یرى ما لا یرى الغائب.
حاضر چیزها بیند که غایب نبیند.

637 إنّ الشّیاطین تغدوا برایاتها إلى الأسواق فیدخلون مع أوّل داخل و یخرجون مع آخر خارج.
شیطانها صبحگاهان با بیرقهاى خود ببازارها میروند و با هر که زودتر ببازار رود داخل مى‏شوند و با هر که دیرتر در آید بیرون مى‏آیند.

638 إنّ الشّیطان مع الواحد و هو من الإثنین أبعد.
شیطان با یک تن است و از دو تن دورتر است.

639 إنّ الشّیطان یأتی أحدکم فیقول من خلقک؟فیقول اللّه فیقول فمن خلق اللّه؟فإذا وجد أحدکم ذلک فلیقل: آمنت باللّه و رسوله فإنّ ذلک یذهب عنه.
شیطان پیش یکى از شما آید و گوید کى ترا خلق کرد؟جواب دهد خدا، گوید خدا را کى خلق کرد اگر یکى از شما چنین پندارى بخاطر یافت گوید بخدا و پیغمبر او ایمان دارم و این پندار از خاطر او برود. ‏

640 إنّ الشّیطان یجری من ابن آدم مجرى الدّم
شیطان مانند خون در تن انسان جاریست

 641 إنّ الشّیطان یحبّ الحمرة فإیّاکم و الحمرة و کلّ ثوب ذی شهرة.
شیطان سرخى را دوست دارد از سرخى و هر لباسى که باعث انگشت نمائیست بپرهیزید.

642 إنّ الشّیطان قال و عزّتک یا ربّ لا أبرح أغوی عبادک ما دامت أرواحهم فی أجسادهم فقال الرّبّ و عزّتی و جلالی لا أزال أغفر لهم ما استغفرونی.
شیطان گفت پروردگارا بعزت تو سوگند که تا وقتى که روح بندگان تو در تنشان است پیوسته آنها را گمراه میکنم، خداوند گفت بعزت و جلالم سوگند که تا وقتى از من بخشش طلبند پیوسته آنها را مى‏بخشم.

643 إنّ الصّبحة تمنع بعض الرّزق.
خواب صبحگاهى مانع قسمتى از روزى میشود.

644 إنّ الصّبر عند الصّدمة الاولى.
صبر حقیقى در صدمه نخستین است.

645 إنّ الصّدقة على ذی قرابة یضعف أجرها مرّتین.
صدقه ‏اى که بخویشاوند دهند پاداش مکرر دارد.

646 إنّ الصّدقة لتطفی غضب الرّبّ و تدفع میتة السّوء.
صدقه خشم خداوند را فرو مى نشاند و از مرگ بد جلوگیرى میکند.

647 إنّ الصّدقة لتطفی عن أهلها حرّ القبور و إنّما یستظلّ المؤمن یوم القیامة فی ظلّ صدقته.
صدقه گرماى قبر صدقه دهندگان را تخفیف مى‏دهد و مؤمن روز رستاخیز در سایه صدقه خویش قرار میگیرد.

إنّ الصّفا الزّلاّل الّذی لا تثبت علیه أقدام العلماء الطّمع.
طمع سنگ لغزانى است که پاى دانشمندان بر آن استوار نمیماند.

648 إنّ الصّدق یهدی إلى البرّ و إنّ البرّ یهدی إلى الجنّة. و إنّ الرّجل لیصدق حتّى یکتب عند اللّه صدّیقا و إنّ الکذب یهدی إلى الفجور و إنّ الفجور یهدی إلى النّار و إنّ الرّجل لیکذب حتّى یکتب عند اللّه کذّابا.
راستى رهنماى نیکیست و نیکى رهنماى بهشت است و مرد راست میگوید تا پیش خدا راستگو بقلم میرود. دروغ راهنماى بدیست و بدى راهنماى جهنم است و مرد دروغ میگوید تا پیش خدا دروغگو بقلم میروند.

649 إنّ الصّدقة لا تزید المال إلاّ کثرة.
صدقه مال را افزون میکند.

 650 إنّ العار لیلزم المرء یوم القیامة حتّى یقول یا ربّ لإرسالک بی إلى النّار أیسر علیّ مماّ ألقى و إنّه لیعلم ما فیها من شدّة العذاب.
در قیامت آن قدر ننگ گریبان گیر انسان می شود که میگوید خدایا اگر مرا بجهنم بفرستى بهتر از این وضع است در صورتى که از سختى عذاب جهنم خبر دارد.

651 إنّ العبد إذا أخطاء خطیئة نکتت فی قلبه نکتة سوداء فإن هو نزع و استغفر و تاب صقل قلبه و إن عاد زید فیها حتّى تعلو على قلبه و هو الرّان الّذی ذکر اللّه تعالى«کلاّ بل ران على قلوبهم ما کانوا یکسبون».
بنده وقتى گناهى کند نقطه سیاهى در دل او پدید مى‏آید اگر از گناه دل بر کند و بخشش خواست و توبه کرد دلش صاف میشود و اگر گناهى دیگر کرد نقطه سیاه افزون میشود تا دل را فرو گیرد و این«چیرگى گناه»است که خداوند گوید: «نه بلکه گناهشان بر دلهایشان چیره شد»

 652 إنّ العبد إذا کان همّه الآخرة کفّ اللّه تعالى علیه
بنده اگر در آخرت دل بسته باشد خداوند دارائى او را بقدر
-ضیعته و جعل غناه فی قلبه فلا یصبح إلاّ غنیّا و إذا کان همّه الدّنیا أفشى اللّه تعالى ضیعته و جعل فقره بین عینیه فلا یمسی إلاّ فقیرا و لا یصبح إلاّ فقیرا.
-کفاف کند و ثروتش را در قلبش قرار دهد و پیوسته بى نیاز باشد و اگر بدنیا دل بسته باشد خداوند دارائى او را فراوان کند و فقر را رو برویش قرار دهد و پیوسته فقیر باشد.

653 إنّ العبد لیتصدّق بالکسرة تربو عند اللّه حتّى تکون مثل أحد.
بنده یکپاره نان صدقه مى‏دهد و پیش خدا بزرگ میشود تا مثل کوه احد میشود.

654 إنّ العبد لیدرک بحسن الخلق درجة الصّائم القائم.
بنده بوسیله خوش خلقى بمقام روزه دار و نماز گزار میرسد.

655 إنّ العبد لیذنب الذّنب فیدخل به الجنّة یکون نصب عینیه تائبا فارّا حتّى یدخل به الجنّة.
بنده گناهى میکند و بوسیله آن ببهشت میرود زیرا گناه پیوسته در خاطر اوست و وى توبه کنان و از گناه گریزان است.

656 إنّ العجب لیحبط عمل سبعین سنة.
خود پسندى و غرور عبادت هفتاد ساله را نابود میکند.

657 إنّ العلماء هم ورثة الأنبیاء ورثوا العلم فمن أخذه أخذ بحظّ وافر.
دانشمندان وارث پیغمبرانند و دانش را از آن‏ها میراث برده اند هر کس دانش فرا گیرد سهم فراوان از میراث پیغمبران گرفته است.

658 إنّ العین لتدخل الرّجل القبر و تدخل الجمل القدر.
چشم بد مرد را بقبر میرساند و شتر را بدیگ میکشاند.

659 إنّ الغادر ینصب له لواء یوم القیامة فیقال ألا هذه غدرة فلان ابن فلان.
روز رستاخیز براى پیمان شکن پرچمى بر افرازند و گویند این پیمان شکنى فلان پسر فلان است.

660 إنّ الغضب من الشّیطان و إنّ الشّیطان خلق من النّار و إنّما تطفا النّار بالماء فإذا غضب أحدکم فلیتوضّأ.
خشم از شیطان است و شیطان از آتش پدید آمده و آتش را بآب خاموش توان کرد وقتى یکى از شما خشمگین شود وضو گیرد.

661 إنّ الفتنة تجی‏ء فتنسف العباد نسفا و ینجو العالم منها بعلمه.
فتنه بیاید و بندگان را مغلوب کند و دانشمند بکمک دانش خود از آن رهائى یابد.

662 إنّ الفحش و التّفحّش لیسا من الإسلام فی شی‏ء و إنّ أحسن النّاس إسلاما أحسنهم خلقا.
بدگوئى و بدزبانى از صفات اسلام نیست و از همه مردم اسلام آن کس بهتر است که اخلاقش نیکتر است.

663 إنّ الفخذ عورة.
ران جزو عورت است.

664 إنّ القاضی العدل لیجاء به یوم القیامة فیلقى من شدّة الحساب ما یتمنّى أن لا یکون قضى بین اثنین فی تمرة.
قاضى عادل را روز قیامت بحساب میکشند و از سختى حساب چیزها مى‏بیند که آرزو مى‏کند میان دو کس درباره یک خرما قضاوت نکرده بود.
 
665 إنّ القلوب بین إصبعین من أصابع اللّه یقلبها.
دلها میان دو انگشت از انگشتان خداست و آن را زیر و رو همى کند.

666 إنّ اللّه أبى علىّ فیمن قتل مؤمنا ثلاثا.
خداوند سه بار خواهش مرا درباره بخشش کسى که مؤمنى را کشته رد کرد.

667 إنّ اللّه احتجز التّوبة على کلّ صاحب بدعة.
خداوند توبه را بر بدعت گزار ممنوع ساخته است.

668 إنّ اللّه إذا أجرى على ید رجل خیر الرّجل فلم یشکره فلیس للّه بشاکر.
وقتى خداوند خیر کسى را به دست دیگرى انجام دهد و او را سپاس نگزارد سپاس خدا را نیز نداشته است.

669 إنّ اللّه إذا أحبّ إنفاذ أمر سلب کلّ ذی لبّ لبّه.
خداوند وقتى بخواهد کارى را انجام دهد عقل خردمندان را بگیرد

 670 إنّ اللّه إذا قضى على عبد قضاء لم یکن لقضائه مردّ.
وقتى خداوند چیزى بر بنده خویش مقدر سازد تقدیر وى تغییر پذیر نیست.

671 إنّ اللّه إذا أراد أن یهلک عبدا نزع منه الحیاء فإذا نزع منه الحیاء لم تلقه إلاّ مقیتا ممقتا، فإذا لم تلقه إلاّ مقیتا ممقتا نزعت منه الأمانة فإذا نزعت منه الأمانة لم تلقه إلاّ خائنا مخوّنا نزعت منه الرّحمة فإذا نزعت منه الرّحمة لم تلقه إلاّ رجیما ملعّنا نزعت منه ربقة الإسلام.
خداوند وقتى بخواهد بنده‏ ای را هلاک سازد حیا را از او بگیرد وقتى حیا از او گرفته شود متنفر و منفور شود. وقتى متنفر و منفور شد امانت از او گرفته شود و همینکه امانت از او گرفته شد راه خیانت پیش گیرد و کسان نیز بدو خیانت کنند و وقتى چنین شد رحم از او بر خیزد وقتى رحم از او برخاست مطرود و ملعون شود و طوق اسلام را از گردن او بردارند .

672 إنّ اللّه إذا أراد بقوم خیرا إبتلاهم.
وقتى خداوند براى قومى نیکى خواهد آنها را مبتلا سازد.
 
673 إنّ اللّه إذا أراد إمضاء أمر نزع عقول الرّجال حتّى یمضی أمره فإذا أمضاه ردّ إلیهم عقولهم و وقعت النّدامة.
وقتى خداوند بخواهد کاری را انجام دهد عقل مردان را بگیرد تا کار خود را انجام دهد وقتیکه آن را انجام داد عقلشان را باز پس دهد و پشیمانى رخ نماید.

674 إنّ اللّه إذا أنعم على عبد نعمة أحبّ أن ترى علیه.
وقتى خداوند نعمتى ببنده ‏اى بدهد دوست دارد که آن را بر او آشکار بیند.

675 إنّ اللّه إذا غضب على أمّة لم ینزل بها عذاب خسف و لا مسخ نملت أسعارها و یحبس عنها أمطارها و یلی علیها أشرارها.
وقتى خداوند بر قومى خشمگین شود و آنها را بر زمین فرو نبرد و مسخ نکند، قیمتهایشان گران شود و باران بر آنها کم بارد و اشرارشان زمام کارشان را به دست گیرند.

676 إنّ اللّه استخلص هذا الدّین لنفسه و لا یصلح لدینکم إلاّ السّخاء و حسن الخلق ألا فزیّنوا دینکم بهما.
خداوند این دین را خاص خود کرده است، با دین شما جز بخشش و خوشخلقى سازگار نیست؛دین خود را باین دو صفت آرایش دهید.

677 إنّ اللّه أمرنی بمدراة النّاس کما أمرنی بإقامة الفرائض.
خداوند بمن فرمان داده با مردم بمدارا رفتار کنم، همچنان که مرا باداى واجبات مأمور ساخته است.

678 إنّ اللّه أوحى إلیّ أن تواضعوا حتّى لا یفخر أحد على أحد و لا یبغی أحد على أحد .
خداوند بمن وحى فرستاده که فروتنى کنید تا کسى بر کسى افتخار نکند و کسى بر کسى تعدى نکند.

679 إنّ اللّه بحکمته و فضله جعل الرّوح و الفرح فی الیقین و الرّضا و جعل الهمّ و الحزن فی الشّک و السّخط.
خداوند بحکمت و فضل خویش آسایش و شادى را در یقین و رضا قرار داده و غم و اندوه را در تردید و غضب ودیعه نهاده است.

680 إنّ اللّه تعالى إذا أحبّ عبدا دعا جبریل فقال إنّی أحبّ فلانا فأحبّه فیحبّه جبریل ثمّ ینادی فی السّماء فیقول إنّ اللّه یحبّ فلانا فأحبّوه فیحبّه أهل السّماء ثمّ یوضع له القبول فی الأرض و إذا أبغض عبدا دعا جبریل فیقول إنّی أبغض فلانا فأبغضه فیبغضه جبریل ثمّ ینادی فی أهل السّماء إنّ اللّه تعالى یبغض فلانا فأبغضوه فیبغضونه ثمّ توضع له البغضاء فی الأرض.
خداوند وقتى بنده ‏ای را دوست دارد جبرئیل را فرو خواند و گوید من فلانى را دوست دارم او را دوست بدار و جبرئیل او را دوست دارد سپس در آسمان ندا دهد و گوید خداوند فلان را دوست دارد او را دوست دارید و اهل آسمان نیز او را دوست دارند پس از آن در زمین نیز مقبول کسان شود. و همین که خدا بنده ‏اى را دشمن داشت جبرئیل را فرو خواند و گوید من فلانى را دشمن دارم او را دشمن بدار و جبرئیل او را دشمن دارد، سپس در میان اهل آسمان بانگ زند که خداوند فلانى را دشمن دارد او را دشمن بدارید و او را دشمن دارند و در زمین نیز مبغوض کسان شود.

681 إنّ اللّه تعالى إذا أحبّ عبدا جعل رزقه کفافا.
وقتى خداوند بنده‏ ای را دوست دارد روزى او را بقدر کفایت کند.

682 إنّ اللّه تعالى إذا أنزل عاهة من السّمآء على أهل الأرض صرفت عن عمار المساجد.
خداوند وقتى مرضى را از آسمان بر مردم فرود آورد آنرا از بانیان مساجد بگرداند.

683 إنّ اللّه تعالى إذا أنعم على عبد نعمة یحبّ أن یرى أثر النّعمة علیه و یکره البؤس و التّباؤس و یبغض السّائل الملحف و یحبّ الحیّی العفیف المتعفّف.
خداوند وقتى نعمتى ببنده ‏اى دهد دوست دارد اثر نعمت بر او دیده شود و تظاهر بتنگدستى را دوست ندارد و گداى پر رو را دشمن دارد و شخص باحیاى عفیف را که از محرمات دورى میگیرد دوست دارد.

685 إنّ اللّه تعالى إطّلع على أهل بدر و قال إعملوا ما شئتم فقد غفرت لکم.
خداوند به بدریان نگریست و گفت هر چه میخواهید بکنید که شما را بخشیدم.

 686 إنّ اللّه تعالى تجاوز لامّتی عما حدّثت به أنفسها ما لم تتکلّم أو تعمل به.
خداوند بر امت من چیزهائى را که در دلشان بگذرد اگر بگفتار و کردار منجر نشود بخشیده است.

687 إنّ اللّه تجاوز لی عن أمّتی الخطاء و النّسیان و ما استکرهوا علیه.
خداوند اشتباه و فراموشى و کار هاى اضطرارى امت مرا بمن بخشیده است.

687 إنّ اللّه تعالى جعل للمعروف وجوها من خلقه حبّب إلیهم المعروف و حبّب إلیهم فعاله و وجّه طلاّب المعروف إلیهم و یسّر علیهم إعطاءه کما یسّر الغیث إلى الأرض الجدبة لیحییها و یحیی بها أهلها و إنّ اللّه تعالى جعل للمعروف أعداء من خلقه بغّض إلیهم المعروف و خطر علیهم إعطاءه کما یخطر الغیث عن الأرض الجدبة لیهلکها و یهلک بها أهلها.
خداوند کسانى از خلق خود را براى نیکوکارى قرار داده و نیکى را محبوب آن‏ها ساخته و میل انجام آن را در دلشان انداخته و طالبان نیکى را بسویشان روان کرده و انجام نیکى را براى آن‏ها آسان کرده است چنانکه باران را آسان بزمین بى آب میرساند تا آن را آباد و مردمش را منتفع سازد و خداوند کسانى از خلق خود را دشمن نیکوکارى قرار داده و نیکى را منفور آنها ساخته و انجام آن را بر آنها ممنوع گردانیده چنانکه باران را بر زمین بى آب ممنوع میکند تا آن را خراب و مردمش را هلاک کند.

689 إنّ اللّه تعالى جعل ما یخرج من إبن آدم مثلا للدّنیا.
خداوند چیزی را که از آدمی زاد بیرون می آید مثال دنیا قرار داده است.

690 إنّ اللّه تعالى جمیل یحبّ الجمال سخیّ یحبّ السّخاء، نظیف یحبّ النّظافة
خداوند زیباست و زیبائی را دوست دارد، بخشنده است و بخشش را دوست دارد، پاکیزه است و پاکیزگى را دوست دارد.

691 إنّ اللّه تعالى جواد یحبّ الجود و یحبّ معالی الأخلاق و یکره سفسافها.
خداوند بخشنده است و بخشش را دوست دارد و اخلاق عالی را دوست دارد و اخلاق پست را دوست ندارد.

692 إنّ اللّه تعالى حیث خلق الدّاء خلق الدّواء فتداووا.
خداوند که درد را آفریده درمان را نیز آفریده پس دردهاى خویش را درمان کنید.  

693 إنّ اللّه تعالى حرّم الجنّة على کلّ مراء.
خداوند بهشت را بر ریا کار حرام کرده است.

694 إنّ اللّه تعالى حییّ ستّیر یحبّ الحیاء و السّتر فإذا اغتسل أحدکم فلیستتر.
خداوند باحیا و پرده‏ پوش است و حیا و پرده پوشی را دوست دارد، پس هنگامیکه یکى از شما غسل میکند خود را مستور کند.

695 إنّ اللّه تعالى حیی کریم یستحیی إذا رفع الرّجل إلیه یدیه أن یردّهما صفرا خائبتین .
خداوند باحیا و بخشنده است وقتى مردى دست‏هاى خود را به سوى او بلند کرد شرم دارد که آن را خالى و نومید باز گرداند.

696 إنّ اللّه تعالى خلق الخلق حتّى إذا فرغ من خلقه قامت الرّحم فقال مه؟فقالت هذا مقام العائذ بک من القطیعة، قال نعم أما ترضین أن أصل من وصلک و أقطع من قطعک قالت بلى یا ربّ قال فذلک لک.
خداوند خلق را بیافرید همینکه از خلقت فراغت یافت خویشاوندى بپا خاست، خدا گفت چیست؟ خویشاوندى گفت از قطع رشته خویش بتو پناه مى‏برم، خداوند گفت خوب آیا راضى نیستى هر که ترا پیوند دهد با او پیوند گیرم و هر که ترا ببرد از او ببرم گفت چرا پروردگارا گفت چنین باشد.

697 إنّ اللّه تعالى خلق الرّحمة یوم خلقها مأة رحمة فأمسک عنده تسعا و تسعین رحمة و أرسل فی خلقه کلّهم رحمة فلو یعلم الکافر بکلّ الّذی عند اللّه من الرّحمة لم ییأس من الجنّة و لو یعلم المؤمن بالّذی عند اللّه من العذاب لم یأمن من النّار.
خداوند روزى که رحمت را آفرید صد قسمت آفرید نود و نه قسمت را پیش خود نگهداشت و یک قسمت را بهمه مخلوق داد اگر کافر میدانست چقدر رحمت پیش خدا است از بهشت مأیوس نمیشد و اگر مؤمن میدانست چقدر عذاب پیش خدا است از جهنم ایمن نبود.

698 إنّ اللّه تعالى خلق الجنّة بیضاء و أحبّ شی‏ء إلى اللّه البیاض.
خداوند بهشت را سفید آفریده و سفیدى از همه رنگها پیش خدا محبوبتر است.

699 إنّ اللّه تعالى خلق خلقه فی ظلمة فألقى علیهم من نوره فمن أصابه من ذلک النّور یومئذ إهتدى و من أخطأه ضلّ.
خداوند مخلوق خود را در تاریکى بیافرید و از نور خود بر آنها انداخت، هر کس در آن روز از آن نور بدو رسید هدایت یافت‏ و هر کس از آن دور ماند گمراه گشت.

700 إنّ اللّه تعالى رضی لهذه الامّة الیسر و کره لها العسر.
خداوند براى این امت آسانی را پسندیده و سختی را نپسندیده است.

701 إنّ اللّه تعالى رفیق یحبّ الرّفق و یعطی علیه ما لا یعطی على العنف.
خداوند ملایمست و ملایمت را دوست دارد و بوسیله آن چیز ها میدهد که بوسیله خشونت نمى‏دهد .

702 إنّ اللّه تعالى سائل کلّ راع عمّا استرعاه، أحفظ ذلک أم ضیّعه حتّى یسأل الرّجل عن أهل بیته.
خداوند از هر کس درباره زیر دستش میپرسد که آیا آن را نگهداشته یا ضایع گذاشته است تا آن جا که از مرد درباره اهل خانه ‏اش پرسش میکند.

703 إنّ اللّه تعالى طیّب یحبّ الطّیب نظیف یحبّ النّظافة، کریم یحبّ الکرم، جواد یحبّ الجود فنظّفوا أفنیتکم و لا تشبّهوا بالیهود.
خداوند خوشبو است و بوى خوش را دوست دارد، پاکیزه است و پاکیزگى را دوست دارد بزرگوار است و بزرگواری را دوست دارد بخشنده است و بخشش را دوست دارد پس جلو خانه ‏هاى خویش را پاکیزه سازید و مانند یهودان مباشید

704 إنّ اللّه تعالى عفوّ یحبّ العفو
خداوند بخشنده است و بخشش را دوست دارد.

705 إنّ اللّه تعالى عند لسان کلّ قائل فلیتّق اللّه عبده و لینظر ما یقول.
خداوند مراقب زبان هر گوینده ایست بنده باید از خدا بترسد و بنگرد که چه میگوید.

706 إنّ اللّه تعالى غیور یحبّ الغیور.
خداوند غیرتمند است و مرد غیرتمند را دوست دارد.

707 إنّ اللّه تعالى قد حرّم على النّار من قال لا إله إلاّ اللّه یبتغی بذلک وجه اللّه .
خداوند هر کسى را که بگوید لا اللّه الا اللّه و از این سخن جز خدا منظورى نداشته باشد بجهنم حرام کرده است.

708 إنّ اللّه تعالى کتب الحسنات و السّیّئات ثمّ بین ذلک فمن همّ بحسنة فلم یعملها کتبها اللّه تعالى عنده حسنة کاملة فإن همّ بها فعملها کتبها اللّه عنده عشر حسنات إلى سبعمائة إلى أضعاف کثیرة، و إن همّ بسیّئة فلم یعملها کتبها اللّه عنده حسنة کاملة فإن همّ بها فعملها کتبها اللّه سیّئة واحدة و لا یهلک على اللّه إلاّ هالک.
خداوند نیکى‏ها و بدیها و چیزهائى را که میان آنهاست رقم زد هر کس انجام نیکی را در دل گیرد و انجام ندهد خداوند براى او یک نیکى کامل رقم زند و اگر در دل گیرد و انجام دهد خداوند ده نیکى تا هفتصد برابر و بیشتر رقم زند و اگر بدى ‏اى را در دل گیرد و انجام ندهد خداوند آن را نیکى کامل رقم زند و اگر در دل گیرد و انجام دهد خداوند فقط یک بدى رقم میزند، بنابراین هر که در پیشگاه خدا هلاک شود سزاوار هلاک است.

709 إنّ اللّه تعالى کتب علیکم السّعی فاسعوا.
خداوند کوشش را بر شما مقرر داشته است پس بکوشید.
 
710 إنّ اللّه تعالى کتب الغیرة على النّساء و الجهاد على الرّجال فمن صبر منهنّ إیمانا و احتسابا کان لها مثل أجر الشّهید.
 خداوند رنج هوودارى را نصیب زنان و جنگ را قسمت مردان قرار داد هر زنى از روى ایمان و در انتظار پاداش خدا بر رنج هوو دارى صبر کند ثواب شهید دارد.

711 إنّ اللّه تعالى کتب على ابن آدم حظه من الزّناء أدرک ذلک لا محالة، فزنا العین النّظر، و زنا اللّسان المنطق و النّفس تمنّى و تشتهی و الفرج یصدّق ذلک أو یکذّبه.
خداوند بر آدمی زاد قسمتى از زنا رقم زده است که ناچار مرتکب آن میشود، زناى چشم نگاه نا رواست و زناى زبان سخن بیجاست نفس آرزو میکند و میخواهد و عورت آن را راست یا دروغ میسازد

712 إنّ اللّه تعالى کریم یحبّ الکرم.
خداوند بزرگوار است و بزرگواری را دوست دارد.

713 إنّ اللّه تعالى لا یحبّ الفاحش المتفحّش و لا الصّیّاح فی الاسواق.
خداوند مردم بد گو و بد زبان و بانگ زنان در بازار را دوست ندارد.

714 إنّ اللّه تعالى لا یحبّ الذّوّاقین و لا الذّوّاقات.
خداوند مردانی را که مکرر زن بگیرند و زنانی را که مکرر شوهر کنند دوست ندارد.

715 إنّ اللّه تعالى لا یظلم المؤمن حسنة یعطی علیها فی الدّنیا و یثاب علیها فی الآخرة و أمّا الکافر فیطعم بحسناته فی الدّنیا حتّى إذا أفضى إلى الآخرة لم تکن له حسنة یعطى بها خیرا.
خداوند هیچیک از کارهاى نیک مومن را از قلم نمى‏اندازد و در دنیا و آخرت پاداش آن را مى‏دهد؛ ولى کافر در دنیا بوسیله کارهاى نیک خود روزى میخورد و همینکه بآخرت رسید کار نیکى ندارد که بوسیله آن پاداش یابد.

716 إنّ اللّه تعالى لا یعذّب من عباده إلاّ المارد المتمرّد الّذی یتمرّد على اللّه و أبى أن یقول لا إله إلاّ اللّه.
خداوند از بندگان خود جز سرکش مغرورى را که از اطاعت خدا سرکشى کند و از گفتن‏ لا اله الا اللّه امتناع دارد عذاب نمى کند.

717 إنّ اللّه تعالى لا یقبل من العمل إلاّ ما کان له خالصا و ابتغی به وجهه.
خداوند از عبادت‏ها جز آنچه خاص او باشد و بخاطر او انجام گیرد نمیپذیرد.

718 إنّ اللّه تعالى لا یقدّس أمّة لا یعطون الضّعیف منهم حقّه.
خداوند ملتى را که حق ضعیفان خود را نمیدهند، تقدیس نمیکند.

719 إنّ اللّه تعالى لا ینظر إلى صورکم و أموالکم و لکن ینظر إلى قلوبکم و أعمالکم.
خداوند بصورت‏ها و اموال شما نمینگرد، بلکه بدلها و اعمال شما مینگرد.

720 إنّ اللّه تعالى لا ینام و لا ینبغی له أن ینام یخفض القسط و یرفعه، یرفع إلیه عمل الّلیل قبل عمل النّهار و عمل النّهار قبل عمل الّلیل حجابه النّور، لو کشفه لأحرقت سبجات وجهه ما انتهى إلیه بصره من خلقه.
خداوند نمیخوابد و خواب بر او روا نیست قسمت کسان را پائین میآورد و بالا میبرد عمل شب را پیش از عمل روز و عمل روز را پیش از عمل شب بسوى او بالا مى برند، پرده او نور است و اگر پرده بردارد جلوه روى او همه مخلوقاتى را که چشم بر او میگشایند خواهد سوخت.
 
721 إنّ اللّه تعالى لا یهتک ستر عبد فیه مثقال ذرّة من خیر.
خداوند وقتى پرده بنده ‏ای را که یک ذره نیکى در او باشد نمیدرد.

722 إنّ اللّه تعالى لمّا خلق الدّنیا أعرض عنها فلم ینظر إلیها من هوانها علیه.
خداوند وقتى دنیا را آفرید روى از آن بگردانید و چنان در نظر خدا ناچیز بود که بر آن ننگریست.

723 إنّ اللّه تعالى لمّا خلق الخلق کتب بیده على نفسه أنّ رحمتی تغلب غضبی.
خداوند وقتى خلق را بیافرید بر خویش مقرر داشت که رحمت من بر خشم من غلبه خواهد یافت .

724 إنّ اللّه تعالى لم یخلق خلقا هو أبغض إلیه من الدّنیا و ما نظر إلیها منذ خلقها بغضا لها.
خداوند مخلوقى که در نظر او مبغوضتر از دنیا باشد نیافریده و از بس آن را دشمن دارد از هنگام آفرینش بر آن ننگریسته است.

725 إنّ اللّه تعالى لم یبعثنی معنّتا و لا متعنّتا و لکن بعثنی معلّما میسّرا.
خداوند مرا اشکال گیر و اشکال تراش نفرستاده بلکه آموزگار و آسان گیر فرستاده است.

726 إن اللّه تعالى لیؤیّد الإسلام برجال ما هم من أهله.
خداوند اسلام را بمردانى که مسلمان نیستند یارى میکند.

 727 إنّ اللّه تعالى لیحمی عبده المؤمن من الدّنیا و هو یحبّه کما تحمون مریضکم الطّعام و الشّراب تخافون علیه.
خداوند چون بنده مؤمن خود را دوست دارد او را از دنیا پرهیز میدهد چنانکه شما مریض خود را از بیم مرض از خوردن و نوشیدن پرهیز میدهید.

728 إنّ اللّه تعالى لیدفع بالمسلم الصّالح عن مائة أهل بیت من جیرانه البلاء.
خداوند بخاطر مسلمان پارسا بلا را از صد خانه همسایه او دفع میکند.

729 إنّ اللّه تعالى لیعجب من الشّاب لیست له صبوة.
خداوند جوانى را که جوانى نمیکند بدیده تحسین مینگرد.

730 إنّ اللّه تعالى لینفع العبد بالذّنب یذنبه.
گاه باشد. خداوند بنده را به گناهى که میکند منتفع مى‏سازد.

731 إنّ اللّه تعالى محسن فأحسنوا.
خداوند نیکوکار است شما نیز نکوئى کنید.

732 إنّ اللّه تعالى مع القاضی ما لم یحف عمدا.
خداوند تا هنگامیکه قاضى از روى عمد ستم نکند یار اوست.

733 إنّ اللّه تعالى مع الدّائن حتّى یقضی دینه ما لم یکن دینه فیما یکره اللّه.
خداوند یار قرض دار است تا قرض خود را بپردازد بشرط آنکه قرض وى بر خلاف رضاى خداوند نباشد.

734 إنّ اللّه تعالى وضع عن أمّتی الخطاء و النّسیان و ما ـ استکرهوا علیه.
خداوند خطا و فراموشى و اضطرار را بر امت من بخشیده است.

 735 إنّ اللّه تعالى وکّل بالرّحم ملکا یقول أی ربّ نطفة، أی ربّ علقة، أی ربّ مضغة، فإذا أراد اللّه أن یقضی خلقها قال أی ربّ شقیّ أو سعید؟. .
ذکر أو أنثى؟فما الرّزق فما الأجل؟فیکتب کذلک فی بطن أمّه.
خداوند بشکم مادر فرشته ‏اى گماشته است که میگوید خدایا اکنون نطفه است، خدایا اکنون علقه است، خدایا اکنون مضغه است، وقتى خداوند خواست خلقت او را کامل کند گوید خدایا بدبخت یا خوشبخت؟. . نر یا ماده؟روزى و عمر او چیست؟. . و بهمین طریق در شکم مادر او رقم میزند.

736 إنّ اللّه تعالى یباهی بالشّاب العابد الملائکة، یقول أنظروا إلى عبدی ترک شهوته من أجلی.
خدا بجوان عابد بر فرشتگان مباهات میکند و میگوید بنده من بنگرید که بخاطر من از تمایلات خود چشم پوشیده است.

738 إنّ اللّه تعالى یبغض الطّلاق.
خداوند طلاق را دشمن دارد.

739 إنّ اللّه تعالى یبغض الغنیّ الظّلوم و الشّیخ الجهول و العائل المختال.
خداوند ثروتمند ستمگر و پیر نادان و فقیر متکبر را دشمن دارد.

740 إنّ اللّه تعالى یبغض المعبّس فی وجوه إخوانه.
خداوند کسى را که در مقابل برادران خود عبوس باشد دشمن دارد.  

741 إنّ اللّه تعالى یبغض الوسخ و الشّعث.
خداوند کثافت و ژولیدگى را دشمن دارد.

742 إنّ اللّه تعالى یبغض البخیل فی حیاته السّخیّ عند موته.
خداوند کسى را که در زندگى بخیل باشد و هنگام مرگ بخشنده شود. دشمن دارد.

743 إنّ اللّه تعالى یبغض المؤمن الّذی لا زبر له.
خداوند مؤمنى را که عقل ندارد دشمن دارد.

744 إنّ اللّه تعالى یبغض الفاحش المتفحّش.
خداوند شخص بد گو و بد زبان را دشمن دارد.

745 إنّ اللّه تعالى یبغض ابن السّبعین فی أهله ابن عشرین فی مشیته و منظره.
خداوند پیر هفتاد ساله را که نیت و رفتار وى چون جوانان بیست ساله باشد دشمن دارد.

746 إنّ اللّه تعالى یحبّ إذا عمل أحدکم عملا أن یتقنه.
خداوند دوست دارد که وقتى یکى از شما کارى میکند آن را کامل کند.

747 إنّ اللّه تعالى یحبّ الرّفق فی الأمر کلّه.
خداوند ملایمت را در همه چیز دوست دارد.

748 إنّ اللّه تعالى یحبّ السّهل الطّلیق.
خداوند شخص آسان گیر آزاده را دوست دارد.

749 إنّ اللّه تعالى یحبّ الشّاب التّائب.
خداوند جوان توبه کار را دوست دارد.

750 إنّ اللّه تعالى یحبّ العبد المؤمن المحترف.
خداوند بنده مؤمن پیشه‏ور را دوست دارد.

751 إنّ اللّه تعالى یحبّ المداومة على الإخاء القدیم فداوموا.
خداوند ادامه دوستى دیرینه را دوست دارد، بنابراین دوستى دیرینه را ادامه دهید.

752 إنّ اللّه تعالى یحبّ من عباده الغیور.
خداوند از بندگان خود شخص غیور را دوست دارد.

753 إنّ اللّه تعالى یحبّ عبده المؤمن الفقیر المتعفّف أبا العیال.
خداوند بنده مؤمن فقیر عفیف عیالمند را دوست دارد.

754 إنّ اللّه تعالى یحبّ أن تعدلوا بین أولادکم حتّى فی القبل.
خداوند دوست دارد که میان فرزندان خود حتى در بوسیدن آنها بعدالت رفتار کنید.

755 إنّ اللّه تعالى یزید فی عمر الرّجل ببرّه والدیه.
خداوند بوسیله نیکى با پدر و مادر عمر انسان را فزون میکند.

756 إنّ اللّه تعالى یحبّ إغاثة الّلهفان.
خداوند یارى کردن کسانی را که کمک مى‏جویند دوست دارد.

757 إنّ اللّه تعالى یحبّ العبد التّقیّ الغنیّ الحفیّ.
خداوند بنده پرهیزکار ثروتمند مهربان را دوست دارد.

758 إنّ اللّه تعالى یدخل بالسّهم الواحد ثلاثة ألجنّة: صانعه یحتسب فی صنعته الخیر و الرّامی به و منبله.
خداوند بوسیله یک تیر سه نفر را ببهشت میبرد: آنکه تیر را میسازد و از ساختن آن منظور نیک دارد و آنکه تیر را مى‏اندازد و آنکه تیر را به تیر انداز دهد.

759 إنّ اللّه تعالى یدنی المؤمن فیضع علیه کنفه و ستره من النّاس و یقرّره بذنوبه فیقول أتعرف ذنب کذا؟أتعرف ذنب کذا؟فیقول نعم أی ربّ حتّى إذا قرّره بذنوبه و رأى فی نفسه أنّه قد هلک قال فإنّی قد سترتها علیک فی الدّنیا و أنا أغفرها لک الیوم ثمّ یعطی کتاب حسناته بیمینه و أمّا الکافر و المناق فیقول الأشهاد «هؤلآء الّذین کذّبوا على ربّهم ألا لعنة اللّه على الظّالمین»
خداوند مؤمن را پیش آرد و او را از مردم مستور و محفوظ دارد و بگناهان خود معترف کند و گوید آیا فلان گناه را میشناسى؟. . آیا فلان گناه را مى شناسى؟. . و او جواب میدهد بله خدایا تا وقتى که او را بگناهانش معترف ساخت و در خاطرش گذشت که از کثرت گناهان هلاک شده است خدا گوید من گناهان تو را در دنیا مستور داشتم و امروز بر تو میبخشم سپس نامه کارهاى نیک او را بدست راستش دهد ولى در باره کافر و منافق آشکارا گوید: «اینها کسانى هستند که بر خداى خود دروغ بستند لعنت خداوند بر گروه ستمکاران».

760 إنّ اللّه تعالى یدخل بلقمة الخبز و قبضة التّمر و مثله ممّا ینفع المسکین ثلاثة ألجنّة، صاحب البیت الآمر به و الزّوجة المصلحة و الخادم الّذی یناول المسکین.
خداوند بوسیله یک لقمه نان و یک مشت خرما و امثال آن که فقیر را سودمند افتد سه تن را ببهشت میبرد صاحب خانه که بدادن آن فرمان دهد و زنى که آن را آماده کند و خادمى که آن را بفقیر دهد.

761 إنّ اللّه تعالى یسأل العبد عن فضل علمه کما یسأله عن فضل ماله.
خداوند از بنده میپرسد که فزونى دانش خود را کجا صرف کرده همچنانکه از فزونى مال مى‏پرسد

 762 إنّ اللّه تعالى یعافی الامّیّین یوم القیامة مالا یعافی العلماء.
خداوند روز رستاخیز بر بیسوادان چیزهائى را مى‏بخشد که بر دانشمندان نمیبخشد.

763 إنّ اللّه تعالى یعذّب یوم القیامة الّذین یعذّبون النّاس فی الدّنیا.
خداوند روز رستاخیز کسانى را که در دنیا مردم را عذاب کرده اند عذاب میکند.

764 إنّ اللّه تعالى یغار و إنّ المؤمن یغار و غیرة اللّه أن یأتی المؤمن ما حرّم اللّه علیه.
خداوند غیرت میبرد و مؤمن غیرت میبرد غیرت خدا اینستکه مؤمن مرتکب کارى شود که خدا حرام کرده است.

765 إنّ اللّه تعالى یقبل الصّدقة و یأخذها بیمینه فیربّیها لأحدکم کما یربّی أحدکم مهره، حتّى إنّ اللّقمة تصیر مثل أحد.
خداوند صدقه را میپذیرد و آن را بدست راست خود میگیرد و براى شما بزرگ میکند همچنانکه کره اسب خود را بزرگ میکنید تا آنجا که یک لقمه باندازه کوه احد شود.

766 إنّ اللّه تعالى یقبل توبة العبد ما لم یغرغر.
خداوند تا دم واپسین توبه بنده را را میپذیرد.

767 إنّ اللّه تعالى یقول أنا ثالث الشّریکین ما لم یخن أحدهما صاحبه فإذا خانه خرجت من بینهما.
خداوند گوید تا هنگامى که یکى از دو شریک با دیگرى خیانت نکند من سومى آنها هستم و همینکه خیانت بمیان آمد من از میان آنها میروم.

768 إنّ اللّه تعالى یقول أنا مع عبدی ما ذکرنی و تحرّکت بی شفتاه.
خداوند گوید تا هنگامى که بنده ‏ام مرا یاد میکند و لبهایش بنام من میجنبد با او هستم .

769 إنّ اللّه تعالى یقول أنا خیر قسیم لمن أشرک بی من أشرک بی شیئا فإنّ عمله قلیله و کثیره لشریکه الّذی أشرک بی، أنا عنه غنی.
خداوند گوید من عمل کسى را که براى من شریک قرار مى دهد خوب تقسیم میکنم هر که چیزى را با من شریک کند عمل او از کم و زیاد متعلق بشریکست و من از آن بى نیازم.

771 إنّ اللّه تعالى یقول أنا عند ظنّ عبدی بی إن خیرا فخیرا و إن شرّا فشرّا.
خداوند گوید من ناظر گمان بنده خویشم اگر گمان خوب بمن برد خوبى بیند و اگر گمان بد برد بدى بیند.

772 إنّ اللّه تعالى یقول إنّ الصّوم لی و أنا أجزی به إنّ للصائم فرحتین، إذا أفطر فرح و إذا لقى اللّه تعالى فجزاه فرح.
خداوند گوید روزه براى من است و من پاداش آن را میدهم روزه دارد و خوشحالى دارد، وقتى افطار کند خوشحال مى‏شود و همینکه خدا را دیدار کند و او را پاداش دهد باز خوشحال میشود .

773 إنّ اللّه یقول لأهون أهل النّار عذابا لو أنّ لک ما فی الأرض من شیى‏ء کنت تفتدی به؟قال نعم فقد سألتک ما هو أهون من هذا و أنت فی صلب آدم أن لا تشرک بی شیئا فأبیت إلاّ الشّرک.
خداوند بآنکه از همه اهل جهنم عذابش آسان‏تر است گوید اگر همه دنیا مال تو بود میدادى که از عذاب رها شوى؟. . گوید بله خدا گوید هنگامى که در پشت آدم بودى از تو چیزى خواستم که از این آسان‏تر بود از تو خواستم کسى را با من شریک نسازى و دریغ کردى.

774 إنّ اللّه تعالى یقول یابن آدم تفرّغ لعبادتی أملاء صدرک غنى و أسدّ فقرک و إلاّ تفعل ملات یدیک شغلا و لم أسدّ فقرک.
خداوند گوید آدمیزاد وقت خود را صرف عبادت من کن تا سینه ترا از بى نیازى پر کنم و فقر را از تو دور سازم و اگر چنین نکنى ترا سخت بدنیا مشغول سازم و فقر را از تو دور نکنم .

775 إنّ اللّه تعالى یقول یوم القیامة یابن آدم مرضت فلم تعدنی، قال یا ربّ کیف أعودک و أنت ربّ العالمین؟قال أما علمت أنّ عبدی فلانا مرض فلم تعده؟أما علمت أنّک لو عدته لوجدتنی عنده؟یابن آدم إستطعمتک فلم تطعمنی فقال یا ربّ و کیف أطعمک و أنت ربّ العالمین؟قال أما علمت أنّه استطعمک عبدی فلان فلم تطعمه؟أما علمت أنّک لو أطعمته لوجدت ذلک عندی؟یابن آدم إستسقیتک فلم تسقنی قال یا ربّ کیف أسقیک و أنت ربّ العالمین؟قال إستسقاک عبدی فلان فلم تسقه أما إنّک لو سقیته لوجدت ذلک عندی.
خداوند روز رستاخیز گوید آدمی زاد!بیمار شدم مرا عیادت نکردى، گوید خدایا چگونه ترا که پروردگار جهانیانى عیادت کنم گوید مگر نمى‏دانى که فلان بنده من بیمار بود و او را عیادت نکردى مگر نمى‏دانى که اگر او را عیادت میکردى مرا پیش او مى یافتى؟. . . آدمیزاد!من از تو غذا خواستم بمن غذا ندادى!گوید پروردگارا چگونه ترا که پروردگار جهانیانى غذا دهم؟گوید مگر نمى‏دانى که فلان بنده من از تو غذا خواست و باو غذا ندادى!مگر نمى دانى که اگر او را غذا مى‏دادى اکنون پاداش آن را پیش من مییافتى آدمی زاد از تو آب خواستم آب ندادى!گوید چگونه ترا که پروردگار جهانیانى آب بدهم؟ گوید فلان بنده من از تو آب خواست باو آب ندادى اگر باو آب داده بودى اکنون پاداش آن را پیش من مى‏یافتى.

776 إنّ اللّه تعالى ینزل المعونة على قدر المؤنة و ینزل الصّبر على قدر البلاء.  
خداوند کمک را بقدر احتیاج نازل میسازد و صبر را باندازه بلا مى‏دهد.

777 إنّ اللّه تعالى ینهاکم أن تحلفوا بآباءکم.
خداوند نهى کرده که بپدران خود قسم بخورید.

778 إنّ اللّه تعالى یوصیکم بأمّهاتکم ثلاثا، إنّ اللّه تعالى یوصیکم بآبائکم مرّتین إنّ اللّه تعالى یوصیکم بالأقرب فالأقرب
خداوند شما را درباره مادرانتان سه بار سفارش میکند خداوند شما را درباره پدرانتان دوبار سفارش میکند خداوند شما را درباره نزدیکان بترتیب سفارش مى‏کند.

779 إنّ اللّه تعالى یوصیکم بالنّساء خیرا فإنّهنّ أمّهاتکم و بناتکم و خالاتکم.
خداوند شما را درباره زنان به نیکى سفارش میکند، زیرا زنها مادران و دختران و خاله‏ هاى شما هستند.

780 إنّ اللّه جمیل یحبّ الجمال.
خداوند زیباست و زیبائى را دوست دارد.

781 إنّ اللّه خلق یوم خلق السّموات و الأرض مائة رحمة کلّ رحمة طباق ما بین السّماء و الأرض فجعل منها فی الأرض رحمة فبها تعطف الوالدة على ولدها و الوحش و الطّیر بعضها على بعض و أخّر تسعا و تسعین فإذا کان یوم القیامة أکملها بهذه الرّحمة.
خداوند روزى که آسمانها و زمین را آفرید صد رحمت بیافرید که هر یک از آنها میان زمین و آسمان را پر میکند و یکى را در زمین قرار داد که بوسیله آن مادر بفرزند مهربانست و وحش و طیر بیکدیگر مأنوسند و نود و نه رحمت را نگه داشته و همینکه روز قیامت شود این یک رحمت را نیز بر آن بیفزاید.

782 إنّ اللّه عزّ و جلّ أحبّ الکذب فی الصّلاح و أبغض الصّدق فی الفساد.
خداوند دروغ مصلحت آمیز را دوست دارد و از راست فساد انگیز بیزار است

783 إنّ اللّه عند لسان کلّ قائل، فلیتّق اللّه عبد، و لینظر ما یقول.
خداوند ناظر زبان هر گوینده ایست بنده باید از خدا بترسد و ببیند چه میگوید.

784 إنّ اللّه لا یؤاخذ المزّاح الصّادق فی مزاحه.
خداوند شوخى را که در شوخى خود راستگو باشد مؤاخذه نمیکند

 785 إنّ اللّه لا یرحم من عباده إلاّ الرّحماء.
خداوند فقط ببندگان رحیم خود رحم میکند.

886 إنّ اللّه لا یقبل عمل عبد حتّى یرضى قوله.
خداوند عمل بنده را نمیپذیرد مگر آنکه از گفتار وى خشنود باشد

 787 إنّ اللّه لم یضع داء إلاّ وضع له شفاء.
خدا دردى پدید نیاورده جز آنکه علاجى براى آن قرار داده است.

788 إنّ اللّه لم ینزل داء إلا أنزل له شفاء إلاّ الهرم.
خداوند دردى پدید نیاورده جز آنکه علاجى براى آن قرار داده بجز پیرى.

789 إنّ اللّه لم ینزل داء إلاّ أنزل له دواء علمه من علمه و جهله من جهله، إلاّ السّام و هو الموت.
خداوند دردى پدید نیاورده جز اینکه دوائى براى آن فرستاده هر که آن را بداند بداند و هر که نداند نداند بجز مرا

‏790 إنّ اللّه لیدرء بالصّدقة سبعین میتة من السّوء
خداوند بوسیله صدقه هفتاد قسم مرگ بد را دفع میکند.

791 إنّ اللّه لیرضى عن العبد أن یأکل الأکلة فیحمده علیها أو یشرب الشّربة فیحمده علیها .
خداوند از بنده خشنود میشود باینکه غذا بخورد و خدا را سپاس گزارد، یا آب بیاشامد و خدا را سپاس گزارد.

792 إنّ اللّه لیؤیّد هذا الّدّین بالرّجل الفاجر.
خداوند این دین را بمرد بدکار یارى میکند.

793 إنّ اللّه یبتلی عبده المؤمن بالسّقم حتّى یکفّر عنه کلّ ذنب.
خداوند بنده مؤمن خود را بمرض مبتلا مى‏کند تا همه گناهان او بریزد.

794 إنّ اللّه یبغض السّائل الملحف
خداوند گداى سمج را دشمن دارد.

795 إنّ اللّه یبغض الشّیخ الزّانی و الغنیّ الظّلوم و الفقیر المختال
خداوند پیر زناکار و ثروتمند ستمکار و فقیر متکبر را دشمن دارد. .

796 إنّ اللّه یبغض کلّ عالم بالدّنیا جاهل بالآخرة.
خداوند هر کس را که بکار دنیا دانا و در کار آخرت نادان است دشمن دارد.

797 إنّ اللّه یحبّ إذا أنعم على عبده أن یرى أثر نعمته علیه و یبغض البؤس و التّباؤس .
خدا دوست دارد که وقتى به کسى نعمت داد اثر نعمتش بر او آشکار دیده شود و از فقر و اظهار فقر بیزار است.

798 إنّ اللّه یحبّ الأبرار الأخفیاء الأتقیاء.
خدا نیکوکاران گمنام پرهیز کار را دوست دارد.

799 إنّ اللّه یحبّ البصر النّاقد النّافذ عند مجی‏ء الشّهوات و الکامل عند نزول الشّبهات یحبّ السّماحة و لو على تمرة و یحبّ الشّجاعة و لو على قتل حیّة.
خداوند چشمى را که بهنگام شهوت باریک بین و پیش بین و بهنگام شبهه دقیق است دوست دارد و بخشش را اگر چه یک خرما باشد و شجاعت را اگر چه بکشتن مارى باشد دوست دارد.

800 إنّ اللّه یحبّ الشّاب الّذی یفنی شبابه فی طاعة اللّه.
خداوند جوانی را که عمر خود را در عبادت خدا بسر میبرد دوست دارد.

801 إنّ اللّه یحبّ الملحّین فی الدّعاء.
خداوند کسانى را که در کار دعا اصرار میورزند دوست دارد.

802 إنّ اللّه یحبّ أن تؤتى رخصته کما یحبّ أن تترک معصیته.
 خداوند دوست دارد کارهائی را که روا داشته انجام دهند چنانکه دوست دارد از نافرمانى او چشم بپوشند

 803 إنّ اللّه یحبّ کلّ قلب حزین.
خداوند دل غمگین را دوست دارد.

804 إنّ اللّه یحبّ معالی الامور و أشرافها و یکره سفسافها.
خداوند چیزهاى بلند و شریف را دوست دارد و از چیزهاى پست بى زار است.

805 إنّ اللّه یحیى القلوب المیّتة بنور الحکمة کما یحیی الأرض بوابل السّماء.
خداوند دلهاى مرده را بنور حکمت حیات میبخشد چنانکه زمین را بباران آسمان زنده مى سازد .

806 إنّ اللّه یستحیی من العبد أن یرفع إلیه یدیه فیردّهما خائبین.
خداوند از بنده شرم دارد که دستهاى خود را بسوى او بلند کند و آن را نومید باز گرداند .

807 إنّ اللّه یعطى الدّنیا على نیّة الآخرة و أبى أن یعطى الآخرة على نیّة الدّنیا.
خداوند دنیا را بنیت آخرت مى دهد ولى آخرت را به نیت دنیا نمى‏دهد.

808 إنّ اللّه یغار للمسلم على المسلم فلیغر.
خداوند براى مسلمانان غیرت میبرد، آن‏ها نیز باید غیرت ببرند.

809 إنّ اللّه ینهیکم عن قیل و قال.
خداوند شما را از گفتگوهاى بیهوده نهى کرده است .

810 إنّ الّذی یأکل أو یشرب فی آنیة الفضّة و الذّهب إنّما یجرجر فی بطنه نار جهنّم .
کسى که در ظرف نقره و طلا میخورد و می آشامد آتش جهنم را در شکم خود فرو میبرد.

811 إنّ الّذی یجرّ الثّوب خیلاء لا ینظر اللّه إلیه یوم القیمة.
کسى که از روى تکبر جامه خود را میکشد خدا روز رستاخیز بدو نمینگرد.

812 إنّ الماء طهور لا ینجّسه شی‏ء.
آب پاکست و چیزى آن را نجس نمیکند.

813 إنّ الماء لا ینجّسه شی‏ء إلاّ ما غلب على ریحه و طعمه و لونه.
آب را چیزى نجس نمیکند جز آنچه بو و مزه و رنگ آن را تغییر دهد

‏814 إنّ المؤمن لیدرک بحسن الخلق درجة القائم الصّائم.
مؤمن بوسیله خوش خلقى به مقام نماز شب گزار و روزه دار میرسد.

815 إنّ المؤمن من عباد اللّه لا یحیف على من یبغض و لا یأثم فیمن یحبّ و لا یضیع ما ـ استودع و لا یحسد و لا یطعن و لا یلعن و یعترف بالحقّ و إن لم یشهد علیه و لا یتنابز بالألقاب فی الصّلوة متخشّعا إلى الزّکاة مسرعا فی الزّلازل و قورا فی الرّخاء شکورا قانعا بالّذی له لا یدّعی ما لیس له و لا یغلبه الشّحّ عن معروف یریده، یخالط النّاس کی یعلم و یناطق النّاس کی یفهم و إن ظلم و بغی علیه صبر حتّى یکون الرّحمن هو الّذی ینتصر له.
بنده مؤمن بر دشمنان ستم نمى کند و براى رعایت دوستان مرتکب گناه نمیشود. امانت را تلف نمى کند. حسود و بدگو و لعنت گر نیست حق را میگوید اگر چه از او شهادت نخواهند. بغهاى بى جا به کار نمیبرد. در نماز خاشع است و در کار زکوة سریع است. در مصیبت موقر و بهنگام نعمت شاکر است بدانچه دارد قانع است و آنچه ندارد نمى‏جوید بخل او را از کار نیک باز نمى‏دارد با مردم آمیزش میکند تا چیز یاد گیرد و با آن‏ها گفتگو میکند تا چیز بفهمد اگر ستمى دید و بر او تجاوزى شد صبر میکند تا خداوند ستم را از او دفع کند.

816 إنّ المؤمن یوجر فی نفقته کلّها إلاّ شیئا جعله فی التّراب أو البناء.
مؤمن از مخارج خود ثواب میبرد جز آنچه بخاک سپارد یا ساختمان کند.

817 إنّ المؤمن ینضی شیطانه کما ینضی أحدکم بعیره فی السّفر.
مؤمن شیطان خود را لاغر مى کند چنانکه یکى از شما اشتر خود را در سفر لاغر میکند.

818 إنّ المؤمن یجاهد بسیفه و لسانه.
مؤمن با شمشیر و زبان خود جهاد میکند.

819 إنّ المتحابّین فی اللّه فی ظلّ العرش.
آن‏ها که در راه خدا دوستى میکنند در سایه عرش جاى دارند.

820 إنّ المرء کثیر بأخیه و ابن عمّه.
انسان با برادر و عموزاده خود بسیار مى‏شود.

821 إنّ المرأة تقبل فی صورة شیطان و تدبر فی صورة شیطان فإذا رأى أحدکم إمرأة فأعجبته فلیأت أهله فإنّ ذلک یردّ ما فی نفسه.
زن بصورت شیطان مى‏آید و بصورت شیطان میرود وقتى یکى از شما زنى دید که وی را بشگفت آورد پیش همسر خود رود زیرا بدینوسیله‏ آنچه در دل دارد از میان میرود.

822 إنّ المرأة تنکح لدینها و مالها و جمالها فعلیک بذات الدّین تربت یداک.
زن براى دین و مال و جمالش گیرند زن دین دار بجوئید.

823 إنّ المرء بین یومین یوم قد مضى أحصی فیه عمله فختم علیه و یوم قد بقى فلا یدری لعلّه لا یصل إلیه.
انسان میان دو روز است روزى که گذشته و اعمالش بحساب آمده و مختوم گشته و روزى که باقى مانده ولى چه مى‏داند شاید بآن روز نرسد.

824 إنّ المرأة خلقت من ضلع لن تستقیم لک على طریقة فإن استمتعت بها إستمتعت بها و بها عوج و إن ذهبت تقیمها کسرتها و کسرها طلاقها.
زن از دنده ‏اى خلق شده که به هیچوجه راستى پذیر نیست اگر با کجى او بسازى ساخته‏ اى و اگر خواهى براستیش باز آرى او را میشکنى و شکستنش طلاق دادن است.

825 إنّ المرأة خلقت من ضلع و إنّک إن ترد إقامة الضّلع تکسرها فدارها تعش بها.
زن از دنده ‏اى خلق شده اگر بخواهى دنده را راست کنى آن را میشکنى پس با او مدارا کن او زندگى کنى.

826 إنّ المسلم إذا عاد أخاه المسلم لم یزل فی مخرفة الجنّة حتّى یرجع.
مسلمان وقتى بعیادت برادر مسلمان خود میرود تا هنگامى که که باز گردد در بهشت قدم میزند .

827 إنّ المصلّی لیقرع باب الملک و إنّه من یدم قرع الباب یوشک أن یفتح له.
نماز گزار در خداوند را مى کوبد و هر که پیوسته درى را بکوبد عاقبت بروى او باز میشود .

828 إنّ المظلومین هم المفلحون یوم القیامة.
ستم دیدگان در روز رستاخیز رستگارانند.

829 إنّ المقسطین عند اللّه یوم القیامة على منابر من نور عن یمین الرّحمن و کلتا یدیه یمین، ألّذین یعدلون فی حکمهم و أهلیهم و ما ولّوا.
دادگران روز رستاخیز در پیشگاه خدا بر منبرهاى نورند که طرف راست وى جاى دارند و هر دو دست خدا راست است دادگران کسانى هستند که در حکم خود و درباره کسان و زیر دستان خود بداد رفتار میکند.

830 إنّ الملائکة لتضع أجنحتها لطالب العلم رضا بما یطلب.
فرشتگان بالهاى خود را براى طالب علم پهن میکنند زیرا از آنچه مى‏جوید رضایت دارند.

831 إنّ المیّت إذا دفن سمع خفق نعالهم إذا ولّوا عنه منصرفین.
وقتى مرده را بخاک سپارند، صداى کفش کسان را که از قبر وى باز میگردند خواهد شنید.

832 إنّ المیّت یعرف من یحمله و من یغسله و من یدلّیه فی قبره.
مرده کسى را که بلندش کند و کسى را که غسلش دهد و کسی را که در قبرش نهد میشناسد.

833 إنّ النّاس إذا رأوا الظّالم فلم یأخذوا على یدیه أوشک أن یعمّهم اللّه بعقاب منه .
وقتى مردم ستمگر را دیدند و او را از ستم باز نداشتند بیم آن مى رود که خدا همه را بعذاب خود مبتلا کند.

834 إنّ النّاس لا یرفعون شیئا إلاّ وضعه اللّه تعالى.
مردم چیزى را برترى ندهند جز آنکه خدا آن را تنزل دهد.

835 إنّ النّاس لم یعطوا شیئا خیرا من خلق حسن.
بمردم چیزى بهتر از اخلاق نیک نداده‏ اند.

836 إنّ الودّ یورث و العداوة تورث.
دوستى موروثى است و دشمنى موروثى است.

837 إنّ الولد مبخلة مجبنة مجهلة محزنة.
فرزند موجب بخل و ترس و نادانى و غم است.

838 إنّ أناسا من أمّتی یستفقهون فی الدّین و یقرأون القرآن و یقولون: نأتی الامراء فنصیب من دنیاهم و نعتزلهم بدیننا و لا یکون ذلک، کما لا یجتنى من القتاد إلاّ الشّوک، لا یجتنى من قربهم إلاّ خطایا.
کسانى از امت من در کار دین دانش جویند و قرآن خوانند و گویند پیش امیران رویم و از مقامشان بهره گیریم و دین خود را از آن‏ها برکنار نگه داریم ولى چنین چیزى نمى‏شود همان طور که از درخت قتاد جز خار نمى توان چید از نزدیکى امیران نیز جز گناه بهره نمیتوان برد.

839 إنّ أهل الجنّة لیتراأون أهل الغرف فی الجنّة کما تراأون الکواکب فی السّماء.
اهل بهشت صاحبان غرفه ‏هاى بالا را چنان مى‏بینند که شما ستارگان آسمان را میبینید.

840 إنّ أهل المعروف فی الدّنیاهم أهل المعروف فی الآخرة و إنّ أهل المنکر فی الدّنیاهم أهل المنکر فی الآخرة و إنّ أوّل أهل الجنّة دخولاهم أهل المعروف.
نیکوکاران این جهان نیکو کاران آن جهانند و بدکاران این جهان بدکاران آن جهانند و نیکو کاران پیش از همه مردم ببهشت درمى‏آیند.

841 إنّ أهل الشّبع فی الدّنیاهم أهل الجوع غدا فی الآخرة.
سیران این جهان گرسنگان آن جهانند.

842 إنّ أوثق عرى الإسلام أن تحبّ فی اللّه و تبغض فی اللّه.
محکمترین دستاویزهاى اسلام این است که کسی را براى خدا دوست دارى و کسی را براى خدا دشمن دارى.

843 إنّ أوّل ما یجازى به المؤمن بعد موته أن یغفر لجمیع من تبع جنازته.
نخستین پاداشى که پس از مرگ بمؤمن مى‏دهند اینست که همه کسانی که دنبال جنازه او رفته اند آمرزیده شوند.

844 إنّ بین یدی السّاعة کذّابین فاحذروهم.
پیش از رستاخیز دروغگویان پدیدار میشوند از آن‏ها حذر کنید.

845 إنّ حسن الخلق لیذیب الخطیئة کما تذیب الشّمس الجلید.
خوش اخلاقى گناه را محو میکند چنانکه آفتاب یخ را آب مى کند.

846 إنّ حسن الظّنّ باللّه من حسن عبادة اللّه.
گمان خوب بخدا داشتن از خوب عبادت کردن اوست.

847 إنّ حسن العهد من الإیمان.
رعایت پیمان از لوازم ایمان است.

848 إنّ حقّا على اللّه أن لا یرفع شیئا من أمر الدّنیا إلاّ وضعه.
بر خدا لازم است که چیزى از دنیا را بالا نبرد جز اینکه آن را تنزل دهد.

849 إنّ حقّا على المؤمنین أن یتوجّع بعضهم لبعض کما یألّم الجسد الرّأس.
مؤمنان باید از رنج یکدیگر متألم شوند چنانکه تن از رنج سر متأثر مى‏شود.

850 إنّ خیار عباد اللّه الموفون المطیبون.
بهترین بندگان خدا آن‏ها هستند که بوعده وفا کنند و بوى خوش بکار برند.

851 إنّ ربّک یحبّ المحامد.
خداى تو ستایش را دوست دارد

 852 إنّ ربّی أمرنی أن یکون نطقی ذکرا و نظری عبرا.
پروردگارم بمن فرمان داده که سخنم ذکر باشد و نظرم مایه عبرت.

853 إنّ روح القدس نفث فی روعی أن نفسا لن تموت حتّى تستکمل أجلها و تستوعب رزقها فاتّقوا اللّه و أجملوا فی الطّلب و لا یحملنّ أحدکم إستبطاء الرّزق أن یطلبه بمعصیة اللّه فإنّ اللّه تعالى لا ینال ما عنده إلاّ بطاعته.
روح القدس این پندار را در خاطر من انداخت که هیچکس نمی میرد جز آنکه روزش بپایان برسد و روزى خود را تمام کند پس از خدا بترسید و در طلب معتدل باشید و اگر روزى یکى از شما دیر رسید آن را بوسیله معصیت خدا نجوید زیرا آنچه پیش خداست جز بوسیله اطاعت او بدست نمى آید.

854 إنّ شرّ النّاس منزلة عند اللّه یوم القیمة من یخاف النّاس من شرّه.
بدتر از همه مردم پیش خدا روز قیامت کسى است که مردم از شر او بترسند.

855 إنّ شرّ النّاس یوم القیمة عند اللّه من فرقه النّاس إتّقاء فحشه.
بدتر از همه مردم پیش خدا روز قیامت کسى است که مردم از بیم بد زبانیش از او حذر کنند .

856 إنّ صاحب الدّین له سلطان على صاحبه حتّى یقضیه.
طلبکار بر قرض ‏دار تسلط دارد تا هنگامیکه قرض خود را بپردازد.

857 إنّ صاحب المکس فی النّار.
راهدار در جهنم است.

858 إنّ صدقة السّرّ تطفی غضب الرّبّ و إنّ صلة الرّحم تزید فی العمر و إنّ صنائع المعروف تقی مصارع السّوء.
صدقه نهان خشم خدا را فرو مینشاند و نیکى با خویشاوندان عمر را افزون میکند و کارهاى نیک از مرگهاى بد جلوگیرى میکند.

859 إنّ عذاب هذه الامّة جعل فی دنیاها.
عذاب این امت را در دنیا قرار داده ‏اند.

860 إنّ علما لا ینتفع منه لکنز لا ینفق منه.
دانشی که از آن سود نبرند مثل گنجى است که از آن خرج نکنند.

861 إنّ غلاء أسعارکم و رخصها بید اللّه.
گرانى و ارزانى قیمتهاى شما بدست خداست.

862 إنّ فی الجسد مضغة إذا صلحت صلح الجسد کلّه و إذا فسدت فسد الجسد کلّه ألا و هی القلب.
در تن پاره گوشتى است که وقتى بصلاح گراید تمام تن بصلاح آید و وقتى فاسد شود همه تن فاسد شود و آن قلبست.

863 إنّ فی الجنّة بیتا یقال له بیت الأسخیاء.
در بهشت خانه ‏اى هست که آن را خانه سخاوتمندان نامند.

864 إنّ فی الجنّة دارا یقال لها دار الفرج لا یدخلها إلاّ من فرّح یتامى المؤمنین.
در بهشت خانه‏ اى هست که آن را خانه خوشحالى نامند و جز کسانى که یتیمان مؤمنان را خوشحال کرده باشند، وارد آن نمیشوند.

865 إنّ فی الجنّة درجة لا ینالها إلاّ أصحاب الهموم.
در بهشت درجه ‏اى هست که جز غم دیدگان بدان نمیرسند.

866 إنّ فی الجنّة لسوقا ما فیها شراء و لا بیع إلاّ الصّور من الرّجال و النّساء فإذا اشتهى الرّجل صورة دخل فیها.
در بهشت بازارى هست که در آن جا چیزى براى خرید و فروش نیست جز تصویر مردان و زنان و وقتى کسى تصویری را پسندد مانند آن میشود.

867 إنّ فی الجنّة مائة درجة لو أنّ العالمین اجتمعوا فی إحداهنّ لو سعتهم.
در بهشت صد درجه هست که اگر جهانیان در یکى از آن‏ها مجتمع شوند در آن جاى گیرند.

868 إنّ فی الجنّة ما لا عین رأت و لا أذن سمعت و لا خطر على قلب أحد.
در بهشت چیزها هست که نه چشمى دیده و نه گوشى شنیده و نه در خاطر کسى گذشته است.

869 إنّ فی الحجم شفاء.
حجامت مایه شفاست.

870 إنّ فی المال حقّا سوى الزّکاة.
در مال بجز زکاة حقى هست.

871 إنّ فی المعاریض لمندوحة عن الکذب.
سخنان گوشه دار وسیله رهائى از دروغ است.

872 إنّ قلب ابن آدم مثل العصفور ینقلب فی الیوم سبع مرّات.
دل آدمیزاد چون گنجشک است و هر روز هفت بار دگرگون مى‏شود.

873 إنّ قلیل العمل مع العلم کثیر و کثیر العمل مع الجهل قلیل.
کار اندک که با بصیرت و دانش انجام گیرد بسیار است و کار بسیار که با نادانى صورت پذیرد اندکست.

874 إنّ کذبا علی لیس ککذب على أحد فمن کذب علیّ متعمّدا فلیتبوّء مقعده من النّار.
دروغ بستن بر من مثل دروغ بستن بر دیگرى نیست هر که بعمد بر من دروغ بندد در آتش جاى گیرد.
 
875 إنّک إن تترک أولادک أغنیاء خیر من أن تترکهم عالّة.
اگر پس از تو اطفالت بى نیاز باشند بهتر است که محتاج باشند

876 إنّک لا تدع شیئا اتّقا اللّه إلاّ أعطاک اللّه خیرا منه.
اگر از ترس خدا از چیزى در گذرى خداوند بهتر از آن را بتو خواهد داد.

877 إنّکم لن تسعوا النّاس بأموالکم و لکن سعوهم بأخلاقکم.
مال شما بهمه مردم نمى‏رسد پس با اخلاق خود همه را خرسند کنید.

878 إنّ للتّوبة بابا عرض ما بین مصراعیه ما بین المشرق و المغرب لا یغلق حتّى تطلع الشّمس من مغربها.
توبه درى دارد که پهناى آن مانند وسعت مشرق و مغرب است و تا خورشید از مغرب طلوع نکند بسته نمیشود.

879 إنّ لجهنّم بابا لا یدخله إلا من شفى غیظه بمعصیة اللّه.
جهنم دروازه‏ اى دارد که فقط کسانیکه خشم خود را بگناه خدا فرو نشانده باشند از آن داخل میشوند.

880 إنّ لجواب الکتاب حقّا کردّ السّلام.
جواب نامه مانند جواب سلام لازم است.

881 إنّ للزّوج من المرأة لشعبة ما هی لشی‏ء.
شوهر در پیش زن مقامى دارد که هیچ چیز ندارد.

882 إنّ للشّیطان مصالی و فخوحا و إنّ من مصالیه و فخوخه البطر بنعم اللّه تعالى و الفخر بعطاء اللّه و الکبر على عباد اللّه و اتّباع الهوى فی غیر ذات اللّه.
شیطان دامها و تله ‏ها دارد و از جمله دامها و تله ‏هاى وى اینست که از نعمتهاى خدا مغرور شوند و به بخششهاى او تفاخر کنند و با بندگان خدا تکبر کنند و خود در کار وى پیر و هوس شوند.

883إنّ للشّیطان لمّة بابن آدم و للملک لمّة فأمّا لمّة الشّیطان فإیعاد بالشّرّ و تکذیب بالحقّ و أمّا لمّة الملک فإیعاد بالخیر و تصدیق بالحقّ فمن وجد ذلک فلیعلم أنّه من اللّه تعالى فلیحمد اللّه و من وجد الاخری فلیتعوّذ باللّه من الشّیطان.
شیطان به آدمیزاد نزدیکى ‏اى دارد و خداوند نزدیکى ‏اى، نزدیکى شیطان وعده به بدى و تکذیب حق است و نزدیکى خداوند وعده بنیکى و تصدیق حق است هر که چنین حالى در خود یافت بداند که از جانب خداوند است و او را سپاس گزارد و هر که حال دیگر را در خود یافت از شیطان بخدا پناه ببرد.

884 إنّ لصاحب الحقّ مقالا.
آنکه حق دارد گفتارى مؤثر دارد.

885 إنّ للطّاعم الشّاکر من الأجر مثل ما للصّائم الصّابر.
پاداش آنکه غذا میخورد و شکر میگزارد مانند روزه ‏دار صبور است‏

886 إنّ لکلّ أمّة فتنة و إنّ فتنة أمّتی المال
هر امتى را بلیه ‏اى هست و بلیه امت من مال است.

887 إنّ لکلّ دین خلقا و إنّ خلق هذا الدّین الحیاء
هر دینى خوى خاص دارد و خوى دین ما حیاست.

888 إنّ لکلّ ساع غایة و غایة ابن آدم الموت فعلیکم بذکر اللّه فإنّه یسهّلکم و یرغّبکم فی الآخرة.
هر رهسپارى مقصدى دارد و مقصد آدمیزاد مرگ است از یاد خدا غافل مشوید که یاد خدا کار ها را آسان و شما را به آن جهان راغب مى‏کند.

889 إنّ لکلّ شجرة ثمرة و ثمرة القلب الولد.
هر درختى میوه‏اى دارد و میوه دل فرزند است.

890 إنّ لکلّ شی‏ء دعامة و دعامة هذا الدّین الفقه و لفقیه واحد أشدّ على الشّیطان من ألف عابد.
هر چیزى اساسى دارد و اساس این دین دانش است و یک دانشمند براى شیطان از هزار عابد بدتر است.

891 إنّ لکلّ شی‏ء معدنا و معدن التّقوى قلوب العارفین.
هر چیزى معدنى دارد و معدن پرهیزکارى دل عارفانست.

892 إنّ لکلّ شی‏ء حقیقة و ما بلغ عبد حقیقة الإیمان حتى یعلم أنّ ما أصابه لم یکن لیخطئه و ما أخطاءه لم یکن لیصیبه.
هر چیزى حقیقتى دارد و بنده بحقیقت ایمان نمیرسد مگر اینکه بداند که هر چه باو رسیده ممکن نبود نرسد و هر چه بدو نرسیده ممکن نبود برسد.
893 إنّ للّه تعالى أقواما یختصّهم بالنّعم لمنافع العباد و یقرّها فیهم ما بذلوها فإذا منعوها نزعها منهم فحوّلها إلى غیرهم.
خداوند را گروههاست که نعمتهاى خویش خاص ایشان کند تا بندگان را منتفع کنند و مادام که دهش کنند نعمت را بنزد ایشان نگهدارد و چون امساک کنند از آنها بگیرد و بدیگران دهد .

894 إنّ للّه تعالى عبادا اختصّهم بحوائج النّاس، یفزع النّاس إلیهم فی حوائجهم أولئک الآمنون من عذاب اللّه.
خداوند را بندگانست که خاص حوائج مردمان کرده است و کسان در حوائج خویش بایشان پناه برند آنها از عذاب خدا ایمنند.

895 إنّ للّه عبادا خلقهم لحوائج النّاس.  
خداوند بندگانى دارد که آن‏ها را براى رفع حاجات مردم خلق کرده است.

896 إنّ للّه عند أقوام نعما یقرّها عندهم ما داموا فی حوائج النّاس ما لم یملّوا فإذا ملّوا نقلها اللّه إلى غیرهم.
خداوند پیش بعضى مردم نعمت هائى دارد که تا وقتى از انجام حوائج مردم باز نمیمانند نعمت خود را پیش آنها نگاه میدارد و همینکه از اینکار باز ماندند نعمت را به اشخاص دیگر منتقل میکند.

897 إنّ للّه ملائکة فی الأرض تنطق على ألسنة بنی آدم بما فی المرء من الخیر و الشّرّ .
خداوند در زمین فرشتگانى دارد که بزبان آدمی زادگان سخن مى گویند و از بد و نیک کسان خبر دهند.

898 إنّ للّه ملکا ینادی عند کلّ صلاة: یا بنی آدم قوموا إلى نیرانکم الّتی أو قدتموها على أنفسکم فأطفؤها بالصّلاة.
خداوند فرشته ‏اى دارد که هنگام نماز بانگ میزند آدمیزاد گان برخیزید و آتشهائى را که بر خویشتن افروخته اید بنماز خاموش کنید.

899 إنّ ما قدّر فی الرّحم سیکون
آنچه در شکم مادر مقدر شده شدنى است.

900 إنّ مثل الّذی یعمل السّیّئات ثمّ یعمل الحسنات کمثل رجل کانت علیه درع ضیّقة قد خنقته ثمّ عمل حسنة فانفکّت حلقة ثمّ عمل أخرى فانفکّت الاخرى حتّى یخرج إلى الأرض.
آن کس که کارهاى بد میکند سپس کارهاى نیک میکند مانند مردیست که زره تنگ بتن دارد و نفس او را تنگ میکند، کار نیکى میکند و حلقه‏ اى از آن گشوده مى‏شود سپس کار نیک دیگرى مى کند و حلقه دیگرى گشوده مى شود تا بزمین مى‏افتد.

901 إنّ مثل الّذی یعود فی عطیّته کمثل الکلب أکل حتّى إذا شبع قاء ثمّ عاد فی قیئه ثمّ أکله.
آنکه بخشش خود را پس میگیرد مانند سگ است که بخورد و وقتى سیر شد قى کند و آنگاه به قى کرده خود باز گردد و آن را بخورد.

902 إنّ محرّم الحلال کمحّلل الحرام.
آنکه حلال را حرام میکند مانند کسى است که حرام را حلال مى‏کند.

903 إنّ مطعم ابن آدم قد ضرب مثلا للدّنیا و إن قزحه و ملحه فانظر إلى ما یصیر.
غذاى آدمیزاد را نمونه دنیا قرار داده اند هر قدر آن را ادویه و نمک بزند بنگر آخر چه مى‏شود.

904 إنّ معافاة اللّه العبد فی الدّنیا أن یستر علیه سیّئاته.
بخشش خداوند نسبت ببنده در این جهان اینست که گناهان او را مستور دارد.

905 إنّ مغیّر الخلق کمغیّر الخلق إنّک لا تستطیع أن تغیّر خلقه حتّى تغیّر خلق
آنکه میخواهد سیرت را تغیر دهد مانند کسى است که میخواهد صورت را تغییر دهد اگر توانستى صورت را تغییر دهى سیرت را نیز تغییر توانى داد.

906 إنّ ممّا یلحق المؤمن من عمله و حسناته بعد موته علما نشره و ولدا صالحا ترکه و مصحفا ورّثه أو مسجدا بناه أو بیتا لابن السّبیل بناه أو نهرا أجراه أو صدقة أخرجها من ماله فی صحّته و حیاته تلحقه من بعد موته.
از جمله اعمال و نیکیهاى مؤمن که بعد از مرگ بدو میرسد دانشى است که منتشر کرده باشد و فرزند پارسائیست که بجا گذاشته باشد و قرآنى است که به ارث گذاشته باشد یا مسجدى که بنا کرده باشد یا خانه ‏ایکه براى کاروانیان بپا کرده باشد یا نهرى که بکمک او جریان یافته باشد یا مالى که در دوران صحت و حیات از مال خویش جدا کرده باشد همه اینها پس از مرگ بدو میرسد.

907 إنّ من أحبّکم إلیّ أحسنکم أخلاقا.
هر کس از شما خوش‏ خلق ‏تر است پیش من محبوب تر است.

908 إنّ من أشراط السّاعة أن یرفع العلم و یظهر الجهل و یفشو الزّنا و یشرب الخمر و یذهب الرّجال و یبقی النّساء حتّى یکون لخمسین امرأة قیّم واحد.
از علائم رستاخیز آنستکه دانش از میان بر خیزد و جهالت‏ آشکار شود و زنا رواج گیرد و شراب نوشند، مردان بروند و زنان بمانند تا حدیکه پنجاه زن یک سر پرست داشته باشند.

909 إنّ من أعظم الخطایا من اقتطع مال امرى‏ء مسلم بغیر حقّ و إنّ من الحسنات عیادة المریض.
از گناهان بزرگ اینست که مال دیگری را بدون حق تصرف کنند و عیادت مریض از کارهاى نیک است.

910 إنّ من أکمل المؤمنین إیمانا أحسنهم خلقا و ألطفهم بأهله.
از همه مؤمنان ایمان آن کس کاملتر است که اخلاقش نیکتر است و با کسان خود بهتر رفتار میکند.

911 إنّ من تمام إیمان العبد أن یستثنی فی کلّ حدیثه.
نشانه کمال ایمان مرد اینست که در همه سخن خود استثنائى بیاورد.

912 إنّ من سعادة المرء أن یطول عمره و یرزقه اللّه الإنابة.
از لوازم سعادت مرد اینست که زندگانى او دراز شود و خداوند توبه را نصیب وى کند.

915 إنّ من شرّ النّاس منزلة عند اللّه یوم القیامة عبدا أذهب آخرته بدنیا غیره.
بدترین مردم در نظر خدا روز رستاخیز بنده‏ ایست که آخرت خود را براى دنیاى دیگرى از دست داده باشد.

916 إنّ من البیان لسحرا و إنّ من الشّعر لحکما و إنّ من القول عیّا و إنّ من طلب العلم جهلا.
بعضى بیانها سحر است و بعضى شعرها حکمت است و بعضى سخن ها الکنى است و بعضى دانشجوئى ها جهالت است.
 
917 إنّ من الذّنوب ذنوبا لا یکفّرها الصّلاة و لا الصّیام و لا الحجّ و لا العمرة، یکفّرها الهموم فی طلب المعیشة.
بعضى گناهان هست که نماز و روزه و حج و عمره آن را محو نمى کند فقط گرفتارى در طلب معاش آن را نابود میکند.

918 إنّ من السّرف أن تأکل کلّ ما اشتهیت.
یکى از اقسام اسراف اینست که هر چه میخواهى بخورى.

919 إنّ من السّنّة أن یخرج الرّجل مع ضیفهإلى باب الدّار.
خوبست که مرد با مهمان خود تا در خانه برود.

920 إنّ من النّاس ناسا مفاتیح للخیر مغالیق للشّرّ و إنّ من النّاس ناسا مفاتیح الشّرّ مغالیق للخیر فطوبى لمن جعل اللّه مفاتیح الخیر على یدیه و ویل لمن جعل اللّه مفاتیح الشّر على یدیه.
بعضى مردم کلید خیرند و قفل شر و بعض دیگر کلید شرند و قفل خیر خوشا بحال آن کسکه خداوند کلید خیر را در دست او قرار داده و بدا بحال آن کس که خدا کلید شر را بدست او سپرده است.

921 إنّ من الیقین أن لا ترضى أحدا بسخط اللّه و لا تحمد أحدا على ما آتاک اللّه و لا تذمّ أحدا على ما لم یؤتک اللّه، فإنّ الرّزق لا یجرّه حرص حریص و لا یصرفه کراهة کاره .
از لوازم ایمان اینست که براى خشنودى کسان خدا را خشمگین نسازى و بر نعمتى که خدا داده کسی را سپاس نگزارى و براى آنچه خدا نداده کسى را مذمت نکنى که روزى به آز حریصان فزونى نگیرد و به تنفر کسان نقصان نپذیرد.

922 إنّ مثل العلماء فی الأرض کمثل النّجوم فی السّماء یهتدى بها فی ظلمات البرّ و البحر، فإذا انطمست النّجوم أوشک أن تضلّ الهداة.
دانشمندان در زمین مانند ستارگان آسمانند که در ظلمات خشکى و دریا بکمک آن راه جویند و همینکه ستارگان نهان شدند ممکن است ره ‏یافتگان نیز گمراه شوند.

923 إنّ من حقّ الولد على والده أن یعلّمه الکتابة و أن یحسن اسمه و أن یزوّجه إذا بلغ .
از جمله حقوق فرزند بر پدر آنست که او را نوشتن آموزد و نام او را خوب انتخاب کند و هنگام بلوغ به او زن بدهد.

 924 إنّ من عباد اللّه من لو أقسم على اللّه لأبرّه.
بعضى بندگان خدا هستند که اگر قسم خورند که خدا چنین میکند چنان خواهد کرد.

925 إنّ من لم یسأل اللّه تعالى یغضب علیه.
هر که از خدا چیزى نخواهد خدا بر او خشمگین مى‏شود.

926 إنّ من معادن التّقوى تعلّمک إلى ما قد علمت علم ما لم تعلم و النّقص فیما قد علمت قلّة الزّیادة فیه و إنّما یزهد الرّجل فی علم ما لم یعلم قلّة الإنتفاع بما قد علم .
از جمله منابع پرهیزکارى این است که ندانسته ‏ها را بیاموزى و بدانسته‏ ها ضمیمه کنى، اگر افزایش دانش کم شود مایه نقصان آن میشود و کسى که از دانسته ‏هاى خود کمتر سود برد، در آموختن ندانسته ‏ها سستى میکند.

927 إنّ من موجبات المغفرة إدخال السّرور على أخیک المؤمن.
از جمله لوازم آمرزش اینست که برادر مؤمن خود را خرسند سازى.

928 إنّ من موجبات المغفرة بذل السّلام و حسن الکلام.
از جمله لوازم آمرزش اداى سلام و نیکى کلام است.

929 إنّ من یمن المرأة تیسیر خطبتها و تیسیر صداقها.
نشان میمنت زن اینست که خواستگاریش آسان و مهرش سبک باشد.

930 إنّ نارکم هذه جزء من سبعین جزء من نار جهنّم و لو لا أنّها أطفئت بالماء مرّتین ما انتفعتم بها و إنّها لتدعوا اللّه أن لا یعیدها فیها.
این آتش شما یک جزء از هفتاد جزء از آتش جهنم است و اگر دو بار آتش خاموش نشده بود از آن بهره‏ مند نتوانستید شد آتش دنیا از خدا مى‏خواهد که او را بجهنم باز نگرداند.

931 إنّ هذا الدّین متین فأوغل فیه برفق و لا تبغض إلى نفسک عبادة اللّه فإنّ المنبت لا أرضا قطع و لا ظهرا أبقى.
این دین محکم است بملایمت در آن پیش برو و عبادت خدا را منفور خود مکن زیرا رهرو عجول نه راهى سپرده و نه مرکوب خود را حفظ کرده است.

932 إنّ هذا الدّینار و الدّرهم أهلکا من قبلکم و هما مهلکاکم.
این دینار و درهم پیشینیان شما را هلاک کرد و شما را نیز هلاک خواهد کرد.

933 إنّ هذه الأخلاق من اللّه فمن أراد اللّه تعالى به خیرا منحه خلقا حسنا و من أراد به سوء منحه خلقا سیّئا.
این اخلاق از خداوند است و خدا براى هر که نیکى خواهد خلقى نکو بدو دهد و براى هر که بدى خواهد خلق بدى بدو دهد.

934 إنّ هذه القلوب تصدء کما یصدء الحدید قیل فما جلاءها قال ذکر الموت و تلاوة القرآن .
دلها مانند آهن زنگ میزند گفتند صیقل آن چیست؟گفت یاد مرگ و خواندن قرآن.

935 إنّ هذه القلوب أوعیة فخیرها أوعاها.
دلها مانند ظرف است و بهتر از همه دلیست که ظرفیت آن بیشتر است.

936 إنّما الأمل رحمة من اللّه لامّتی، لولا الأمل ما أرضعت أمّ ولدا و لا غرس غارس شجرا.
امید رحمت خدا براى امت من است اگر امید نبود مادرى فرزند خود را شیر نمى‏داد و کسى درختى نمی کاشت.

937 إنّما الأعمال بالنّیات و الخواتیم.
ارزش اعمال به نیت و سرانجام آنست.

938 إنّما الحلف حنث أو ندم.
نتیجه قسم شکستن است یا ندامت.

939 إنّما العلم بالتّعلّم و إنّما الحلم بالتّحلّم و من یتحرّ الخیر یعطه و من یتّق الشّرّ یوقه.
علم از تعلم و حلم از تظاهر به حلم حاصل میشود هر که جویاى خیر باشد همانش دهند و هر که از شر بگریزد از آن بر کنار ماند.

940 إنّما أنا بشر إذا أمرتکم بشی‏ء من دینکم فخذوا به و إذا أمرتکم بشی‏ء من رأیی فإنّما أنا بشر.
من انسانى مانند شما هستم وقتى شما را بچیزى در کار دین دستور دادم بدان رفتار کنید و وقتى از پیش خود شما را بچیزى فرمان دادم من انسان هستم.

941 إنّما أنا بشر مثلکم و إنّ الظّنّ یخطی و یصیب و لکن ما قلت لکم قال اللّه فلن أکذب على اللّه.
من انسانى مثل شما هستم و گمان بخطا یا صواب میرود ولى هر چه را بگویم خدا گفته است بر خدا دروغ نمى‏بندم.

942 إنّما أنا بشر و إنّکم تختصمون إلیّ، فلعلّ بعضکم أن یکون الحن بحجّته من بعض فأقضی له على نحو ما أسمع فمن قضیت له بحقّ مسلم فإنّما هی قطعة من النّار فلیأخذها أو یترکها .
من انسانى هستم و شما دعاوى خود را پیش من می آورید شاید بعضى از شما دلایل خود را بهتر از دیگرى بیان کند و من مطابق مسموعات خود بنفع او قضاوت کنم هر کس بموجب قضاوت من حق مسلمانى را تصرف کند پاره‏اى از آتش را به دست خود آورده است خواهد نگهدارد و خواهد رها کند.

943 إنّما أهلک الّذین من قبلکم أنّهم کانوا إذا سرق فیهم الشّریف ترکوه و إذا سرق فیهم الضّعیف أقاموا علیه الحدّ.
هلاک پیشینیان شما از آنجا بود که دزد معتبر را رها میکردند و دزد ضعیف را مجازات میدادند .

944 إنّما بعثت لاتمّم مکارم الأخلاق.
من مبعوث شدم تا فضائل اخلاق را بکمال رسانم.

945 إنّما بقی من الدّنیا بلاء و فتنة.
از دنیا جز بلا و فتنه باقى نمانده است.

946 إنّما شفاء العیّ السؤال.
علاج نادانى سؤال است.

947 إنّما مثل القلب مثل ریشة بالفلاة تعلّقت فی أصل شجرة یقلّبها الرّیح ظهرا لبطن .
دل مانند رشته ‏ایست در بیابانى بدرختى آویخته که باد پیوسته آن را زیر و رو میکند.

948 إنّما یبعث النّاس على نیّاتهم.
مردم مطابق پندارهاى خود محشور میشوند.

949 إنّما یتجالس المتجالسان بأمانة اللّه تعالى فلا یحلّ لأحدهما أن یفشی على صاحبه ما یخاف.
جلیسان نگهدار امانت یکدیگرند و روا نیست یکى از آنها راز رفیق خود را آشکار سازد.

950 إنّما یدخل الجنّة من یرجوها و إنّما یجنّب النّار من یخافها و إنّما یرحم اللّه من یرحم.
کسى ببهشت میرود که امید آن دارد و کسى از جهنم دور مى ماند که از آن بیمناک باشد، خداوند فقط بکسى رحم میکند که رحم کند.

951 إنّما یدرک الخیر کلّه بالعقل و لا دین لمن لا عقل له.
همه خوبیها را بعقل مى‏توان دریافت و هر که عقل ندارد دین ندارد.

952 إنّما یرحم اللّه من عباده الرّحماء
خداوند ببندگان رحیم خود رحم میکند.

953 إنّما یسلّط اللّه على ابن آدم من خافه ابن آدم و لو أنّ ابن آدم لم یخف غیر اللّه لم یسلّط اللّه علیه أحدا و إنّما و کل ابن آدم لمن رجا ابن آدم و لو أنّ ابن آدم لم یرج إلاّ اللّه لم یکله اللّه إلى غیره.
خداوند کسى را که آدمیزاد از او مى‏ترسد بر وى مسلط مى‏کند اگر جز خدا از کسى نمى‏ترسید خدا کسى را بر او مسلط نمیکرد آدمیزاد بکسى که بدو امیدوار است واگذار مى‏شود و اگر جز خدا بکسى امید نداشت خدا او را بدیگرى وانمی گذاشت.

954 إنّما یکفی أحدکم ما کان فی الدّنیا مثل زاد الرّاکب.
براى شما در دنیا چیزیکه به اندازه توشه مسافرى باشد کافى است.

955 إنّه یعرف الفضل لأهل الفضل أهل الفضل.
فضیلت اهل فضیلت را صاحب فضیلت مى‏شناسد.

956 إنّی أحرّج علیکم حقّ الضّعیفین: ألیتیم و المرأة.
شما را از حق دو ضعیف بسختى بر حذر میکنم: یتیم و زن.

957 إنّی أخاف على أمّتی بعدی أعمالا ثلثة: زلّة عالم و حکم جائر و هوى متّبعا.
من پس از خودم بر امتم از سه چیز بیم دارم لغزش دانا و فرمانروائى ستمگر و پیروى هوس.

958 إنّی فیما لم یوح إلىّ کأحدکم.
من در چیزهائیکه بمن وحى نرسیده مانند یکى از شما هستم.

959 إنّی لا أخاف علیکم فیما لا تعلمون و لکن أنظروا کیف تعملون فیما تعلمون.
من از آنچه نمیدانید نگرانى ندارم ولى باید دید آنچه را مى دانید چگونه بکار مى‏بندید.

960 إنّی لابغض المرأة تخرج من بیتها تجرّ ذیلها تشکو زوجها.
من زنى را که از خانه خود دامن کشان براى شکایت از شوهرش بیرون شود دشمن دارم.

961 إنّی لم أومر أن أنقب على قلوب النّاس و لا أشقّ بطونهم.
من مأمور نیستم بر دلهاى مردم راه یابم یا باطن آنها را بشکافم.

962 أنهاک عن ثلاث خصال: ألحسد و الحرص و الک
از سه خصلت دور باش حسد و حرص و تکبر

963 أنهاکم عن الزّور.
از شرک و دروغ بپرهیزید.

964 أنهاکم عن قلیل ما أسکر کثیره.
هر چه زیادش مست میکند از کمش نیز اجتناب کنید.

965 إهتبلوا العفو عن عثرات ذوی المرؤات.
براى گناهان جوانمردان عذر تراشى کنید.

966 أهل الجور و أعوانهم فی النّار.
ستمگران و یارانشان در جهنمند.

967 أهون الرّبا کا الّذی ینکح أمّه و إنّ أربى الرّبا استطالة المرء فی عرض أخیه.
آسانترین رباها چنانست که کسى با مادر خود زنا کند و بدترین رباها آنست که مرد درباره عرض برادر دینى خود زبان درازى کند.

968 أهون أهل النّار عذابا یوم القیامة رجل یوضع فی أخمص قدمیه جمرتان یغلی منهما دماغه .
روز رستاخیز از مردم جهنم آنکه عذابش از همه آسانتر است مردى است که دو قطعه آتش بکف پایش نهند که از حرارت آن مغز سرش بجوش مى‏آید.

969 أوتیت جوامع الکلم.
سخنان مختصر و جامع را بمن دادند.

970 أوثق سلاح إبلیس النّساء.
محکمترین سلاح شیطان زنانند.
 
971 أوصیک أن تستحی من اللّهکما تستحی من الرّجل الصّالح من قومک.
بتو سفارش میکنم از خدا چنان شرم کن که از مردى پارسا از کسان خود شرم میکنى.

972 أوصیک بتقوى اللّه تعالى فی سرّ أمرک و علانیته و إذا أسأت فأحسن و لا تسألنّ أحدا شیئا و لا تقبض أمانة و لا تقض بین اثنین.
بتو سفارش میکنم که در نهان و عیان پرهیزکار باشى وقتى بدى کردى نیکى کن و از کسى چیزى مخواه، امانت مگیر و میان دو کس قضاوت مکن.

973 أوصیکم بالجار.
شما را درباره همسایه سفارش مى‏کنم.

974 أولى النّاس بالعفو أقدرهم على العقوبة.
هر که را قدرت مجازات بیشتر است عفو از او پسندیده ‏تر است.

975 أولى النّاس بالتهمة من جالس أهل التّهمة
هر که با متهمان آمیزش کند بیشتر از همه مردم سزاوار تهمت است.

976 أوّل العبادة الصّمت.
نخستین مرحله عبادت خاموشى است.
977 أوّل ما تفقدون من دینکم الأمانة و آخر ما تفقدون الصّلوة.
نخستین چیزى که از دین خود از دست میدهید امانت است و آخرین چیزى که از دست میدهد نماز است.

978 أوّل ما نهانی عنه ربّی بعد عبادة الأوثان شرب الخمر و ملاحاة الرّجال.
پس از بت پرستى نخستین چیزى که خدایم مرا از آن نهى کرد شراب خوارى و بدگوئى مردان بیکدیگر است.
 
979 أوّل ما یحاسب به الصّلوة.
نخستین چیزیکه بحساب آن میرسند نماز است.

980 أوّل ما یرفع من هذه الامّة الحیاء و الأمانة.
نخستین چیزیکه از میان این امت بر مى‏خیزد حیا و امانت است.

981 أوّل ما یقضى بین النّاس یوم القیامة فی الدّماء.
نخستین بار روز رستاخیز میان مردم درباره خونها دادرسى میکنند.

982 أوّل ما یوزن فی المیزان الخلق الحسن.
نخستین چیزیکه در ترازو گذاشته مى‏شود خلق نیک است.

983 أوّل ما یوضع فی میزان العبد نفقته على أهل
نخستین چیزیکه در ترازوى بنده میگذارند خرجى است که براى کسان خود کرده است.

984 أوّل من یدعى إلى الجنّة الحمّادون الّذین یحمدون اللّه
نخستین کسانیکه ببهشت دعوت مى‏شوند ستایشگرانند که خدا را ستایش میکنند.

985 إیّاکم و التّسویف و طول الأمل فإنّه کان سببا لهلاک الامم.
از اهمال و طول امل بپرهیزید که موجب هلاکت اقوام است.

986 إیّاکم و التّعمق فی الدّین فإنّ اللّه تعالى قد جعله سهلا، فخذوا منه ما تطیقون فإنّ اللّه یحبّ مادام من عمل صالح و إن کان یسیرا.
از کنجکاوى در کار دین به پرهیزید زیرا خداوند دین را آسان قرار داده است بنابراین از مسائل دین آنچه را طاقت دارید فرا گیرید زیرا خداوند کار نیک بادوام را دوست دارد اگر چه اندک باشد

 987 إیّاکم و الحسد فإنّ الحسد یأکل الحسنات کما یأکل النّار الحطب.
از حسد بپرهیزید زیرا حسد کارهاى نیک را مى‏خورد چنانکه آتش هیزم را مى‏خورد.

988 إیّاکم و الحمرة فإنّها أحبّ الزّینة إلى الشّیطان.
از سرخى بپرهیزید زیرا سرخى از همه زینتها بنزد شیطان محبوبتر است.

989 إیّاکم و الخمر فإنّ خطیئتها تفرّع الخطایا کما أنّ شجرتها تفرّع الشّجر.
از شراب بپرهیزید که از گناه آن گناهان میزاید چنانکه از درخت آن درختان میروید.

990 إیّاکم و الدّین فإنّه هم باللّیل و مذلّة بالنّهار.
از قرض بپرهیزید که غم شب و ذلت روز است.

991 إیّاکم و الزّنا فإنّ فیه أربع خصال تذهب البهاء عن الوجه و تقطع الرّزق و تسخط الرّحمن و الخلود فی النّار.
از زنا بپرهیزید که در آن چهار خصلت است رونق از چهره ببرد و روزى را ببرد و خدا را خشمگین کند و مایه عذاب جاودان شود.

992 إیّاکم و الشّحّ فإنّما هلک من کان قبلکم بالشّحّ أمرهم بالبخل فبخلوا و أمرهم بالقطیعة فقطعوا و أمرهم بالفجور ففجروا.
از حرص بپرهیزید که پیشینیان شما در نتیجه حرص هلاک شدند، حرص آنها را ببخل وادار کرد و بخیل شدند. به بریدن از خویشاوندان وادار کرد و از خویشاوندان بریدند به بدکارى وادارشان کرد و بدکار شدند.

993 إیّاکم و الطّمع فإنّه هو الفقر الحاضر.
از طمع بپرهیزید که فقر آماده است.

994 إیّاکم و العضة النّمیمة القالة بین النّاس.
از سخن چینى مردم پرهیز کنید.

995 إیّاکم و الغلوّ فی الدّین فإنّما هلک من کان قبلکم بالغلوّ فی الدّین.
از افراط در کار دین بپرهیزید که پیشینیان شما از افراط در کار دین هلاک شدند.

996 إیّاکم و الغیبة فإنّ الغیبة أشدّ من الزّنا. إنّ الرّجل قد یزنی و یتوب فیتوب اللّه علیه و إنّ صاحب الغیبة لا یغفر له حتّى یغفر له صاحبه.
از غیبت بپرهیزید که غیبت از زنا سختتر است کسى که زنا میکند و توبه میکند خدا توبه او را میپذیرد ولى آنکه غیبت مى‏کند گناهش آمرزیده نمى‏شود تا آنکه غیبت او را کرده است از گناهش بگذرد.

997 إیّاکم و الکبر فإنّ إبلیس حمله الکبر على أن لا یسجد لآدم و إیّاکم و الحرص فإنّ آدم حمله الحرص على أن یأکل من الشّجرة و إیّاکم و الحسد فإنّ ابنی آدم إنّما قتل أحدهما صاحبه حسدا فهنّ أصل کلّ خطیئة.
از تکبر پرهیز کنید که شیطان بواسطه تکبر از سجده آدم دریغ کرد و از حرص بگریزید که آدم بواسطه حرص از میوه درخت بخورد و از حسد دور مانید که هابیل بواسطه حسد قابیل را کشت بنابراین تکبر و حرص و حسد سر چشمه همه گناهان است.

998 إیّاکم و الکذب فإنّ الکذب مجانب للإیمان.
از دروغ بپرهیزید که دروغ با ایمان سازگار نیست.

999 إیّاکم و الکذب فإنّ الکذب لا یصلح لا بالجدّ و لا بالهزل و لا یعد الرّجل صبیّه لا یفی له و إنّ الکذب یهدی إلى الفجور و إنّ الفجور یهدی إلى النّار و إنّ الصّدق یهدی إلى البرّ و إنّ البرّ یهدی إلى الجنّة.
از دروغ بپرهیزید زیرا دروغ نه جدى و نه شوخى روا نیست، انسان نباید بطفل خود وعده دهد و وفا نکند، دروغ کسان را به بدکارى مى کشاند و بدکارى آنها را بجهنم مى رساند، و راستى کسان را به نیکو کارى میکشاند و نیکوکارى آنها را ببهشت میرساند.

1000 إیّاکم و المدح فإنّه الذّبح.
از مدح کردن بپرهیزید که مانند سر بریدن است.

1001 إیّاکم و الهوى فإنّ الهوى یعمی و یصمّ.
از هوس بپرهیزید که هوس انسان را کور و کر مى‏کند.

1002 إیّاکم و خضراء الدّمن قیل و ما خضراء الدّمن؟قال المرأة الحسناء فی منبت سوء.
از سبزه مزبله بپرهیزید گفتند سبزه مزبله چیست؟گفت زن زیبا در خانواده بد.

1003 إیّاکم و دعوة المظلوم و إن کان من کافر فإنّه لیس لها حجاب من دون اللّه عزّ و جلّ.
از نفرین مظلوم بپرهیزید اگر چه کافر باشد زیرا میان آن و خدا حجابى نیست.

1004 إیّاکم و محادثة النّساء فإنّه لا یخلو رجل بامرأة لیس لها محرم إلاّ همّ بها.
از گفتگو با زنان بپرهیزید که هر وقت مردى با زنى خلوت کند، قصد او میکند.

1005 إیّاکم و محقّرات الذّنوب فإنّما مثل محقّرات الذّنوب کمثل قوم نزلوا بطن واد فجاء ذا بعود و جاء ذا بعود حتّى حملوا ما أنضجوا به خبزهم. و إنّ محقّرات الذّنوب متى یؤخذ بها صاحبها تهلکه.
از گناهان کوچک بپرهیزید، مثال گناهان کوچک مانند گروهى است که در دره فرود آیند یکى چوبى آرد و دیگرى چوبى آرد و آنقدر هیزم بیاورند که با مجموع آن نان خود را بپزند، گناهان حقیر نیز وقتى از مرتکب آن باز خواست کنند مایه هلاک او مى‏شود.

1006 إیّاک و التّسویف بأملک فإنّک لیومک و لست بما بعد فإن یک غد لک فکن فی الغد کما کنت فی الیوم و إن لم یکن غد لک لم تندم على ما فرّطت فی الیوم.
از اهمال بپرهیز که تو براى امروز زنده ای نه براى فردا اگر فردائى بود فردا نیز مثل امروز باش و اگر فردائى نبود از اهمال و سستى امروز پشیمان نخواهى‏ بود.

1007 إیّاک و السّؤآل فإنّه ذلّ حاضر و فقر تتعجّله.
از سؤال و تقاضا بپرهیز که سؤال ذلت نقد است و فقریست که در رسیدن آن شتاب مى‏کنى.

1008 إیّاک و اللّجاجة فإنّ أوّلها جهل و آخرها ندامة.
از لجاجت بپرهیز که آغازش جهالت است و انجامش ندامت.

1009 إیّاک و خصلتین ألضّجر و الکسل فإنّک إن ضجرت لم تصبر على حقّ و إن کسلت لم تؤدّ حقّا.
از دو صفت بپرهیز: ملالت و تنبلى که اگر ملول باشى حق را تحمل نکنى و اگر تنبل باشى از اداى حق باز مانى.

1010 إیّاک و کلّ أمر یعتذر منه.
از هر کارى که عذر آن باید خواست بپرهیز.

1011 إیّاک و ما یسوء الاذن.
از هر چه بگوش بد آید بپرهیز.

1012 إیّاک و قرین السّوء فإنّک به تعرف.
از یار بد بپرهیز که ترا بدو شناسند.

1013 إیّاک و محقّرات الذّنوب فإنّ لها من اللّه طالبا.

 از گناهان کوچک بپرهیز که خدا از آن باز خواست میکند.

1014 إیّاک و مصاحبة الکذّاب فإنّه کسراب یقرّب إلیک البعید و یبعّد إلیک القریب.
از مصاحبت دروغگو بپرهیز که دروغگو چون سراب است دور را نزدیک مى‏نماید و نزدیک را دور .

1015 إیّاک و مصاحبة الأحمق فإنّه یرید أن ینفعک فیضرّک.
از مصاحبت احمق بگریز که مى‏خواهد بتو نفع رساند ضرر مى‏رساند.

1016 أیّتها الامّة إنّی لا أخاف علیکم فیما لا تعلمون و لکن انظروا کیف تعملون فیما تعلمون.
اى امت من از آنچه نمى‏دانید بر شما بیم ندارم ولى بنگرید آنچه را مى‏دانید چگونه عمل مى‏کنید.

1017 أیّ داء أدوى من البخل.
هیچ دردى بدتر از بخل نیست.

1018 أیّما امرأة أدخلت على قوم من لیس منهم فلیست من اللّه فی شی‏ء و لن یدخلها اللّه جنّته و أیّما رجل جحد ولده و هو ینظر إلیه احتجب اللّه منه و فضحه على رؤس الأوّلین و الآخرین یوم القیامة.
هر زنى فرزندى را بناحق به کسانى ملحق کند خدا از او بیزار باشد و او را ببهشت نبرد و هر مردیکه فرزند خود را که بدو نگران است انکار کند خدا از او دور شود و روز رستاخیز وى را میان اولین و آخرین رسوا کند.

1019 أیّما امرأة استعطرت ثمّ خرجت فمرّت على قوم لیجدوا ریحها فهی زانیة و کلّ عین زانیة .
هر زنى عطر بزند و بیرون رود و بر گروهى بگذرد که بوى او را دریابند زنا کار است و هر دیده زنا کار است.

1020 أیّما امرأة خرجت من بیتها بغیر إذن زوجها کانت فی سخط اللّه تعالى حتّى یرجع إلى بیتها أو یرضى عنها زوجها.
هر زنى که بدون اجازه شوهر از خانه خود بیرون رود مورد خشم خداست تا بخانه بر گردد یا شوهرش از او راضى شود.
1021 أیّما امرأة سألت زوجها الطّلاق من غیر ما بأس فحرام علیها رائحة الجنّة.
هر زنى که بدون جهت از شوهر خود طلاق خواهد بوى بهشت بر او حرام است.

1022 أیّما امرأة ماتت و زوجها عنها راض دخلت الجنّة.
هر زنی که بمیرد و شوهرش از او خشنود باشد ببهشت میرود.

1023 أیّما امرأة نزعت ثیابها فی غیر بیتها خرق اللّه عزّ و جلّ عنها ستره.
هر زنی که لباس خود را جز در خانه خود بیرون آورد خدا پرده خویش را از او بر گیرد.

1024 أیّما امرأة وضعت ثیابها فی غیر بیت زوجها فقد هتکت ستر ما بینها و بین اللّه عزّ و جلّ.
هر زنى که لباس خود را جز در خانه شوهر بیرون آورد پرده ‏اى را که میان او و خدا است پاره کرده است.

1025 أیّما امرء ولی من أمر المسلمین شیئا لم یحطهم بما یحوط نفسه لم یرح رائحة الجنّة .
هر کس چیزى از کار مسلمانان را بدست گیرد و در کار آنها مانند کار خود دلسوزى نکند بوى بهشت بدو نخواهد رسید.

1026 أیّما داع دعا إلى ضلالة فاتّبع فإنّ علیه مثل أوزار من اتّبعه و لا ینقص من أوزارهم شیئا و أیّما داع دعا إلى هدى فاتّبع فإنّ له مثل أجور من اتّبعه و لا ینقص من أجورهم شیئا.
هر که کسان را بسوى گمراهى بخواند و او را پیروى کنند نظیر گناهان پیروان خود را بدوش مى برد بدون آنکه از گناهان آنها چیزى کم شود و هر که کسان را به سوى هدایت خواند و او را پیروى کنند نظیر ثواب پیروانش نصیب او مى‏شود بدون اینکه از ثواب آنها چیزى کم شود .

1027 أیّما راع غشّ رعیّته فهو فی النّار.
هر که با زیر دستان خود به نیرنگ رفتار کند اهل جهنم است.

1028 أیّما راع لم یرحم رعیّته حرّم اللّه علیه الجنّة.
هر کس به زیر دستان خود رحم نکند خداوند بهشت را بر او حرام کند.

1029 أیّما رجل استعمل رجلا على عشرة أنفس علم أنّ فی العشرة أفضل ممّن استعمل فقد غشّ اللّه و غشّ رسوله و غشّ جماعة المسلمین.
هر کس مردی را بر ده تن ریاست دهد و بداند که میان آنها کسى هست که از او برتر است با خدا و پیغمبر و گروه مسلمانان تقلب کرده است.

1030 أیّما رجل تدیّن دینا و هو مجمع أن لا یوفیه إیّاه لقی اللّه سارقا.
هر کس قرضى بگیرد و در خاطر داشته باشد که آن را نپردازد مانند دزدان محشور شود.

1031 أیّما رجل تزوّج امرأة فنوى أن لا یعطیها من صداقها شیئا مات یوم یموت و هو زان و أیّما رجل اشترى من رجل بیعا فنوى أن لا یعطیه من ثمنه شیئا مات یوم یموت و هو خائن و الخائن فی النّار.
هر که زنى گیرد و در خاطر داشته باشد که مهر او را نپردازد هنگام مرگ چون زناکاران بمیرد و هر کس چیزى از مردى بخرد و در خاطر داشته باشد که قیمت آن را نپردازد هنگام مرگ چون خائنان بمیرد و خائن در آتش است.

1032 أیّما رجل ظلم شبرا من الأرض کلّفه اللّه تعالى أن یحفره حتّى یبلغ آخر سبع أرضین ثمّ یطوّقه یوم القیامة حتّى یقضی بین النّاس.
هر کس بقدر یک وجب زمین را بناحق تصرف کند روز رستاخیز خدا وادارش میکند که آن را تا عمق زمین هفتم بکند و طوق گردن کند تا رسیدگى میان مردم بپایان رسد.

1033 أیّما رجل حالت شفاعته دون حدّ من حدود اللّه تعالى لم یزل فی سخط اللّه حتّى ینزع .
هر کس شفاعت او مانع از اجراى حدى شود در معرض خشم خداست تا از کار خود دست دارد.

1034 أیّما شابّ تزوّج فی حداثة سنّه عجّ شیطانه یا ویله عصم منّی دینه.
هر جوانى در آغاز جوانى زن بگیرد شیطان وى بانگ برآرد واى بر او دین خود را از دستبرد من محفوظ داشت.

1035 أیّما مسلم شهد له أربعة بخیر أدخله اللّه تعالى الجنّة.
هر مسلمانى که چهار تن بنیکى او شهادت دهند خدا او را ببهشت مى‏برد.

1036 أیّما مسلم کسا مسلما ثوبا على عری کساه اللّه تعالى من خضر الجنّة و أیّما مسلم أطعم مسلما على جوع أطعمه اللّه تعالى یوم القیامة من ثمار الجنّة و أیّما مسلم سقى مسلما على ظماء سقاه اللّه یوم القیامة من الرّحیق المختوم.
هر مسلمانیکه مسلمان برهنه را بپوشاند خداوند از پارچه ‏هاى سبز بهشت بدو بپوشاند و هر مسلمانى که مسلمان گرسنه را سیر کند خداوند روز رستاخیز از میوه‏ هاى بهشت بدو بچشاند و هر مسلمانیکه مسلمان تشنه ای را سیراب کند خداوند روز قیامت از شربت سر بمهر به او بنوشاند.

1037 أیّما ناشی‏ء نشأ فی طلب العلم و العبادة حتّى یکبر أعطاه اللّه یوم القیامة ثواب اثنین و سبعین صدّیقا.
هر طفلى که در طلب علم و عبادت بزرگ شود خداوند ثواب هفتاد و دو صدیق به او عطا کند .

1038 أیّما راع استرعى رعیّة فلم یحطها بالأمانة و النّصیحة ضاقت علیه رحمة اللّه تعالى الّتی وسعت کلّ شی‏ء.
هر کس سرپرستى گروهى را بعهده گیرد و در کار آنها به امانت و دلسوزى رفتار نکند رحمت خدا که شامل همه چیز است باو نمیرسد.
1039 أیّما وال ولی شیئا من أمر أمّتی فلم ینصح لهم و یجتهد لهم کنصیحته و جهده لنفسه کبّه اللّه تعالى على وجهه یوم القیامة فی النّار.
هر زمامدارى چیزى از کار امت مرا بدست گیرد و در کار آنها مثل کارهاى خصوصى خود دل سوزى و کوشش نکند روز رستاخیز خداوند او را وارونه در آتش اندازد.

1040 أیّما وال ولی فلان و رفق رفق اللّه تعالى به یوم القیامة.
هر کس بزمامدارى برسد و با مردم بملایمت و مدارا رفتار کند خداوند روز قیامت با او مدارا کند.

1041 أیّما وال ولی من أمر أمّتی بعدی أقیم على الصّراط و نشرت الملائکة صحیفته فإن کان عادلا نجّاه اللّه بعدله و إن کان جائرا انتفض به الصّراط انتفاضة تزایل بین مفاصله حتّى یکون بین عضوین من أعضائه مسیرة مأة عام ثمّ ینخرق به الصّراط.
هر زمامداری که پس از من کار امت مرا بدست گیرد روز رستاخیز بر صراط متوقف شود و فرشتگان نامه اعمال او را بکشایند اگر عادل باشد خداوند او را بوسیله عدلش نجات دهد و اگر ستمگر باشد صراط زیر پاى او چنان بلرزد که بندهاى او را از هم جدا کند چنانکه میان دو عضو او صد سال راه فاصله باشد سپس از صراط بیفتد.

1042 أیّها النّاس اتّقوا اللّه فو اللّه لا یظلم مؤمن مؤمنا إلاّ انتقم اللّه تعالى منه یوم القیامة.
اى مردم از خدا بترسید بخدا مؤمنى مؤمنى را ستم نکند جز آنکه روز رستاخیز خدا از او انتقام گیرد.

1043 أیّها النّاس اتّقوا اللّه و أجملوا فی الطّلب فإنّ نفسا لن تموت حتّى تستوفی رزقها و إن أبطأ عنها فاتّقوا اللّه و أجملوا فی الطّلب.
ای مردم از خدا بترسید و در طلب معتدل باشید زیرا هیچ کس نمیمیرد تا روزى خود را بپایان برد اگر چه روزى او دیر برسد از خدا بترسید و در کار طلب معتدل باشید.

1044 أیّها النّاس إنّ ربّکم واحد و إنّ أباکم واحد، کلّکم لآدم و آدم من تراب إنّ أکرمکم عند اللّه أتقاکم لا فضل لعربیّ على عجمیّ إلاّ بالتّقوى.
اى مردم خداى شما یکى و پدر شما یکى است همه فرزند آدمید و آدم از خاک است هر کس از شما پرهیزکارتر است پیش خدا بزرگوارتر است عربى بر عجمى جز بپرهیزکارى امتیاز ندارد،

 1045 أیّها النّاس علیکم بالقصد علیکم بالقصد فإنّ اللّه تعالى لا یملّ حتّى تملّوا .
اى مردم معتدل باشید زیرا خدا ملول نمى‏شود مگر هنگامى که شما ملول شوید.

1046 أیّها النّاس لا تعلّقوا علىّ بواحدة، ما أحللت إلاّ ما أحلّ اللّه تعالى و ما حرّمت إلاّ ما حرّم اللّه.
اى مردم هیچ چیز را بمن مربوط نکنید من حلال نکردم مگر آنچه را خداوند حلال کرده است و حرام نکردم مگر آنچه را خداوند حرام کرده است.

1047 أیّها النّاس ما جائکم عنّی یوافق کتاب اللّه فأنا قلته و ما جائکم یخالف کتاب اللّه فلم أقله.
ای مردم هر چه از من براى شما نقل کردند و موافق قرآنست من گفته‏ ام و هر چه براى شما نقل کردند و مخالف قرآنست من نگفته ‏ام.

1048 ألآمر بالمعروف کفاعله.
آنکه بکار نیک فرمان دهد مانند کسى است که آن را انجام مى‏دهد.

1049 ألإحسان أن تعبد اللّه کأنّک تراه فإن لم تکن تراه فإنّه یراک.
نیکى آن است که خدا را چنان پرستش کنى گوئى که او را مى‏بینى اگر تو او را نمیبینى او تو را مى‏بیند.

1050 ألآخذ و المعطی سواء فی الرّبا.
آنکه ربا مى‏دهد و آنکه مى گیرد در گناه برابرند.

1051 ألأرض أرض اللّه، و العباد عباد اللّه، من أحیا مواتا فهی له.
زمین زمین خداست و بندگان بندگان خدا هستند هر که زمین‏ مرده ‏اى را آباد کند متعلق به اوست.

1052 ألأرواح جنود مجنّدة فما تعارف منها ائتلف و ما تناکر منها اختلف.
ارواح مانند سپاهیان منظمند روحهاى آشنا موتلفند و روحهاى نا آشنا مختلف.

1053 ألإستغفار ممحاة للذّنوب.
استغفار وسیله محو گناهانست

 1054 ألإسلام علانیة و الإیمان فی القلب.
اسلام آشکار است و ایمان در دل نهفته است.

1055 ألإسلام نظیف فتنظّفوا فإنّه لا یدخل الجنّة إلاّ نظیف.
اسلام پاکیزه است شما نیز پاکیزه باشید زیرا بجز پاکیزگان کسى به بهشت نمیرود.

1056 ألإسلام یعلو و لا یعلى علیه.
اسلام برترى مى‏گیرد و چیزى بر آن برترى نگیرد.

1057 ألإقتصاد فی النّفقة نصف المعیشة و التّودّد إلى النّاس نصف العقل و حسن السّؤآل نصف العلم.
میانه روى در خرج یک نیمه معیشت است و دوستى با مردم یک نیمه عقل است و خوب پرسیدن یک نیمه دانش است.

1058 ألإقتصاد نصف العیش و حسن الخلق نصف الدّین.
میانه روى یک نیمه معیشت است و خوشخلقى یک نیمه دین است.

1059 ألأکبر من الإخوة بمنزلة الأب.
برادر بزرگ بمنزله پدر است.

1060 ألأکل فی السّوق دناءة.
غذا خوردن در بازار نشان پستى است.

1061 ألأکل مع الخادم من التّواضع
چیز خوردن با خادم از فروتنى است.

1062 ألأمانة تجلب الرّزق و الخیانة تجلب الفقر.
امانت موجب رزق است و خیانت باعث فقر.

1063 ألأمن و العافیة نعمتان مغبون فیهما کثیر من النّاس.
امنیت و سلامت دو نعمتست که بسیارى از مردم در آن مغبونند.

1064 ألامور کلّها خیرها و شرّها من اللّه.
همه چیزها بد از بد و خوب از جانب خداوند است.

1065 ألأناة من اللّه و العجلة من الشّیطان.
تأنى از یزدان است و شتاب از شیطان.

1066 ألأیدی ثلاثة فید اللّه العلیا و ید المعطی ألّتی تلیها و ید السائل السّفلى فإعط الفضل و لا تعجز عن نفسک.
دستها سه گونه است دست خداوند بالا است و دست دهنده زیر آنست و دست سائل پائین است پس بخشش کن و دست بسته مباش.

1067 ألإیمان الصّبر و السّماحة.
ایمان صبر است و بخشش.

1068 ألإیمان بالقدر یذهب الهمّ و الحزن.
اعتقاد بتقدیر غم و اندوه را می برد.

1069 ألإیمان معرفة بالقلب و قول بالّلسان و عمل بالأرکان.
ایمان معرفت قلب است و گفتار زبان و عمل اعضاء.

1070 ألإیمان نصفان نصف فی الصّبر و نصف فی الشّکر.
ایمان دو نیمه است نیمى صبر و نیمى شکر.

1071 ألإیمان و العمل قرینان لا یصلح کلّ واحد منهما إلاّ مع صاحبه.
ایمان و عمل قرین یکدیگرند و هیچیک از آنها بدون دیگرى درست نیست.

1072 إنّ للّه عبادا یعرفون النّاس بالتّوسّم.
خداوند بندگانى دارد که مردم را بفراست شناسد

 

 

 

 

1072 بابان معجّلان عقوبتهما فی الدّنیا ألبغى و العقوق.
دو چیز است که کیفر آن را در دنیا مى‏دهند ظلم و بد رفتارى با پدر و مادر.

1073 بادر بأربع قبل أربع: شبابک قبل هرمک و صحّتک قبل سقمک و غناک قبل فقرک و حیاتک قبل موتک.
چهار چیز را پیش از چهار چیز غنیمت شمار جوانى پیش از پیرى صحت پیش از بیمارى و توانگرى پیش از فقر و زندگى پیش از مرگ

 1074 بادروا بالأعمال ستّا: إمارة السّفهاء و کثرة الشّرط و بیع الحکم و استخفافا بالدّم و قطیعة الرّحم و نشاء یتّخذون القرآن مزامیر یقدّمون أحدهم لیغنّیهم و إن کان أقلّهم فقها.

 فرصت را براى اعمال نیک پیش از آنکه شش چیز رخ دهد غنیمت شمارید، فرماندارى سفیهان و کثرت شرط در کار معامله و فروش منصبها و کوچک شمردن خونریزى و بریدن با خویشاوندان و تازه رسیدگانی که قرآن را به آواز خوانند و یکى را بامامت وادارند که براى آنها تغنى کند اگر چه دانش او کمتر باشد.

1075 بادروا بالأعمال فتنا کقطع اللّیل المظلم: یصبح الرّجل مؤمنا و یمسی کافرا، و یمسی مؤمنا و یصبح کافرا، یبیع أحدهم دینه بعرض من الدّنیا قلیل.
فرصت را براى اعمال نیک پیش از آنکه فتنه ‏هائى مانند پاره ‏هاى شب تاریک پدید آید غنیمت‏ شمارید در آن هنگام انسان صبح مؤمن است و شب کافر مى‏شود شب کافر است و روز مؤمن میشود و دین خود را به عرض ناچیز دنیا مى فروشند.

1077 باکروا بالصّدقة فإنّ البلاء لا یتخطّى الصّدقة.
بامداد خود را با صدقه آغاز کنید زیرا بلا از صدقه نمیگذرد.

1078 باکروا فی طلب الرّزق و الحوائج فإنّ الغدوّ برکة و نجاح.
صبح زود در طلب روزى و حاجتهاى خود بروید، زیرا صبح خیزى مایه برکت و رستگاریست.

1079 بئس العبد المحتکر: إن أرخص اللّه تعالى الأسعار حزن و إن أغلاها اللّه فرح.
چه بد است محتکر اگر خدا قیمتها را ارزان کند غمگین شود و اگر گران کند خوشحال گردد .

1080 بئس الطّعام طعام العرس یطعمه الأغنیاء و یمنعه المساکین.
چه بد است غذاى عروسى که ثروتمندان از آن بخورند و فقیران محروم مانند.

1081 بئس القوم قوم لا ینزلون الضّیف.
چه بدند مردمى که مهمان بخانه نمى‏آورند.

1082 بئس القوم قوم یمشی المؤمن فیهم بالتّقیّة و الکتمان.
چه بدند مردمیکه مؤمن در میان آنها با تقیه و کتمان راه رود.

1083 بحسب المرء إذا رأى منکرا لا یستطیع له تغییرا أن یعلم اللّه تعالى أنّه له منکر .
براى مرد کافیست که وقتى نا روائى دید و نمى‏تواند آن را تغییر دهد خدا بداند که قلبا از آن بیزار است.

1084 بحسب امرى‏ء من الشّرّ أن یشار إلیه بالأصابع فی دین أو دنیا إلاّ من عصمه اللّه .
براى مرد این بدی کافیست که در کار دین یا دنیا انگشت نما باشد جز کسى که خدایش حفظ کند.

1085 برى‏ء من الشّحّ من أدّى الزّکاة و قرى الضّیف و أعطى فی النّائبة.
هر که زکات خود را بپردازد و مهمان بخانه ببرد و هنگام سختى بخشش کند از بخل بر کنار است.

1086 برّ الوالدین یجزى‏ء عن الجهاد.
نیکى با پدر و مادر جاى جهاد را مى‏گیرد.

1087 برّ الوالدین یزید فی العمر و الکذب ینقص الرّزق و الدّعاء یرّد القضاء.
نیکى با پدر و مادر عمر را افزون کند و دروغ روزى را کاهش دهد و دعا قضا را دفع کند .

1088 برّدوا طعامکم یبارک لکم فیه.
غذاى خود را سرد کنید تا برکت یابد.

1089 برّوا آباءکم تبرّکم أبناؤکم و عفّوا تعفّ نساؤکم.
با پدران خود نیکى کنید تا فرزندانتان با شما نیکى کنند و عفیف باشید تا زنان شما عفیف باشند.

1090 بشّر المشّائین فی ظلم اللّیل إلى المساجد بالنّور التّام یوم القیامة.
به آنها که در ظلمات شب بسوى مسجدها میروند بشارت بده که روز رستاخیز روشنى کامل دارند .

1091 بشرى الدّنیا الرّؤیا الصّالحة.
بشارت این جهان رؤیاى نیک است.

1092 بعثت بالحنیفیّة السّمحة و من خالف سنّتی فلیس منّی.
من دینى ساده و آسان آورده ‏ام و هر که با روش من مخالفت کند از من نیست.

1093 بعثت بمداراة النّاس.
من بمدارا با مردم مبعوث شده ‏ام.

1094 بلّوا أرحامکم و لو بالسّلام.
با خویشان نزدیکى جوئید اگر چه بوسیله سلام باشد.

1095 بنی الإسلام على خمس: شهادة أن لا إله إلاّ اللّه و أنّ محمّدا رسول اللّه و إقام الصّلاة و إیتاء الزّکاة و حجّ البیت و صوم رمضان.
اسلام بر پنج چیز استوار شده شهادت اینکه خدائى جز خداى یگانه نیست و محمد پیغمبر خدا است و بپاداشتن نماز و اداى زکوة و زیارت خانه و روزه رمضان.

1096 بیت لا صبیان فیه لا برکة فیه.
خانه که بچه در آن نیست برکت در آن نیست.

1097 بین العالم و العابد سبعون درجة.
میان عالم و عابد هفتاد درجه است.

 1098 بین العبد و بین الکفر ترک الصّلوة.
میان بنده و کفر ترک نماز فاصله است.

1099 بین العبد و الجنّة سبع عقاب أهونها الموت و أصعبها الوقوف بین یدی اللّه تعالى إذا تعلّق المظلومون بالظّالمین.  
میان بنده و بهشت هفت عقبه است که آسان تر از همه مرگ است و سختتر از همه توقف در پیشگاه خداست هنگامیکه ستم کشان دامن ستمگران را بگیرند.

1100 بین یدی السّاعة أیّام الهرج.
پیش از رستاخیز روزگارى آشفته است.

1101 بین یدی السّاعة فتن کقطع اللّیل.
پیش از رستاخیز فتنه ‏ها پدید آید چون قطعات شب تاریک.

1102 ألبادى‏ء بالسّلام بری‏ء من الکبر.
آنکه سلام آغاز مى‏کند از تکبر بر کنار است.

1103 ألبخیل من ذکرت عنده فلم یصلّ علیّ.
بخیل آنست که مرا پیش او یاد کنند و بر من صلوات نفرستد.

1104 ألبذاء شؤم و سوء الملکة لؤم.
بدزبانى مایه شئامت است و بد سیرتى سرچشمه لئامت.

1105 ألبرّ حسن الخلق و الإثم ما حاک فی الصّدر و کرهت أن یطّلع علیه النّاس.
نیکى خلق نیک است و گناه آنست که بر دل ننشیند و دوست ندارى که مردم از آن مطلع شوند .

1106 ألبرّ لا یبلى و الذّنب لا ینسى و الدّیان لا یموت إعمل ما شئت فکما تدین تدان .
نیکى کهنگى نگیرد و بدى فراموشى نپذیرد و خداى عادل نمیرد هر چه میخواهى بکن که هر چه کنى سزایت دهند.

1107 ألبرّ ما اطمأنّ إلیه القلب و اطمأنّت إلیه النّفس و الإثم ما حاک فی النّفس و تردّد فی الصّدر و إن أفتاک المفتون.
نیکى آنست که دل بدان آرام گیرد و روح از آن اطمینان یابد و بدى آنست که بر دل ننشیند و دوست ندارى مردم از آن خبر دار شوند دیگران هر چه مى‏خواهند بگویند.

1108 ألبرکة فی أکابرنا فمن لم یرحم صغیرنا و یجلّ کبیرنا فلیس منّا.
برکت در بزرگان ماست و هر کس بر کوچک ما رحم نکند و بزرگ ما را محترم نشمارد از ما نیست .

1109 ألبرکة فی نواصی الخیل.
برکت در پیشانى اسبانست.

1110 ألبرکة مع أکابرکم.
برکت با بزرگان شماست.

1111 ألبطانة تقسی القلب.
پرخورى دل را سخت میکند.

1112 ألبغایا الّلاتی ینکحن أنفسهنّ بغیر بیّنة.
زنانى که بى حضور شاهد شوهر میکنند زنا کارند.

1113 ألبکاء من الرّحمة و الصّراخ من الشّیطان.
گریه از رحمت است و فریاد از شیطانست.

1114 ألبلاء موکّل بالقول ما قال عبد لشی‏ء: «لا و اللّه لا أفعله أبدا»إلاّ ترک الشّیطان کلّ عمل و ولع بذلک منه حتّى یؤثمه.
بلا به سخن وابسته است. وقتى بنده‏ اى گوید بخدا هرگز این کار را نمى‏کنم شیطان همه کارها را بگذارد و سخت دلبستگى کند تا او را بگناه وا دارد.

1115 ألبلاء موّکل بالمنطق فلو أنّ رجلا عیّر رجلا برضاع کلبة لرضعها.
بلا به سخن وابسته است اگر کسى دیگری را بشیر خوردن از سگى سرزنش کند از او شیر خواهد خورد .

1116 ألبلاد بلاد اللّه و العباد عباد اللّه فحیثما أصبت خیرا فأقم.
زمین زمین خداست و بندگان بندگان خدایند، هر جا نیکى بتو رسید اقامت گیر.

1117 ألبیت الّذی یقرء فیه القرآن یتراءى لأهل السّماء کما تتراءى النّجوم لأهل الأرض .
سخانه‏ اى که در آن قرآن خوانده میشود در نظر اهل آسمان چنان مینماید که ستارگان در نظر اهل زمین

 

 

 

 

 


 


منبع : نهج الفصاحه
تعداد بازدیدها : ۱۴۴۱


مطالب مرتبط با این موضوع :


کلیه حقوق این پورتال محفوظ و متعلق به استانداری خراسان رضوی می باشد.

نظرسنجی
مطالب سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟
آماربازدیدکنندگان